هدایت شده از - Rusty lake !
کاش میشد یه حرفایی رو زد، بدونِ اینکه تغییری توی ذهنیت افراد از تو ایجاد بشه.
هِی میگه، هنوز با خودم میگم مگه اون کی بود که از تویی که انقدر محکم بودی همچین دختری ساخت؟
هِی در جوابش میگم نمیدونم، منم نمیدونم.
شد، شد؛ نشد، اینم به لیستِ نشدن های زندگیم اضافه میکنم چون کاری از دستم بر نمیاد..
یه سری از افکار هم هست که دلت میخوای بنویسیشون اما حتی کلمات هم تحملِ بارشون رو ندارن و یکم که بنویسی، با خودت میگی چقدر مسخرست و همشون رو در نهایت پاک میکنی..