آنالوطیقا
#الکبری_فی_المنطق جلسه: ۶ موضوع: دلالت کلی دائمی / حقیقت و مجاز / مفرد و مشترک تاریخ: ۱۴۰۲/۸/۲۶
جزوه جلسه ۶: چگونگی دلالت لفظ بر مدلول: لفظ به مجرد وضع و علم به آن، بر تمام موضوع له خود دلالت می کند و همچنین لفظ به مجرد وضع بر جزء معنای موضوع له خود نیز دلالت می کند؛ چون فهم کل بدون فهم جزء ممکن نیست. نکته: لفظ به مجرد وضع بر معنای خارج موضوع له دلالت نمی کند بلکه باید بین معنای موضوع له با معنای خارج موضوع له، لزوم ذهنی باشد تا لفظ به معنای خارج موضوع له به دلالت التزامی، دلالت کند. لزوم به معنای مصاحبت، همراهی و پیوند است. تلازم گاهی خارجی و گاهی ذهنی می باشد. تلازم خارجی: مثال: طلوع خورشید و روز شدن/ آتش و حرارة تلازم ذهنی: یا بیِّن است یا غیر بَیِّن أ. بین (آشکار بودن) یا مطلق است یا غیر مطلق: أ. مطلق: یعنی ملازمه بین معنای موضوع له و معنای خارج موضوع له به نحو همیشگی برای همه آشکار باشد به نحوی که هر وقت موضوع له تصور شود ذهن به معنای خارج موضوع له منتقل شوند. ب. غیر مطلق: مانند لزوم ذهنی بیِّن مطلق است، فقط برای همه ی انسانها این ملازمه آشکار نیست بلکه برای صنف یا افرادی با ویژگی های خاص، این ملازمه آشکار است. ب. غیر بین: ملازمه بین معنی موضوع له با معنای خارج موضوع له آشکار نباشد. در علم منطق لزوم ذهنی بیِّن مورد قبول است که کلی (لازم جزئی نباشد) و دائمی (هر وقت ملزوم تصور شود لازم به ذهن آید) می باشد نه لزوم خارجی و لزوم ذهنی غیر بیِّن. از اسباب لزوم ذهنی: عقل، عرف، اعتقاد، اصطلاح و... می تواند باشد. نکته: چنانچه موضوع له لفظ، بر یک معنا دلالت کند، آن لفظ دارای معنای بسیط است؛ مثلًا: دلالت لفظ انسان بر ناطق در صورتیکه لفظ انسان فقط برای فقط ناطق وضع شده باشد نه برای حیوان ناطق. و چنانچه موضوع له لفظ جمعی از چند معنا بود، آن لفظ را دارای معنای مرکب گویند؛ مثلًا: دلالت لفظ انسان بر حیوان ناطق درصورتیکه لفظ انسان برای حیوان ناطق وضع شده باشد. معنای مرکب گویند چون معنا از جزءهایی ترکیب شده؛ در مثال مذکور معنای انسان از: حیوان+ناطق ترکیب شده است، پس معنای مرکب است. معنای حقیقتی: اگر لفظ در تمام معنای موضوع له خود، استعمال شود، این معنا را معنای حقیقی لفظ گویند و اگر لفظ در جزئی از معنای موضوع له خود یا خارج معنای موضوع له خود، استعمال شود، این معنا را معنای مجازی لفظ گویند. نکته: در مجاز برای یافتن معنای مورد نظر نیاز به قرینه داریم. قرینه یا صارفه است یا معینه که هریک به لفظیه (مقالیه) و حالیه (مقامیه) تقسیم می شود. قرینه ی صارفه (برگرداندن): در جایی است که به وسیله قرینه مقالیه (لفظیه) یا مقامیه (حالیه) دلالت لفظ از معنای حقیقی خود به معنای مجازی برگردانده شود. معینه: در جایی است که لفظ برای معانی متعدد وضع شده باشد و قرینه- چه لفظیه چه حالیه- لفظ را در یکی از معانی حقیقی خود متعین کند. لفظ مفرد و مشترک: اگر لفظ دارای یک معنای موضوع له باشد، آن را مفرد گویند و اگر لفظ دارای چند معنای موضوع له باشد، آن را مشترک خوانند. مثال: شیر: أ. حیوان جنگلی، ب. شیرآب، ت. نوعی از لبنیات مرادف و متباین: اگر دو لفظ یا بیشتر از دولفظ، دارای معنای مشترک باشند، آن را مترادف خوانند؛ مثل: انسان و بشر. اگر دو لفظ یا بیشتر از دو لفظ، داری چند معنای غیر مشترک باشند، آن را متباین خوانند؛ مثل: انسان و سنگ.