ساقی امشب دوباره مستم کن مست از باده الستم کن بده بر باد بود و هستی من ز می ات کن فزون تو مستی من می ننوشیده بین چه سرمستم عجبا آن دمی کنی مستم مست گردم ز میّ جام ولا بر لبم ذکر یا علی مولا چه شود مست گردم و ساغر گیرم از دست ساقی کوثر او که ساقی جمع مستان است ساقی بزم می پرستان است کاش می شد که جام گیرم از او و شود مست میّ و جام و سبو ساقی جام عالم هستی ای که خود ساقی علی هستی من می آلوه ی گنه کارم خرقه ی پر گنه به بر دارم تو چو کوهی و من کم از کاهم بین تو پیمانه ی پر از آهم ساقی مرتضی علی یا رب مددی کن که می زنم بر لب شویم از می لب و دهانم را و معطر کنم زبانم را چون که مدح علی کنم آغاز بعد تسبیح و حمد و راز و نیاز مدح او چون نماز نیمه شب است جان ز مدح علی به تاب و تب است کیستم من که مدح او گویم کاش هر لحظه راه او پویم ره او راه بودن و هستی است ره میخانه است و سرمستی است قلم امشب به اختیار تو بود ور نه طبعم زبان باده نبود خود شنیدم به وقت تنهایی از زبان قلم به شیوایی که به مدحش همیشه بی نقصم در کفت شاعرانه می رقصم عشق بازی کنم به اذن اله در ثنای علی ولی الله شد مرکب می و مرکب دان ساغر می شد و قلم پی آن چون قلم لب به می و ساغر زد مست گشت و به سیم آخر زر هر چه گفتم فقط نوشت علی کرد حک سردر بهشت علی سردر خانقاه و دِیر و کنشت هر چه گفتم فقط علی بنوشت می چکید از لبش به شیرینی شعر و گلواژه های آیینی مست از میّ ناب ساغر بود متصل بر ثنای حیدر بود تا سحر لب به می و ساغر زد دم به دم دم ز مدح حیدر زد من چو مجنون به لب کنم آواز مدح لیلای خود کنم آغاز یا چو بلبل سینجلی خوانم گرد گل مدحت علی خوانم کیست مولای شیعیان، حیدر شاه مردان و ساقی کوثر ساقی میّ و جام و خم غدیر به خدا تا ابد علی است امیر هر که یک جرعه از می اش نوشد چشمه گردد صفا از او جوشد هر که مست علی شود یکسر نبود عشق دیگرش بر سر مستی شیعیان ز نام علی است هر دو عالم تمام جام علی است عالمی قطره اند و او دریاست اوست دریا و قطره ناپیداست می شود او که این چنین ماند بحر را در سبو بگنجاند ای که نامش بری تو با اکراه حق بفرمود علی ولی الله برسان شک خود به حد یقین شیعه شو بر علی امام مبین گو به لب لا اله الا الله یا رسول و علی ولی الله آن لعینی که با علی بد کرد ره به زهرا به کوچه ها سد کرد تا قیامت همیشه شرمنده است هم که شرمنده هم سر افکنده است جای او هست قعر نار جهیم به تنش تا ابد عذاب الیم هر که از حضرتش جدا گردید دور از رحمت خدا گردید انبیا محو دیدن رویش همه محو گل سمن بویش مهر و مه نور گیر روی علی بوی جنت بود ز بوی علی اولین کس که مست حیدر شد بُد خدا و سپس پیمبر شد فاطمه کوثری که همسر اوست مست او بود اگرچه کوثر اوست حسنینش دو سید و سرور زینبینش چو فاطمه، کوثر دم به دم ذکر یا علی گویند ره بی انتهای او پویند جبرئیل امین و خیل ملک بود آوایشان به اوج فلک صلواتی که بر نبی الله است بر جمال علی ولی الله است گر به میخانه ی نجف رفتم نزد ساقی به ساز و دف رفتم عاشق و مستم و خرابم من بنده و مست بو ترابم من رفته ام تا برات کرب و بلا گیرم از دست حضرت مولا آه من نیستم تو هستم کن جان زهرا بیا و مستم کن مست گردان ز می جام ولا و سپس راهی ام به کرب و بلا بی ولای تو کربلایی نیست کربلا رفته کربلایی نیست بی ولای تو حج کیست قبول یا طواف که می شود مقبول ساقیا می بریز در جامم کربلایی نما سر انجامم @javadkarimzadeh