#اعتراف
سلام🙋🏻♀️
قبلا که میرفتیم شهر بازی چندتا پیچ و مهره با خودم میبردم😜🤨
ترن هوایی یا هر وسیله ای ک سوار میشدم به بغل دستیم میگفتم یا جد سادات این دیگه از کجا باز شد؟ 😂باید قیافه طرف رو میدیدی🤣قشنگ کپ میکرد... ولی دیگ توبه کردم اینکارو کنم چون نزدیک بود یکی سکته رو بزنه زبونشو گاز گرفته بود هیچی نمیگفت 🤦🏻♀️😂بعد با داد و فریاد ترن رو خاموش کردن بهش آب و شکلات دادم یکم حالش بهتر شد خیلی ترسیده بود بنده خدا☹️😂
•┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
#اعتراف
#پسرونه
برای خواهرم خواستگار اومده بود و ما گربمونو گذاشته بودیم توی اتاق درم بسته بودیم، یکم که گذشت شروع کرد جیغ و داد که درو باز کنید 😂 یهو خانواده خواستگاره گفتن بذارید بیاد، درو باز کردم اومد یکم از دور خواستگارا رو بو کرد نپسندید😂 رفت رو یک صندلی و پشتشو کرد به خواستگارا و خوابید😂 خواهرمم جواب رد داد به خواستگار 😂
•┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
@Adamvhava
•┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•