‌ بابک‌بامدافعان‌حرم‌در‌سپاه‌آشناشد. در‌نمایشی‌به‌او‌نقش‌شهید‌را‌می‌دهند‌و‌ نقطه‌ی‌تحول‌بابک‌از‌آنجا‌شروع‌می‌شود‌! و‌به‌دوستانش‌میگوید‌که‌من‌هم‌دوست‌ دارم‌به‌سوریه‌بروم‌و‌شهید‌شوم... اما‌وقتی‌با‌خانواده‌اش‌مطرح‌می‌کند‌ آنها‌قبول‌نمی‌کنند. پدر‌و‌برادرش‌اصرار‌می‌کنند‌که‌برای‌ادامه‌ تحصیل‌به‌آلمان‌برود. به‌او‌گفتن‌ما‌تمام‌شرایط‌رابرای‌رفتنت‌ حاضر‌می‌کنیم‌امابابک‌هیچ‌جور‌زیر‌بار نرفت. ادامہ‌دارد..! «پارت𝟑» 🌱:)! ‌‌‏‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ♥️