سلام لطفا سوتی مو حتما بذارین خب؟😋 یه شب پسر خاله م خانومش نبود اومد خونه ما بعد شام یک کم نشست بعد مامانم گفت خاله رختخوابت اماده هروقت خواستی برو بخواب اینم بعد نیم ساعت رفت گرفت خوابید منو داداشام داشتیم فیلم ترسناک نگاه میکردیم تو پذیرایی برقارو هم خاموش کرده بودیم حسابی بترسیم 😂 لحظات اوووج فیلم بود ک از ترس داشتیم سکته میکردیم دیدیم رو دیوار یه ساایهه بزرگگگگگ ادم افتاد دستاش دراز موهاش سیخ ما که نفسمونو حبس کرده بودیم ازترس که این چیه😰😰 حتی جرات نداشتیم برگردیم پشت سرمونو نگاه کنیم😱 یهو سایه تکون خورد داشت میاومد سمت ما که مثه برق برگشتیم دیدیم پسرخاله مه با موهای فرفریش که پریشون شده بود ،بلند شده بود داشت می اومد طرف ما 😩 من بهش سلام کردم جواب نداد☹️ فک کنم تو خواب داشت راه میرفت باز دیدیدم برگشت به سمت اتاق ماهم باز غرق فیلم شدیم نمیدونم باز چقد گذشت یهو دیدیم اومد جانماز پهن کرد شروع به نماز خوندن کرد گفتیم نماز شبه چیه؟ ک نمازش تموم شد گفت بچه ها نماز صبحتون قضا نشه حالا ساعت چنده ،۱ نصف شب😄 ما زدیم زیر خنده ک این چشه فیوز پرونده کلا یک تنه خودش فیلم شده بود تو ژانر وحشت😆 صبح بهش گفتیم یادش نمیاومد😂 😱🤦‍♀😅 ‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9 👆👆👆👆