به فَرِّ کیانی یکی تخت ساخت چه مایه بدو گوهر اندر نِشاخت که چون خواستی دیو برداشتی ز هامون، به گردون برافراشتی چو خورشیدِ تابان میانِ هوا نشسته بَرو شاهِ فرمانروا جهان انجمن شد برآن تختِ اوی شگفتی فرومانده از بختِ اوی به جمشید بَر، گوهر اَفشاندند مَرْ آن روز را «روزِ نو» خواندند سرِ سالِ نو، هُرمُزِ فَوردین برآسوده از رنج تن، دل ز کین بزرگان به شادی بیاراستند مَی و جام و رامشگران خواستند چنین جشن فرّخ از آن روزگار به ما مانْد از آن خسروان یادگار شاهنامه، ص ۴۴، دفتر یکم، تصحیح خالقی مطلق، نیویورک ۱۳۶۶ نوروز خجسته‌ها باد _______ برای مشاهده مستندات تاریخی رویان به کانال زیر بپیوندید👇👇👇 📚[رویان جامعه و فرهنگ] @Rooyan_farhang