هدایت شده از ر࣫͝وناک𐙚ִִ
سوگند به شب! هنگامی که [برای رسیدنِ سحر] روی بر میتابد.
سوره مدثر، آیه ۳۳.
حمید مصدق :
تو به من خندیدی و نمیدانستی ،
من به چه دلهره از باغچهی همسایه ،
سیب را دزدیدم .
باغبان از پیِ من تند دوید .
سیب را دست تو دید .
غضب آلود به من کرد نگاه ؛
سیبِ دندان زده از دست تو افتاد به خاک .
و تو رفتی و هنوز ،
سالهاست که درِ گوش من آرام آرام ،
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم .
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم ،
که چرا باغچهی کوچک ما سیب نداشت !