انار، تحفه‌ی دوران خون‌جگر شدن است و سیب، خاطره‌ی تلخی از بشر شدن است ردیف ممتد دیوار، آسمان را بست هنوز پنجره در فکر بال‌و‌پر شدن است! نپرس کشته‌ی دستان نازنینت کیست... عذابِ «قاتل سهراب»، باخبرشدن است اگر تو مادر فرزند من نخواهی بود کدام مژده مرا بدتر از «پدرشدن» است؟ شعاع زخم دلم ریشه می‌زند به درون شبیه چاه که کارش عمیق‌تر شدن است تو دختری کن و آتش بزن جهان مرا که «با تو سوختن»، انگیزه‌ی پسر شدن است @Selectedpoems