عشقـہ♡ چهارحرفہ
✨❤️✨❤️✨❤️ ❤️✨❤️✨❤️ ✨❤️✨❤️ ❤️✨❤️ ✨❤️ ❤️ #پارت_صد_و_بیست_هشتم #خانومہ_شیطونہ_من بی خیال الناز شدم و ر
✨❤️✨❤️✨❤️ ❤️✨❤️✨❤️ ✨❤️✨❤️ ❤️✨❤️ ✨❤️ ❤️ وقتی رسیدم ماشین و پارک کردم و پیاده شدم ماشین های بقیه هم کم کم رسیدن بیخیال بقیه شدم و رفتم طرف مزار دایی عماد کنار مزارش زانو زدم و روی اسمش و بوسیم و پیشونیم و گذاشتم روی مزار و شروع کردم باهاش حرف زدن وقتی سرمو بلند کردم یه شیشه گلاب و یه دسته گل و کنارم دیدم با تعجب سرمو بلند کردم که بابک و تکیه زده به درخت روبه رو دیدم [سوم شخص] قهقهه بلندی زدم🤣 و گفتم: دیدی گفتم نابودت میکنم خانوم کوچولو ... هرکی تو کار من سرک بکشه همین بلا سرش میاد .... اولش عشقت بعدی خودتی منتظر باش بعد تو هم نوبت شاهین خان میشه که بد از دستش شکارم یه جوری بکشمش که تیکه هاش هم پیدا نشه جام و از دست رعنا گرفتم و همش و یه دفع‌ای سرکشیدم با سر به سهیل اشاره کردم بره بیرون یه لحظه برگشتم نگاهش کردم قرمز شده بود مشکوک نگاهش کردم یه لحظه حس کردم بغض کرده 🧐 این چند روز رفتارش عجیب غریب میزنه ... ناشناس رمان👇 https://harfeto.timefriend.net/16501056603814 ============= |@eshghe4harfe| ============= ❤️ ✨❤️ ❤️✨❤️ ✨❤️✨❤️ ❤️✨❤️✨❤️ ✨❤️✨❤️✨❤️ ❤️✨❤️✨❤️✨❤️