#نامه
سلام آقای رئیسی
بچه های اینجا محروم اند. همانها که سیدشان بودید. هر کدام از چیزی؛ اما "عاطفه" را دارند. تمامشان. صبح که رسیدم نمی دانستم باید برایشان از شما چه بگویم. نمی دانستم از شما چه می دانند. نمی دانستم بزرگترهایشان کدام طرف ایستاده اند. توی همین فکرها بودم که صدای دو نفرشان را از توی سالن شنیدم که داشتند از شما می گفتند. بعد خیلی زود دویدند سمت من و دیدم هلیکوپتری که با آن بازی می کردند، شما را به یادشان آورده. شروع کردند به توضیح حادثه. یک جای تعریفشان به تناسب کودکی به چیزی خندیدند. من دلم گرفت و طوری که متوجه نشوند گفتم: "آقای رئیسی خیلی آدم خوبی بود بچه ها... بچه ها رو خیلی دوست داشت." بعد یک نفرشان وقتی می خواست تعریفش را ادامه دهد، خیلی آشنا، خیلی معنادار، شبیه بزرگترها که چند ثانیه میان حرف اصلی یکگریز می زنند به یادآوری یک حرف مهم، یک لحظه چشم هایش را بست و گفت: "می دونم خاله، من دوسش دارم..." و بعد مکثی کرد و حرفش را ادامه داد؛ درحالیکه من هیچ حرفی از دوست نداشتن نزده بودم. انگار که بداند عده ای دوستتان ندارند و حالا که او اینطور نیست باارزش است و باید میان حرفهایش یادآوری کند.
بچه هایی که سیدشان بودید رفته اند آقای رئیسی. سکوت لبخند را گرفته. مثل همه وقت هایی که می روند و یکی یکی حرفهای عجیب و زیبایشان برایم مرور می شود. میان همه فکرهایم هی گریز می زنم به اینکه من هم خیلی چیزها را می دانستم و دوستتان داشتم😢
بچه ها دوست داشتن ها را هم از بزرگترهایشان یاد می گیرند؛ مگر نه؟ مهم این است از بزرگترهای دردمند
یا بزرگترهای بی درد...
#کلاسمون
#موسسه_آفرینش_لبخند
#برای_لبخند_یک_کودک😊
@labkhaaandd
شماره تماس : ۰۹۱۷۵۶۴۲۳۴۲
شماره کارت :
6037 9918 9991 2566
https://eitaa.com/labkhaaand