#خاطره_ارسالی
سلام، آدمی بودم که خیلی زود از کوره در میرفتم و عصبی میشدم یا تند با دیگران حرف میزدم و خودم رو توجیه میکردم که: حقش بود، یا اصلا لازم بود یه بارم که شده اینارو بشنوه و...
تازه احساس میکردم خیلی آدم شجاع و رکی هستم...
خیلی ها به این رفتارم انتقاد کرده بودند ولی همیشه حرصم میگرفت و غرورم اجازه نمیداد حتی به انتقادشون فکر کنم
تا اینکه یکبار توی یه کلاس مربوط به کارهای سیاسی و فرهنگی که بودیم دوباره چنین رفتاری کردم و عصبی شدم و...
بعد از کلاس یکی از خانم ها که سن مادرمو داشت منو کشید کنار و با یه لحن خیلی ملایم و با محبت باهام حرف زد...
نمیدونم چرا؟...🙄شاید به خاطر طینت پاک و عزتی که پیش خدا داشت حرفش واقعا روم اثر کرد و این بار اصلا غرورم جریحه دار نشد و با قلبم حرفشو قبول کردم🙏🏻
اون روز تا شب ذهنم درگیر شد و تصمیم گرفتم سعه صدرم رو بیشتر کنم
واقعا خدا خیرش بده که بدون اینکه تحقیرم کنه یا بخواد خیلی بد بهم تذکر بده، باعث تغییرم شد...
🌺
نمونه #خاطره شماره 103
مسابقه#آنگاه_هدایت_شدم
#تذکر_همیشه_تاثیر_دارد
⭕برای مشاهده سایر خاطرات
روی هشتگ👈 #خاطره_ارسالی
بزنید.
🆔️
@aamerin_ir