🌙شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ
یک آیه از جزء پانزدهم
۞ وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا «إسراء/ ۷۰»
ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم؛ و آنان را در خشکی و دریا(بر مرکب ها) حمل کردیم و از چیزهای پاکیزه روزیشان دادیم و بر بسیاری از مخلوقات خود برتری کامل دادیم.
✅ نکته ها
۱- کرامت، گاهی کرامت اکتسایی است، مثل کرامتی که خاص اهل تقواست،«إنَّ أکرمکم عندالله اتقاکم» (۱)و گاهی کرامت در آفرینش است، نظیر «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم»(۲)؛ ظاهراً مراد از «کرمّنا» در این آیه احتمالا وجه دوم باشد.(۳)
۲- معنای کرامت:
۲/۱- معنای لغوی کرامت
صاحب التحقيق دربارة معنای كرامت می نويسد:
كرامت عبارت است از عزت و برتری در ذات چيزی بدون در نظر گرفتن برتری آن نسبت به چيزی كه فروتر است. كرامت در مقابل پستی و خواری قرار مي گيرد، همان گونه كه عزت در مقابل ذلت و بزرگی در مقابل خردی، و اما شرافت بيشترين مورد استعمال آن در برتری ها و امتيازهای مادی است.(۴)
همچنين راغب در مفردات در بيان معنای كرامت می نويسد:
کرم، اگر وصف خداوند باشد، اسمی براي احسان و نعمت های آشكار اوست، و هرگاه انسان با وصف كرم توصيف شود، اسمي براي اخلاق و افعال پسندیده اوست كه از وی ظاهر می شود و تا آن صفات از او صادر و ظاهر نشود به او كريم گفته نمي شود. (۵)
كرامت واژه عربی است و معادل دقيق فارسی ندارد، اما در كتاب های لغت معانی مختلفی براي آن بيان شده است، كه مهم ترين آنها عبارتند از: بزرگی ورزيدن، جوانمرد گرديدن، ارزش، حرمت، حيثيت، بزرگی، بزرگواری، جوانمردی، عزت، شرافت، شأن، مقام، موقعيت، درجه، رتبه، جايگاه، منزلت، نزاهت از فرومايگي و پاك بودن از آلودگي ها، احسان و بخشش، البته به امور خارقالعاده ای که اولیای الهی انجام می دهند، نیز کرامت می گویند.(۶)
۲/۲- معانی اصطلاحی كرامت
به رغم اهميت بنيادينی كه كرامت انساني در مكتبها و انديشه های مختلف، دارد، تاكنون تعريف جامع و مانع برايش ارائه نشده، بلكه هر مكتب و انديشه اي تعريف خاص و مورد نظر خود را از آن ارائه كرده است.ازاينرو برای رعايت اختصار، تنها به تعريف كرامت از دیدگاه علّامه طباطبائی بسنده می كنيم. با توجه به مطالبی كه به صورت پراكنده در آثار مختلف علّامه، به ويژه تفسير الميزان آمده است، مي توان گفت که علّامه كرامت انسان را به تكوينی و اكتسابی يا طبيعی و الهی و ارزشی تقسيم می كند. به عبارت ديگر، علّامه كرامت به معنای برخورداری انسان از قابليت ها و نعمت های بی بديل و دارا بودن موقعيت ممتاز در عالم خلقت را كه از جانب آفريدگار عالم به وی عطا شده و امر غيراختياری است، كرامت تكوينی و طبيعی مي نامد؛ اما دستيابی به كمالات انسانی و مقام قرب الهی را كه با مجاهدت ها و رعايت تقوای الهی به دست مي آيد و اختياری است، كرامت اكتسابی، الهی و ارزشی مي داند. (۷)
۳- کرامت فطری و سرشتی انسان «ولقد کرّمنا بنی آدم» با کرامت اکتسابی انسان «إنَّ أکرمکم عندالله اتقاکم» فرق دارد.
۴- از نگاه علامه جوادی آملی،
#منشاء #کرامت فطری انسان
#خلافت او از سوی خداست؛ یعنی چون
#خلیفه خدای کریم است، حتما
#کرامت دارد.(۸)
۴/۱- راه شکوفایی کرامت فطری
گوهر کرامت نفسی [فطری]، در همه انسانها تعبیه شده و مخلوق عطیه الهی در درون آدمی برای خلافت است، و کرامت کسبی - که با تقوا و حفظ صبغه خلافت اللهی انسان به دست می آید- شکوفایی همان کرامت نفسی است.(۹)
۴/۲- معیار خلافت
معیار خلافت این است که خلیفه، مظهَر مُستَخَلَفٌ عنه بوده و علوم او را فرا گیرد و فرامین او را باور، تخلُّق، عمل و منتشر کند(۱۰) و اگر خلافت درست عمل نشود و جانشین[خلیفه] مبدأ قدسی به خواست خود کار کند و پیرو هوای نفس خویش باشد، نه فرمانبردار مستخلف عنه[خدا]، خلافت را غصب کرده و خطر سقوط به کمتر از حیوان بودن(۱۱) را به همراه دارد.(۱۲)چنین فردی خلافت را غصب،کرامت را مصادره[کرده]، آدمیت را ربوده است.(۱۳)
۵- فرق «کرَّمنا» و «فَضَّلنا»
به نظر علامه طباطبائی، تکریم، معنایی نفسی است و آن، ذات انسان را مورد تشریف و تکریم قرار دادن است؛ اما تفضیل، معنایی نسبی است که شخص مورد تفضیل از دیگران برتری یابد در حالی که او با دیگران در اصل آن عطیه شرکت دارد. بنابراین معنای تکریم انسان داشتن نعمت عقل است.(۱۴)
✍ پنجشنبه ۱۵ رمضان ۱۴۴۴ برابر با ۱۴۰۲/۱/۱۷
محمدجوادکریمی
📚 منابع
۱- سوره حجرات، آیه ۱۳.
۲-سوره تین، آیه۴.http://
eitaa.com/hafezan_vahy