💠
مدار کرامت
🔹 دیگران تا به این مرز می ‌رسند که انسان باید آزاد باشد، به سبب انسان است، خدا انسان را مکرم قرار داد فرمود: ﴿لَقَدْ کرَّمْنَا بَنی آدَمَ﴾، این درست است و کرامت او به استناد خلافت اوست که ﴿إِنّی جَاعِلٌ فِی اْلأَرْضِ خَلیفَةً﴾، این درست است؛ اما از این به بعد را دیگر فراموش می ‌کنند! خلیفه آن است که حرف «مستخلف ‌عنه» را بزند نه حرف خود را؛ اگر کسی حرف خدا را نزند، حکم خدا را جاری نکند، اراده خدا را حاکم نداند که «خلیفة ‌الله» نیست، این می ‌شود غاصب. 🔹 اگر کسی است باید پیام «مستخلف ‌عنه» را داشته باشد، ببیند «مستخلف ‌عنه» او چه چیزی می ‌گوید، «منوب ‌عنه» او چه چیزی می ‌گوید، چون بالاخره جانشین است. کسی در کنار سفره خلافت بنشیند، از احترام بهره ببرد و بر اساس ﴿أفَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ﴾ عمل بکند، حیاتش می ‌شود غاصبانه. 🔹 اگر کسی «خلیفة ‌الله» است، از یک سو هم ﴿أفَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ﴾ باشد، این غاصب است، خلیفه نیست! وقتی نداشت هم ندارد، وقتی کرامت نداشت، به تازیانه ﴿إِنْ هُمْ إِلاّ کاْلأَنْعَامِ﴾ مبتلا می ‌شود، چون آن کرامت به استناد این خلافت است. اگر کسی زیر خلافت آب بست، «خلیفة‌ الله» نیست. 📚 درس اخلاق تاریخ: 1381/10/12 🆔 @ravanedel