احد و واحد و سمیع و علیم همه آفاق را تو نور هستی ای خداوند واجب التعظیم نور مافوق کل نور هستی وصف تو در دعای زهرا بود نور همواره از لبش می ریخت آسمان بر زمین ستاره ز شوق با مناجات هر شبش می ریخت آفرینش نبود اما بود نور زیبای زهره ی زهرا پس از آن نور آفریدی تو آفتاب و مه جهان آرا آفریدیش از برای خودت آن حبیبه نگار دلجو را تا نشینی به هر سحرگاهی روبه رو جلوه ی هوالهو را پس از آن بر زمین تو تابیدی آن تجلی نور سرمد را آمده مادری کند بر او یا که دختر شود محمد را؟ خلق عالم ز یُمن خلقت اوست بی سبب نیست خلقت افلاک او تجلی نور حضرت توست فاطمه دخت خواجه لولاک نور بر این جهان تو تاباندی چون فروغ جمال لم یزلی گرچه بُد آفتاب عالم تاب گشت محو گل جمال علی فاطمه سرور زنان بهشت سرور مریم ،آسیه،هاجر زینت عرش کبریایی توست و مقامش ز عرش بالاتر حسنینش دو گوشواره ی عرش هر دو خیبر شکن دو تا حیدر زینبینش دو کوثر جاری همچو مادر شفیعه ی محشر خاک شایسته ی وجودش نیست آسمان خاک پای فاطمه است او مقامش به اوج او ادنی ست اوج معراج جای فاطمه است آفرینش به دست بوسی او از سر شوق شادو مفتخرند انبیا اولیا ملائک و حور رشک بر جاه و شوکتش ببرند عارف الحق به لطف عرفانش همهء عارفان شهر شدند طفل در مکتبش فقیهان و همهء عالمان دهر شدند مهر و مه ذره ای ز نور رخش کهکشانها نخی ز معجر اوست رحمت او به وسعت دریاست رزق از تار و پود چادر اوست علت خلق ماسوی زهراست جده ی مهربان سادات است فای نامش بنام قدسی تو معنی فاطر السماوات است السلام علیک ای گل یاس مادر آب دختر دریا السلام علیک ای خورشید السلامُ علیک یا زهرا