#نفرین_مادر
و همه ی مسوولیتهای خونه به عهده ی من بود که اون موقع کلاس چهارم بودم ...یه روزکه مامان از درد به خودش میپیچید از ترس رفتم خاله ملیحه همسایه روبرویی مون رو صدا کردم وقتی رسید بالا سر مامانم شروع کرد به ماساژ دادن دست و پای مامان و غرغرکنان میگفت چرا از شوهرت نمیخوای ببرت یه دکتر درست و حسابی ؟ چرا از پسرات نمیخوای دست از لودگی و بیعاری بردارن تا کمی کمک حالت باشن؟ همون موقع داداشهام وارد خونه شدند هرکدوم مقداری پول برای چیزی میخواستند،همینکه صدای هرکدوم بلند شد خاله ملیحه داد زد به سرشون و گفت مگه نمیبینید این بدبخت فلک زده داره از درد جون میده؟هرکدوم به فکر خوشی خودتونید،مگه شما ادم نیستید که رحم و مروت ندارید ؟
#ادامهدارد
❌
کپی حرام ⛔️