✅مسئولیت پذیری در غم و شادی وطن
🔹یادداشت روز ۲۵
🔸گویند روزی جنگلی آتش گرفته بود و ساكنين جنگل وحشتزده تلاش ميكردند فرار كنند!
🔸 گرگ ميگفت: اینجا دیگر جای زندگی نیست، به جای دیگر ميروم و دوباره زندگی را میسازم!
🔸 فيل خودش را به رودخانه رسانده بود و با ريختن آب روی بدنش خود را خنك میكرد و در فكر گريز بود!
🔸و هر حیوانی به نحوی به فکر جمع کردن و از این لانه به آشیانه های امن و آرام دیگر....‼️
🔸اما گنجشکی نفس زنان خود را به رودخانه رساند، با نوكش قطرهي آبی برمیداشت، پر میكشيد و دوباره برمیگشت...
🔴 از او پرسیدند: در اين وانفسا وزبانه های آتش چه میكنی؟🔻
🔺 پاسخ داد: آب را میبرم تا آتش جنگل را خاموش كنم!
🔺 به او گفتند: مگر حجم آتش را نديدی؟ تو با اين منقار كوچكت میتوانی آتش به این گستردگی را خاموش كنی؟
📌 گنجشك گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم، اما اگر روزی از من پرسيدند زمانی که جنگلی كه وطن تو بود؛ در آتش میسوخت چكار می کردی؟ خواهم گفت؛ صحنه را ترك نكردم و هر چه از دستم بر آمد؛ برای نجات جنگل انجام دادم! و به جنگ با آتش رفتم‼️
✍شاید این تمثیل؛ تا حدی داستان امروز ما باشد که با یک قدم کوچک هم می توان در غم و شادی بوم و برمان اندک ادای وظیفه و مسئولیتی نمود.و اگرچون آن گنجشک کاری بزرگ نمی توانیم بکنیم؛ لااقل با رفتار و گفتارمان بخصوص این روزها در شبکه های اجتماعی ناامیدی و ترس را به هموطنان تزریق نکنیم، که حقیقتا یاس و ناامیدی پیل افکن و بنیاد بر انداز است.
✍ و اخر اینکه خاک ایران همه مردی و نامردی های مردمانش را در سینه خود به آیندگان خواهد گفت؛ چه نام باشد و چه ننگ و به قول حکیم فردوسی:🔻
🔹چنین گفت موبد که مرد بنام
بـه از زنـده دشمـن بر او شاد کام
🔹 اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار
چــه نیکــو تر از مـرگ در کـــار زار
✍مسلم محمدی؛ هیات علمی دانشگاه تهران
🌍پایگاه نقد و تبیین🔻
https://eitaa.com/joinchat/2013790376Cc0f9186832