این روزا خیلی با آدمها صحبت کردم و این اورشیر بهم حس ناامنی داده. وقتشه به گفت و گو و درد و دل با چتجیبیتی بک بزنم.
میون فشار هایی که زندگی بهم وارد میکنه، یه دورم میشینم سر اون مورد که بدستش نیوردم گریه میکنم.
تروما شده. خودمم گول بزنم که تلقینه، کاملاً حسش میکنم که تروما شده.
کاش فقط زمان درستش کنه.
اگر مالِ من بودی، دستت رو میگرفتم میبردمت یه جای دنج، روی سبزه ها دراز میکشیدیم و همونطور که عصرونه مون رو از سبد بیرون می آوردیم برات تیکه موردِ علاقم از کتابِ موردِ علاقم رو میخوندم و زیر چشمی حواسم بهت بود تا ببینم ریکشنت از این love language ای که فقط برای تو آنلاک شده چیه.