هدایت شده از شبهایروشن-
حقیقت، فاحشهای نیست که بازوان خود را به گردن هر بی سروپایی بیاویزد، برعکس زیباروی مستوره ای است که حتی مردی که همه چیزی را فدای او کند باز نمی تواند از دست یافتن به او اطمینان خاطر داشته باشد.
پروردگارا ، لطف بینهایت خود را شامل احوالات ما کن"
و ما را در مسیری قرارده که خود در آن خیر میبینی(:
و در اخر کمکمان کن تا گرفتار هوا و هوس های زودگذر این دنیا نشویم و از شر غرور دور نگهمان دار!
كل يوم ألقى روحي بتنده ليه على العموم مش هخبي وأداري عليه إنه غيرني وسرقني وإن أنا اتعلقت بيه اللي فات من حياتي ضايع قبليه فيه حاجات حلوة حصلتلي على إيديه كل لحظة تزيد غلاوتة وناوي يعمل تاني إيه لما أغمض قلبي شايفه اسمي غنوة ما بين شفايفه صوته أجمل صوت نداني ابتسامته مطمناني,(((((:
هر روز روحم را در حال گریه کردن برای او می بینم به طور کلی، من آن را پنهان و مدیریت نمی کنم او مرا عوض کرد و حتی اگر به او وابسته بودم، مرا دزدید آنچه از زندگی من گذشت قبل از آن گم شد اتفاقات خوبی از دستان او برای من افتاده است هر لحظه ارزشمندتر می شود و او قصد دارد چه کار دیگری انجام دهد وقتی قلبم را می بندم، آن را می بینم اسم من آوازی است بین لبانش صدای او زیباترین صدایی است که مرا می خواند لبخندش به من اطمینان داد.....