🕋معرفتِ حضرت قرآن در کلام نورانی حضرت السلطان علی بن موسی الرضا (علیه آلاف التحیة و الثناء): ✨«أَنَّ مَحْضَ الْإِسْلَامِ شَهَادَةُ .. أَنَّ جَمِيعَ مَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ .. وَ التَّصْدِيقُ بِكِتَابِهِ الصَّادِقِ الْعَزِيزِ .. وَ أَنَّهُ الْمُهَيْمِنُ عَلَى الْكُتُبِ كُلِّهَا وَ أَنَّهُ حَقٌّ مِنْ فَاتِحَتِهِ إِلَى خَاتِمَتِهِ» (۱) ◀️بخش دوم ✔️مهیمن ➖مهیمن، به معنای شاهد و ناظر (۲)؛ آنچه که بر امور دیگر رقیب و نگهبان (۳)، محیط و حاکم و غالب است و قائمیت دیگر اشیاء به وجود او باشد(۴). «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ..» (سوره مبارکه مائده آيه ۴۸) از آنجا که حضرت قرآن ، جوامع الکَلِم (۵) یعنی جامع جمیع کلمات الله عزوجل است ،‌ مهیمن بر سایر کلمات الله می باشد؛ بدین معنا که: علاوه بر اینکه شاهد و ناظر است بر مطابقت کتب انبیاء  پیشین با حق و حقیقت (۶)؛ حافظ و نگهبان آنهاست در برابر تحریف و تغییر (۷)؛ یعنی آنچه از حقائق کتب پیشین کتمان شده را ظاهر و آشکار می سازد. همچنین از آنجا که حاکم و غالب بر جمیع کتب الهی است، نسخ کننده آنها می باشد؛ همانطور که حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و اله و سلم) فرمودند: «إنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ کِتَابِیَ الْمُهَیْمِنَ عَلَی کُتُبِهِم النَّاسِخَ لَهَا» (۸). لذا مهیمن بودن حضرت قرآن دلالت دارد بر استیلاء و سیطره و سلطنت آن بر ساير کلمات الله که این هیمنة و سلطنت، به واسطه «تبیانا لکلّ شیء‌» بودن حضرت قرآن و کلّ علم و بسیط العلم بودن آن است. ✔️حق ➖حق (نقیض باطل) که به معنای مطابقت با واقع و درستى است، از شئون حضرت قرآن می باشد؛ چنانکه خداوند می فرماید: «و الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ هُوَ الْحَقُّ ..» (سوره مبارکه فاطر آیه ۳۱). آنچه که در احادیث در وصف قرآن به «أوْدِيَةُ الْحَقِّ وَ غِيطَانُهُ» (۹) بیان شده، بر معدن حق بودن آن دلالت می نماید و اینکه طالبان حق، می بایست حق را در معدن آن که قرآن است، بیابند (۱۰). همانطور که شریفه ۱۷۰ سوره مبارکه نساء تأکید می نماید « يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ..»، حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و اله) از جانب پروردگار، «حق» را بر بندگان آورده که مقصود «ولایت امیرالکونین علی (علیه السلام)» می باشد (۱۱)؛ لذا تمام حق و کمال و بسیط آن، در بواطن حضرت قرآن نهفته است. بدین ترتیب در وصف قرآن بیان شده که «حقّاً لَا تُخْذَلُ أَعْوَانُهُ » (۱۲)؛ حقی است که یارانش را رها ننموده و نصرت می نماید. 📔 منابع 📔 (۱).عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج۲ ص۱۲۱؛ بحارالانوار ج ۱۰ ص۳۵۲؛ وسائل الشیعة ج ۲۷ ص۱۸۹ (۲). التوحيد (للصدوق) ؛ ص۲۰۵ (۳).منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى) ؛ ج۲۰ ؛ ص۳۵۷ (۴). التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج۱۱ ص: ۲۹۰ (۵).بحار الأنوار، ج‏۸۹، ص: ۱۵؛ أمالي (للطوسي) ج ۲ ،ص ۹۸ (۶).تفسير الصافي ؛ ج۲ ؛ ص۴۰ (۷).تفسير الصافي ؛ ج۲ ؛ ص۴۰ (۸). الإحتجاج، ج۱، ص۵۰؛ تفسير نور الثقلين ؛ ج‏۱؛ ص۶۳۸ (۹).نهج البلاغه، خطبه ۱۹۶؛ بحار الأنوار ج۸۹ ص: ۲۱ (۱۰).منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئی)، ج ۱۲ ص۳۰۷ (۱۱). قَوْلُهُ تَعَالَى «قَدْ جاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ» يَعْنِي وَلَايَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام تفسیر القمی ج۲ ص۹۲ ؛ بحار الأنوار ج۳۶ ص۸۲ (۱۲).نهج البلاغه، خطبه ۱۹۶؛ بحار الأنوار ج۸۹ ص: ۲۱