روزی دزدانی به خانه‌ای زدند. اشیای گرانبهای خانه را در انبان خود نهاده و قصد هزیمت از بلندای دیوار داشتند. دزد اول با همیاری همدزد خود از دیوار فرود آمد انبان زر را گرفت و منتظر پایین آمدن دیگری شد. در همین اثنا داروغه بر سر گذر حاضر شد. دزد اولی با انبان فرار را بر قرار ترجیح داد. دیگر دزد هول شد و از دیوار فرو افتاد و پایش جراحت دید. داروغه در سوت خود دمید و جماعت همسایگان اجتماع کردند. دزد مجروح از شدت درد فغانش گوش فلک را کر کرده بود. هرکس نجوایی داشت ، یکی می‌گفت: تقصیر صاحب خانه است که این ثروت را در خانه نگاه داشته، دیگری ضمن تاکید بر تقصیر صاحبخانه از بلندی دیوار خانه می‌گفت که اگر دیوار به این ارتفاع نبود این فلک زده به این روز نمی‌افتاد. و داروغه هم شاکی از اینکه چرا صاحبخانه خانه‌اش را ترک کرده تا دزد از دیوار آن بالا رود. القصه هیچکس دزدان را مقصر نمی‌دانست ، که چرا به این منکر پرداخته اند. ایضا  تقصیر داروغه را هم نمی‌دیدند که او نتوانسته امنیت را برای رعیت فراهم کند. تنها مقصر صاحب خانه است که اموال خود را در خانه گذاشته ، حصار بلند هم برای خانه ساخته و به وظیفه شناسی داروغه برای امنیت اعتماد کرده است.  این حکایت گویای وضع امروز جامعه ما و دیدگاه جماعت اصلاح طلبان است در ماجرای قهر و ترک صحنه از سوی کارشناس فرهنگی جناب پزشکیان. هیچکس نمی‌گوید کارشناس مزبور خطایی فاحش مرتکب شده که حتی هم مسلکان هم نتوانسته او را تحمل کنند و اخراجش کردند. کسی نمی‌گوید جناب پزشکیان داد این اخراج را بر سر کسانی میزند که نقشی در آن نداشته اند. و کسی نمی‌گوید کارشناس تلویزیون یک تناقض را به رخ جناب پزشکیان می‌کشد. در این بین اما جماعت مرده خور هوچی کف و سوت زنان برای نظام جمهوری اسلامی خط و نشان می‌کشند. نظام همان صاحب خانه‌ای است که دیوار بلند ساخته به داروغه هم اعتماد کرده و اموالش را در خانه نهاده است. فردای انتخابات منتظر تحلیل های کوچه بازاری در مقصر نشان دادن این صاحبخانه باشید  @Etefaghkhoob