رباعي جوان ازدست رفته بود دختر گل بي خار بابا هميشه دلبرو دلدار بابا اگر گيرد پسر.دست پدررا ولي دختر بُود غمخوار بابا ............... ............... ز دستم دختري والا گوهر رفت گلي خوشبوي.باخون جگر رفت صفا درخانه ی مانيست دیگر بهاراز آسمانم بيخبر رفت ................................. تونرِ چشم مايی دختر من توشمع بي صدايی دختر من زدي با رفتنت.آتش به جانم بگو با من کجايی دختر من .............................. اين چراغي است که خاموش.نگردد هرگز داغ فرزند .فراموش.نگردد هرگز بارالها.به دلِ خسته و مجروح حسين مادري هيچ.سيه پوش.نگردد هرگز ................................. دخترم.زهجران تو.پرپر مي زند دل زدل تنگي.به هردرمي زند.دل چو بلبل.در فراقِ.رويت اي گل به ديوارِ قفس.سر مي زند.دل .................................... @khatmkhanimajma ترحیم خوانی مجمع الذاکرین