eitaa logo
اشعار برگزیده
70 دنبال‌کننده
21 عکس
3 ویدیو
1 فایل
🍁 برگی از اشعار معاصران ارتباط با ادمین ⬇️ @Akhavan_e_thaleth
مشاهده در ایتا
دانلود
جا مانده‌ام در این شب یلدا بدون تو راهم نمی‌دهند به فردا بدون تو @Selectedpoems
زمین حسینیه‌ی کوچک حسینی هاست غمش قشنگ ترین اتفاق این دنیاست به جای عالم و آدم به خویش زحمت داد کسی نخواست از او، او خودش چنین می‌خواست برای هیچ کسی آرزوی مرگ نداشت «هوالکریم» یکی از صفات این آقاست خودش تمام جهان را سوار کشتی کرد بگو به نوح که آقای ما دلش دریاست دلیر بود ولی جنگ را شروع نکرد حریف مرد نباشد، جدال بی معناست حریف آمد و جای حسین، خود را کشت حسین علت هستی، حسین روح بقاست سرش به نیزه علم شد که بعد اینهمه سال به یاد او سر عشاق تا ابد بالاست و با شهادت خود آنچنان قیامت کرد که تا قیام قیامت عزای او برپاست ازآن زمان که لباس حسین غارت شد الی الابد به تن شیعیان لباس عزاست نگو دلیل ندارد به سینه کوبیدن دلیل، سینه مجروح سید الشهداست به یاد حاجی شش‌ماهه شور باید داشت چنانکه هروله از واجبات سعی و صفاست حسین غایت دین است و عالِم شیعه اگر حسین شناس است صاحب فتواست غبار قبر بروجردی ام همانکه نوشت گل عزای لرستان به درد چشم شفاست مرید «شاخسیِ» پرشور آذری هایم خروش غیرت آنان زبانزد دنیا ست ببین چه روضه‌ی داغی ست نخل یزدی‌ها که یاد یک تن عریان میان یک صحراست جریده و کتل و چلچراغ و طوق و علم ...علم بزرگترین یادگار عاشوراست علم نماد قیام است مثل سرو، رشید علم به یاد علمدار،خوش قد و بالاست لوای زاده‌ی مرجانه سرنگون گردید ولی هنوز علم مثل کوه پا برجاست @Selectedpoems
پرواز هرچند کوتاه، یک لذت بی بدیل است درکی ندارند از عشق، پروانه‌های خمیری @Selectedpoems
دوباره می‌رسد از راه، نغمه‌خوان، اتوبوس پر است از هیجان مسافران، اتوبوس تمام پنجره‌هایش ستاره دارد و ماه شبانه آمده انگار از آسمان، اتوبوس! برای دیدن رؤیای جاده‌ها دارد؛ دوتا چراغ، دوتا چشم مهربان، اتوبوس تمام مردم این شهر نیز می‌گویند؛ همیشه داشته لبخند بر دهان، اتوبوس غروب، پلک به هم می‌گذارد و آرام؛ به خواب می‌رود از دیدنِ جهان، اتوبوس و از تصور یک خواب، اشک می‌ریزد و سرفه می‌کند و می‌خورد تکان، اتوبوس که پیر می شوم و جَرثقیل می خورَدم و لاشه ای لب جاده ست، بعد از آن، اتوبوس... سپیده چشم که وا می‌کند، هوا سرد است؛ و می‌شود پی پروانه‌ها روان، اتوبوس چراغ‌های خطر را ندید، یک لحظه؛ و پرت شد ته یک دره ناگهان اتوبوس و زیر یک پل متروک، با تنی خزه‌پوش شده ست لانه برای پرندگان، اتوبوس @Selectedpoems
قرار نیست که با مرگ خود تمام شویم جهان دری ست که درهای دیگری دارد @Selectedpoems
غمی نو مرزهای شادی ام را جا به جا کرده ببین این عشق تاریخی چه با جغرافیا کرده @Selectedpoems
می‌توانم به هوایت بزنم قید هوا را می‌توانم نفسی باشم و در سینه بمانم @Selectedpoems
رد می‌کنی شاید پس از زنگ دبستان طفل کلاس اولی را از خیابان شاید که دلداری دهی راننده‌ای را وقتی شکایت می‌کند از راهبندان می‌آوری تا کوپه کیف مادری را که ناتوان راهی شده سوی خراسان شاید صدامان کرده‌ای با نام کوچک در غربت یک‌ریز شهری نامسلمان شاید تو را یک صبح جمعه دیده باشیم که چای می‌ریزی برای ندبه‌خوانان گاهی می‌اندیشم در این سرما کجایی؟ شاید کنار آتش یک مرد چوپان شاید تو را هر جای دنیا دیده باشیم در زیر باران...زیر باران... زیر باران... @Selectedpoems
هرکجای خاک من بوی شهادت می‌دهد عشقم ایران است ایران حسین بن علی @Selectedpoems
از همه دلسردم اما در دلم با یاد تو آتشی دارم که تا روز مبادا روشن است @Selectedpoems
ای صلح! با خبر شده ای که برای صلح هرروز خون جمعیتی پایمال شد؟ @Selectedpoems
صدا بلند کن و از وطن بگو به نسیم که قصه را برساند به گوش بیخبران @Selectedpoems