آب زنید راه را حضرت ماه میرسد سجده کنید ماه را به سجده گاه میرسد بال فرشته هر طرف، کرده غبار برطرف چو همسر شه نجف به بارگاه میرسد حوریه ی مبارکه، ملیکه ی ملائکه مادر شاهزاده و همسر شاه ميرسد خیل فرشته و ملک همره صاحب فدک به هودجی ز عرش با عزت و جاه میرسد بر غم و رنج مبتلا،ز عرش سوی کربلا هر شب جمعه‌ با دو صد ناله و آه میرسد قصد غم پسر کند شال عزا به سر کند دیده ز اشک تر کند چونکه ز راه ميرسد مادر زار بی حرم با دل پر ز داغ و غم گوید حسین دم به دم، به خیمه گاه میرسد گوهر ناب میرسد مادر آب میرسد زائر تشنگان طف به قتلگاه میرسد سوز و گداز فاطمه راز و نیاز فاطمه هر شب جمعه کربلا تا به‌ پگاه ميرسد لب چو به روضه وا کند، ذکر خدا خدا کند که دلخوشم ظهور را ، پشت و پناه میرسد دست ز تن جدا شده، سر بریده از قفا به روز محشر و جزا ، مرا گواه میرسد