[یکشنبه پانزده مهر ماهِ ۰۳]
او دچار بودن را دوست داشت!
خب روزا میگذرن و خدا رو بیشتر میون روزام حس میکنم((:
فقط کافیه هی شروع کنم و ادامه بدم..
دچار شدمُ اگه یه روز نباشه مثل یه معتاد از خماری میمیرم..
لبخند رو میون روزای سهمگین میبینم[:
طوفانِ قشنگیه ولی یادش آرامشِ"
اشک اندوه و اشک شادی دقیقا میتوانند به ثانیه ای بند باشد!
گلِ گلدانِ آبیِ دلت را بکار و تماشا کن!