سلام، یکشب که با همسرم جایی دعوت بودیم، اونجا همه زیاد شوخی میکردند و می‌خندیدند من هم نمی تونستم جلوی خودم رو بگیرم و خیلی می خندیدم😁 متوجه نگاههای همسرم میشدم ولی معناش رو نمیفهمیدم🤔😒 بعد از اینکه اومدیم خونه همسرم با یه لحن آروم بهم گفت عزیزم تو که اینقدر مراقب حجابت هستی و همه جوره کاملی اصلا به شخصیتت نمیاد اینطور بخوای توی جمع بخندی😳 من اون موقع بود که متوجه شدم چه کاری کردم، اصلا من نمیخواستم گناه کنم 🙊🙈 چقدر خوشحال شدم که فهمیدم همسرم اینقدر دوستم داره که همیشه حواسش بهم هست و اینقدر با زبون خوب منو امر به معروف میکنه☺️ و خدا رو خیلی شکر کردم به داشتن همچین همسری و از خودشم خواستم که همیشه باهام همینطور باشه و اصلا ناراحت نمیشم که این چیزا رو بهم میگه 😌❤️ از اون موقع هم همیشه توی جمع خیلی بیشتر مراقب خودم بودم👌 شاید اگر همسرم همین موضوع رو اما با لحن دیگری به من میگفت من اصلا قبولش نمیکردم و شاید بیشتر لجبازی هم میکردم چقدر لحن گفتن تاثیر داره☝️اما هر لحن هم بستگی به موقعیتش داره☝️ 🌺نمونه شماره 108 مسابقه ⭕برای مشاهده سایر خاطرات روی هشتگ👈 بزنید. 🆔️@aamerin_ir