آنروز جولان حواشی بود در شهر
راحت بگویم: اغتشاشی بود در شهر
دلدادگانت، رهروانت، دوستانت...
نوعبشر از هر قماشی بود در شهر
میخواستی بیرون بیایی، پیش پایت
از هر جهت آمادهباشی بود در شهر
در هر خیابان بوی گیسویت میآمد
انگار فصل عطرپاشی بود در شهر
تصمیم بر این شد نمادت را بسازیم
دیگر زمان بتتراشی بود در شهر
از انعکاس چشم تو فیروزه پاشید
بر رنگ و روی هرچه کاشی بود در شهر
یکآن به پیشانیت خطّ اخم افتاد
این اتفاق دلخراشی بود در شهر
افسوس مردی سادهدل هم عاشقت شد
چون روستایی بود، ناشی بود در شهر
#محمدجواد_قیاسی
@mohammad_javad_ghiasi