حضرت آیت الله محمد شجاعی (ره) :
🍂 سلوک رفتن است، حرکت کردن است، پیش رفتن است، مدارج طی کردن است، منازل پشت سر گذاشتن است، معنی
#سلوک این است.
🍂 اگر آیات قرآن را دقّت کنید، خلاصهی آن این است که ما از مرحلهی بالایی آمدیم در اسفل السافلین افتادیم. بسیار نقائص و عیوب و حجوب در وجود ما پیدا شده است و به وجود آوردهایم، آن وقت ما در برگشت به سوی آن موطن اصلی و آنجا که باید برویم، باید حرکت کنیم. یک حرکت تکاملی است به اصطلاح فلسفی، یک صعود وجودی است، یک عروج روحی است که انسان باید در این حیات دنیوی که فرصتی است که برای او دادهاند شروع کند و پیش برود. آن سلسله از عیوب را، نقائص را، اشکالات را، اجحافها را که در وجود اوست قدم به قدم، روز به روز از خود دور کند.
🌿 لقلقهی زبان نیست. ساخته شدن است، عیوب را از خود برطرف کردن است، آماده شدن است، رنگ عوض کردن است به رنگی در آمدن که مناسب آن عالم بعدی شدن، مستعد شدن.
🌿 مثال میزنم برای شما، خاک در حرکت کمالی یا تکاملی خود که حرکت میکند، در آن مسیر که میخواهد بیاید وارد عالم انسانیّت شود، جزء یک انسان شود، بشود انسان و در مسیر انسانی برود به سوی خدای متعال. خاک در این مسیر نمیشود آنجا فرض کنیم زبان هم داشته باشد، حرفها بگوید، بگوید که من خوبم، من طعم اینگونه دارم، من با تو میسازم، مثل انسان بشود. اگر مرا بخوری درست است، من غذای تو میشوم، طعم خوبی دارم، رنگ خوبی دارم، جزء وجود تو میشوم، با تو به عروج میپردازم، در تو خانه میشوم، اینها را به زبان بگوید ولی در همان مرحلهی خاکی بماند.
🌿 این با گفتن آن آمادگی آن را دارد که من و شما خاک را بخوریم و وارد عالم انسانیّت بشود یا نمیشود؟ نمیشود، چه باید بکند؟ حرکت بکند، خیلی چیزها را از خود دور کند، به صورت گندم بیاید، به صورت سیب بیاید، به صورتی بیاید که متناسب و مستعد شود برای ورود به عالم انسانیّت.
اینطور است...
🌷🍃✨🌷
🌾 ببینید خاک چه میکند. خا ک اگر زبان داشت و گفت: من مستعدم، من با تو میسازم، من تو را میخواهم، همرنگ تو هستم، به این زبان او کسی گوش نمیکند که این
#دروغ است. باید به وجود پیش بیاید. آن وقت زبان او هم حرکت بکند. بشود سیب بگوید: من آمادهام جزء وجود شما بشوم، بشود گندم بعد بگوید امّا صادق، راستگو، این استعداد است، استعداد پیدا کرد برای ورود به یک سرفصل دیگر، ورود به یک عالم دیگر و شروع کردن یک حرکتی دیگر در عالم انسانیّت به سوی آن مبدأ کمال.
🌾 آنکه میگویدکه همواره این برنامهها را ادامه میدهیم و آدم نمیشویم، آدم شدن اینطوری است که الآن عرض میکنم. روز به روز، هر روزی که پیش میآید به اندازهای که عنایات خدا را کسب کرده، به اندازهای که همّت دارد، به اندازهای که ارادهی بالا دارد، هر روز جدیدی که میآید خود را با موازین منطبقتر میکند، هر شب فکر میکند، هر روز فکر میکند که امروز در نگاه او چقدر خطا بود، فردا این خطاها را کم کند. درگفتاراو چقدر خطا بود، کم بکند. در استماع خود، در گوش دادنهای خود کم کند. در حرکات اعضا و جوارح به ظاهر کم بکند، در برخورد او امروز بر اساس موازین چقدر اشکال بود؟
🌾 فردا تصمیم بگیرد که آن اشکالات را برطرف کند. در نیّت او چقدر اشکال بود، در فکری که داشت چقدر بود، درمحبّتها که در باطن خود داشت چقدر اشکال بود، در عداوتها، در تعلّقها، در تمایلها، در خوش شدنها، ناخوش شدنها، همهی آن حتّی در خوردنها، در خوابیدنها، در نشستنها، چقدر انطباق داشت با موازین، چقدر نداشت. فردا سعی کند این اشکالات را در حدّی که عنایات خدا را به دست آورده، همّت بالا دارد اصلاح کند. امروز سعی کند دیروز که زبان او ده بار خطا کرد، امروز نکند، اگر هم این سعی او خوب موفّق نشد، اقلاً این ده تا برسد به پنج تا، یعنی یک خرده کم بکند، پس فردا برسد به سه تا، آن یکی روز همینطور.
@avaymarefat