🛑 نقد نظام آموزشی کشور (۷)
🖋 استاد اردوان مجیدی
📌 دقت کنید که در این همزیستی، یک زیست بوم علیه زیست بوم دیگر نمی شورد. مسئولین نظامهای حمل و نقل، نفت، نیرو و صنعت هم، زیست بوم بنزینی – گازوئیلی را تنها راه ممکن نمی دانند و بر شکل گیری زیست بوم برقی، تهاجم نمی کنند، و با برخوردهای هنجاری، قانونی، سازمانی و مالی، جلوی رشد آن را نمی گیرند. (اتفاقی که متاسفانه در حوزه نظام تربیت می افتد!)
📌 حالا به مسئله بخشهای اصلی بافت نظام تربیت برگردیم. اگر در بافت صلب با ترکیب 3+2 بخش مذکور دقت فرمائید، راه حل را از داخل همان بخش ها در می یابید. بخش پنجم بخشی است که می تواند تحول را محقق کند. انتظار تحول از چهار بخش دیگر نمی توان داشت. اما آیا این بخش با چالشی که با چهار بخش دیگر دارد، موفق به تحول می شود؟ اینکه به نظر عملی نمی رسد!
📌 بله اگر با وضع فعلی، این بخش بخواهد در چالش با بخشهای چهارگانه دیگر عمل کند، احتمال موفقیت آن بسیار ضعیف خواهد بود. اما اگر معادلات بخشهای 3 گانه اصلی، وجود این بخش را به رسمیت شناخته، و به آن به صورت رسمی اجازه حیات بدهد چه؟
📌 اگر با ظرافت، شکل گیری زیست بوم جدید در کنار زیست بوم قبلی محقق شود، مسئله فرق خواهد کرد. به عبارت دیگر اگر در درون همان نظام تربیت و بخشهای سه گانه اصلی آن، نظام تربیت وجود بخش پنجم را هضم کرده، با آن به صورت منطقی و معقول برخورد کند، برنامه درسی شکل گرفته در آن را به رسمیت بشناسد، سازوکارهای اجرائی و نظارتی مناسب آن را در همان بخش پنجم شکل دهد، بتدریج به مدارس دولتی خود نیز اجازه دهد که در میدان برنامه درسی خلاقانه آن وارد شده و عمل کنند، و کادر مدیریت میانی متناسب با آن را نیز شکل دهد، در درون و در کنار زیست بوم تربیت کلیشه - کنکوری موجود، زیست بوم تربیت خلاقانه جدید بتدریج شکل خواهد گرفت.
📌 تا دهها سال، این دو زیست بوم در کنار هم به صورت مسالمت آمیز فعالیت خواهند کرد. بخشی از مدارس در زیست بوم سنتی، و بخشی در زیست بوم جدید حیات خواهند داشت. نظام اجرائی و عملیاتی و رویه ها برای هر دو بخش به صورت جداگانه تعریف، اِعمال و نظارت می شود. کادر متناسب برای مدیریت میانی هر دو زیست بوم هم تربیت و فعالیت می کنند. همان سه بخش اصلی، در دو زیست بوم وجود خواهند داشت. جامعه و هر یک از خانواده ها هم متناسب با شرایط و دیدگاههایشان، می توانند نظام تربیتی خود را از یکی از این دو انتخاب کنند.
📌 انتظار اینکه با اجرای چیزی مثل سند تحول، و حتی تعریف سازوکارهای اجرائی و نقشه راه، بتوان همان زیست بوم کنونی را به زیست بومی طبق آرمانهای بیان شده در سند تحول، تبدیل نمود، اصولا انتظاری بیجا، و احتمال وقوع آن نزدیک به صفر است. هرگز نمی توانید دیوان سالاری حاکم بر زیست بوم تربیت کلیشه - کنکوری سنتی را، با دستورالعملها و قوانین و مقررات و تغییر وزیر و معاونان و کادر و ... تغییر دهید. در کنار آن دیوان سالاری، و در درون آن، باید دیوان سالاری جدیدی با اقتضائات جدید، و معادلات جدید شکل بگیرد. اینگونه است که می توانید آرمانهائی که در سند تحول بیان شده است، از درون محقق کنید.
📌 و شکل گرفتن این زیست بوم جدید در درون زیست بوم سنتی قبلی، نه با شکل دستورالعملی و بخشنامه ای، بلکه تنها به صورتی خودسازمانده و نهادی، و با استفاده از انرژی فعال جامعه، قابل تحقق است. و البته در صورتی که حاکمیت و حکمرانی، شیوه درستی را برای این استفاده از انرژی و عقلانیت فعال جامعه بکار ببندد، با توجه وجود این عقل جمعی فعال و انرژی انبوه اجتماعی، شکل گیری این زیست بوم و نقشه راه آن، پیچیده، دشوار، و پر هزینه نخواهد بود.
📌 اگر در همان ترکیب نظام رسمی، اجازه داده شود که به صورت مسالمت آمیز و بدون چالش و مبارزه بین دو طیف، هم آن بخشهای سه گانه و نظام سنتی آن کار خودشان را بکنند، و هم بخش پنجم فعالیت خود را به صورت رسمی انجام دهد، و عناصر زیست بوم آن را برایش فراهم کنند، بتدریج بخش پنجم، در فضای اجتماعی خروجی های خود را نشان می دهد، و جامعه می تواند بین نظام مدرسه ای با پشتیبانی آن بخشهای 3 گانه و بخش پنجم، قدرت انتخاب داشته باشد. میزان گرایش جامعه به این طیف از یادگیری (که خود شامل رویکردهای مختلفی در مدارس مختلف و متنوع می شود)، میزان رشد آن را در گذر زمان روشن خواهد کرد. این جوهره چیزی است که ما از آن به عنوان ”مردمی سازی“ نام می بریم.
📌 ادامه دارد....
❇️ اینجا کانال رسمی ستاد مدارس مسجدمحور کشور است:
https://eitaa.com/joinchat/3942449329C0d3812e329