#معرفی_کتاب
کتاب عارفانه📚
درباره این کتاب👇
کتاب عارفانه فردی به نام عارف احمدعلی نیّری را بهوسیلهٔ خاطرات و شرحی از زندگینامهٔ وی، به خوانندهٔ خود، میشناساند.
بخشی از این کتاب را مادر شهید، بهعنوان راوی، توضیح داده است.
برشی از این کتاب👇
وقتی روی پایش ایستاد رو به سمت کربلا دستش را به سینه نهاد و آخرین کلام را بر زبان جاری کرد: «السلام علیک یا ابا عبدالله»
بعد هم به همان حالت به دیدار ارباب بیکفن خود رفت. برای همین دستش هنوز به نشانهی ادب بر سینهاش قرار دارد!
برای من عجیب بود. چرا طلّاب علوم دینی و شاگردان استاد، که معمولاً انسانهای صبوری هستند در فراق این دوست، طاقت از کف دادهاند!؟
پیکر شهید را داخل قبر گذاشتند و لحد را چیدند. شخصی که آخرین لحد را گذاشت، و بیرون آمد، رنگش پریده بود!
پرسیدم: چیزی شده؟!
گفت: وقتی آخرین سنگ را عوض کردم ناگهان بوی عطر فضای قبر را پر کرد. باور کنید با همهی عطرهای دنیایی فرق داشت!
امروز مراسم ختم این شهید است. رفقا گفتهاند: خود استاد حقشناس در مراسم حضور مییابند! فراق این جوان برای استاد بسیار سخت بود.
من در اطراف درب مسجد امینالدوله ایستادم. میخواستم به همراه استاد وارد مسجد شوم. دقایقی بعد این مرد خدا از پیچ کوچه عبور کرد و به همراه چند تن از شاگردان به مسجد نزدیک شد...
#عارفانه
#دفاع_مقدس
https://eitaa.com/joinchat/1000341707C0791b3d0c8