جلسه ۴
در جلسه قبل ذکر شد که معلومات (تصوری یا تصدیقی) به دو دسته بدیهی و نظری تقسیم می شوند.
در این جلسه به نحو کسب این معلومات می پردازیم.
احتمالات:
أ. برخی از معلومات ما نظری و برخی بدیهی هستند.
ب. تمامی معلومات ما بدیهی هستند.
ت. تمامی معلومات ما نظری هستند.
رد احتمالات:
اگر تمام معلومات ما بدیهی بودند هیچ مجهولی نداشتیم؛ لکن مجهولات فراوانی داریم؛ پس چنین نیست که تمام معلومات ما بدیهی است.
اگر تمام معلومات ما نظری بود هیچ معلومی نداشتیم؛ لکن معلومات فراوانی داریم؛ پس چنین نیست که تمام معلومات ما نظری باشد.
- بیان ملازمه: چون هر معلوم نظری برای معناشدن به معلوم دیگر محتاج می شد و اگر به معلومات نظری نمی رسیدیم هیچ وقت معلومات معنا نمی یافتند و همه ی معلومات در حد مجهولات باقی می مانند.
وقتی از سه احتمال ممکن دو احتمال ردّ شد احتمال سومی متعین می شود که عبارت است از: برخی معلومات بدیهی است و برخی معلومات نظری است.
تعریف فکر نزد ابن سینا:
الفکرُ ما یکونُ عندَ اجماع الأنسان أن ینتقلَ عن أمورٍ حاضرةٍ فی ذهنِه إلی امورٍ غیرِ حاضرةٍ فیه
و هذا النتقال لایخلو مِن ترتیبٍ فی ما یتصرف فیه و هیئةٍ
و ذلک الترتیب و الهیئةٍ قد یقعان علی وجه الصواب و قد یقعان لا علی وجه الصواب
دقت در واژگان:
«انتقال» کلید واژه و همان فکر است.
«هیئت» عطف به «ترتیب» شده است و به معنای صورت کلی قضیه و شکل کلی چینش آن است؛ بر خلاف «ترتیب» که به معنا چنینش اجزای قضیه است.
«قد یقعان لا علی وجه الصواب» نشان می دهد که فکر، خطاپذیر است.
«ترتیب» صواب؛ یعنی: موضوع و محمول به نحو صحیح چیده شده باشند.
منطق علم است یا فن؟
آنچه که در کتب مناطقه مشهور است، تعریف به غرض است نه تعریف ماهیت علم منطق لذا منطق را به صورت آلی و ابزاری تعریف می کنند:
آلة قانونیة تعصم مراعتها الذهن عن الخطا فی الفکر
اما تعریف دیگری را ابن سینا در کتاب شرح اشارات در کنار تعریف آلی بیان نموده که از آن تعریف برداشت می شود که این سینا منطق را به صورت علم تعریف کرده است یعنی به صورت اصالی علم منطق را تعریف نموده است نه آلی:
فالمنطق علم یتعلَّم فیه ضُروبَ الانتقالات عن امورٍ حاصلةٍ فی ذهن الانسان إلی امور مستحصلة
دقت در واژگان:
«یتعلّم» یعنی یاد گرفته می شود.
«ضروب» یعنی شکل (ترتیب و هیئت)
چرا ابن سینا در این تعریف از ماده نامی نیاورد؟
یا ابن سینا منطق را فقط منطق صوری می داند و منق مادی را خارج از علم منطق می داند یا ابن سینا در معنای «ضروب» اعم از صورت و ماده را قصد کرده است.
«امور حاصلة» همان معلومات است و «امور مستحصله» همان مجهولاتی که در پی معلوم کردن آن هستیم.
فرق عقل و تفکر:
عقل قوه ای است مدرکه و فکر حرکتی است که توسط این قوه انجام می گیرد.
اقسام عقل:
أ. بالقوة (هیولانی): تمامیم معلومات در آن بالقوه است چه معلومات نظری و چه معلومات بدیهی.
ب. بالملکة: معلومات بدیهی در آن بالفعل است.
ت. بالفعل: تمام معلومات بدیهی و نظری در نزد شخص، معلوم است.
ث. بالمستفاد: عقل انسان با عقل فعال متصل شده و تمامی معلومات را در نزد خود حاضر می یابد.
صاحبان نفوس قدسیه در مرتبه عقل مستفاد از مراتب عقل نظری هستند لذا هیچ مجهولی برای آن ها وجود ندارد و تمامی معلومات به صرف توجه نزد آنها حاضر است.
#جزوه #جلسه۴