پارت پنجاه و هشت مُزدِ احترام🌸🌿 _قمحانه معزغلامی🌹 حسین عصای دست پدر و مادرش بود و با احترام خاصی باپدرش صحبت می کرد یه دفعه پنج شنبه رفته بودم،شاه عبدالعظیم (ع)برای شرکت در مراسم حاج منصور ارضی تصادفا حسین رودیدم با پدرش اومده مراسم،من پدرش روتاحالاندیده بودم.گفتم حسین ایشون کیه گفت پدرمه با پدرش احوال پرسی کردم و چون دیروقت بود.تعارف کردم،گفتم بیایدخونه من امشب آخه خونه من نزدیک اونجا بود اما حسین گفت راستش مادرم خونه تنهاست.پدرم هم مریضه فردا صبح آزمایش داره باید ببرمش دکتر اگه بیایم اینجا فردا سخت بیدار میشه و خیلی اذیت میشه،حسین هروقت تلفنی با پدر و مادرش صحبت می کرد می گفت عزیزم قربونت برم کلا خیلی احترام می گذاشت به پدر و مادرش به نظرم شهادت مزد احترام به پدر و مادرش بود. (همکارشهید)