گرچه در خون خویش غوطه ورند گر چه دلخسته و شکسته پَرند روشنی بخش انجمن هستند شهدا شمع محفل بشرند خود سرا پا چو شمع سوخته اند بشریت به نور ره ببرند چه سبکبال، پر زنان ، خوشحال چون پرستو هماره در سفرند کارشان بذل جان و ایثارست چون بدینگونه جاودانه ترند و خلائق به جایگاه شهید همه در روز حشر رشک برند با چنین جایگاه والایی شهدا زیر سایه ی قمرند چه قمر ماهِ پاک امِّ بَنین که شهان خم به پاش تا کمرند انبیا اولیا ملائک و حور همگی محو روی این پسرند چه مهی آنکه مهر و ماهِ سپهر چون به حسرت به روی او نگرند همه ی کائنات بر خالِ گونه ی هاشمیش سجده گرند و همه سائلان در گاهش به گدایی خویش مفتخرند او علمدار دشت کرب و بلاست دشمنان ماتِ صاحب سپرند او وزیر و حسین شاهنشاست هر دو تا روز حشر تاج سرند دست بر آب بُرد و آب نخورد دید چون اهل خیمه تشنه ترند به وفاداری و ادب شهره او ابالفضل و دیگران دگرند ای که ساقی و میر علقمه ای فاطمه گفت پور فاطمه ای @javadkarimzadeh