💢فوبی اجتماعی یا هراس اجتماعی! فوبیا نتیجه‌ی خیال پردازیه، یه خیال‌پردازی فاجعه‌آمیز که نتیجه‌ش میشه ترس شدید یا همون وحشت! تصور وقوع یه فاجعه در اثر پرواز میشه وحشت از هواپیما، تصور وقوع یه فاجعه در اثر روبرو شدن با یه گربه میشه وحشت از گربه! تصور وقوع یه فاجعه در اثر سوار آسانسور شدن میشه وحشت از آسانسور و تصور وقوع یه فاجعه در اثر تزریق یه آمپول میشه وحشت از آمپول! حالا این فاجعه انگاری تو اضطراب اجتماعی چه شکلیه؟ فاجعه آمیز تصور کردن قضاوت بقیه آدمها که نتیجه ش میشه وحشت از معاشرت و تعامل با آدمها! حالا هر چی این آدمها غریبه‌تر و تعدادشون در یه مکان بیشتر، شدت این وحشت از مورد قضاوت منفی قرار گرفتن هم بیشتر میشه! علت این ترس از قضاوت منفی چیه؟ استانداردهای بسیار بالا ! عموم کسانی که دچار اضطراب اجتماعی هستن به قدری استانداردهای بالا در رابطه با بقیه تو سرشون دارن که انتظار دارن تک تک اونها در تعاملات‌شون رعایت بشه! اونا انتظار دارن همیشه دقیق، شیوا، سلیس، خوش آهنگ حرف بزنن. دقیق درست و تر و تمیز به بقیه واکنش نشون بدن و از اونجائیکه تقریبا هیچوقت این استانداردها در دنیای واقعی امکان رخدادش نیست ترجیح میدن اگه قراره عالی به نظر نرسن، همون بهتر که کلا معاشرت نکنن. 👈 درمان؟ باید در موقعیت‌هایی که نسبت بهش تصور فاجعه آمیزی وجود داره، آهسته آهسته قرار گرفت و به مغز این پیام رو داد که محاسباتش اشتباهه و اوضاع اونقدرهایی که تصور میشد بیریخت نیست. بر همین اساس، فردی که اضطراب اجتماعی داره باید اول از همه خوب این موضوع رو درک کنه که مشکل، قضاوت بقيه نیست؛ مشکل استانداردهای بالای خودشه و در ادامه بتونه خودش رو در تعامل با بقیه قرار بده و به مغزش این پیام رو بده که موقع معاشرت با بقیه با اینکه یه جاهایی سوتی داده و یه جاهایی تپق زده، ولی در کل تاثیری تو رابطه با بقیه ایجاد نشده و بهتره یکم فتیله استانداردهاشو بکشه پایین... ولی موضوع اینقدرها هم ساده نیست، مغز برای این فاجعه تصور کردن اتفاقات کلی دلیل و برهان داره، اصلا براش ارزش بقا داره این ترسها ریشه در میلیونها سال تکامل داره. 🌐 @diba_313 ─┅═ঊঈ🔥🦅🦅ঊঈ═┅─