🕌🕍این هیئتها و مساجد و حرم مطهر رضوی است که مشهد را زنده نگه داشته است.
🏗🕌گوی و میدان آستان قدس رضوی در توسعه به سمت شرق مشهد
[3 از 4]
2. توسعه به سمتِ شرق مشهد و میدان آزمون نهادهای مذهبی
اخیراً بحثی پیرامون توسعه مشهد به سمت شرق این شهر که عمدتاً ناظر به بخش شرقیِ حرم مطهر رضوی نیز میشود، مطرح شده است. این بحث، با فرض جدیبودن و تحقق آن،بیتردید مهمترین و کلانترین پروژۀ شهری آیندۀ مشهد و شاید شرق کشور باشد که نه تنها بر زندگیِ مردم مشهد، بلکه بر تعاملات مشهد با شهرهای شرقی یا حتی کشورهای شرقی تاثیرگذار بوده و با توجه به مسئلۀ همگانی و ملی زیارت، بیتردید حتی میتواند مسئلهای مهم برای کُلِ ایرانیان باشد. با اینحال آنچه این مسئله را اهمیت مضاعفی میبخشد، نقش بیبدیل آستان قدس رضوی بهعنوان مهمترین ذینفع این توسعۀ شهری است. بخش قابل توجهی از زمینهای این منطقه در اختیار آستان قدس رضوی است و با توجه به جایگاه این زمینها در مرکز این توسعۀ شهری، قطعاً موضعگیری آستان قدس و تعریف کاربردی زمینهای این نهاد مقدس در این منطقه، تاثیر بسیار زیادی بر مشهد آینده خواهد داشت.
با اینحال مسئلۀ توسعه به سمت شرق، برخلاف تحولات توسعهای که در دهۀ 1370 شمسی و تحت تاثیر الگوهای توسعۀ آن دوران رقم خورد و ثمرات ناگوار آن، مخصوصاً از حیث فرهنگی و اجتماعی و حتی اقتصادی در بخشهای غربی و جنوبی مشهد بر هیچکسی پوشیده نیست، مسبوق به تجربۀ نیازموده نیست. ما اکنون تجربۀ شکستِ طرح طاش در پیرامون بافت حرم رضوی و ناکارآمدی محضِ هتلها و پاساژهای مدرن این منطقه را حتی در تامین اسکان زائرین نوروزی یا آخر ماه صفر مشاهده میکنیم. این سنجش اگر تدقیق شود و به قلمروهای فرهنگی و اجتماعی کشیده شود، تخریب بنیانهای فرهنگیِ پایتخت فرهنگی جهان اسلام به بهانۀ توسعۀ اقتصادی نیز بر اهل فرهنگ و هنر پوشیده نیست. بهراستی اگر انسانهای 200 سال آینده بخواهند دربارۀ میراث فرهنگی که ما حتی در منطقۀ ثامن از خود به جا گذاشتهایم قضاوت کنند و آنرا با میراث شیخ بهائی مقایسه کنند، چه خواهند گفت؟ بهراستی چگونه میشود که در شهر حضرت رضا (ع) شاهد یکی از بزرگترین حاشیهنشینیها و تضادهای طبقاتی در کشور باشیم؟
با گسترش این سنجش به بخشهای غربیِ شهر مشهد، درخواهیم یافت که ما دیگر نه تنها ردپایی از یک شهر مذهبی، بلکه حتی اثری از یک شهر فرهنگی نمیبینیم، بلکه بیشتر با یک شهر تجاری یا تفریحی مواجهیم که نماد برجستهاش، موجهای آبی یا بازارهای بزرگ تجاری (مالها) برای آنچیزی است که جامعهشناسان غربی، فرهنگ مصرف (Consumer culture) طبقۀ مرفه میخوانند. در این مناطق، تعداد مساجد، تقریباً بهاندازۀ پتشاپها است و البته با منطقی که جورج زیمل دربارۀ شهرهای مدرنِ مبتنی بر اقتصاد سرمایهداریِ طبقۀ مرفه بیان میکند، همین تعداد مساجد نیز چندان وجهی ندارند. در این بافتهای شبهمدرن، مساجد تقریباً شبیه کلیساها در شهرهای مدرن هستند. مسجدی که تمام کارکردهای ذاتی و واسطهای آن در مدنیت اسلامی از آن گرفته شده، دیگر همچون کلیسایی متروک است که گاهی از آن، صدای اذانی کوتاه، بلند میشود و بهمدت نیم یا یک ساعت، درب آن باز خواهد بود. این مساجد، اغلب در کوچههای حاشیهای خیابانها قرار دارند و شهرداریها که در گذشته، بهمثابه دارالسیاسۀ شهرها، به مساجد جامع متصل بودند و در حاشیۀ آنها قرار میگرفتند، اکنون لطف میکنند و بر سر کوچههایی که مساجد در آنها قرار دارند، تابلو سبز کوچکی نصب میکنند.
https://eitaa.com/mojtamaona/496