🔹گزارش جلسه چهارم فلسفه هنر (قسمت اول) 🔹تدریس استاد احمد فرحانی ♦️هنر در پرتو اندیشه توحیدی در جلسات پیشین دو مطلب به عنوان مقدمه برای تبیین هنر در بیان شد: 🔸مطلب اول مربوط به نظام فلسفه اسلامی بود که توضیحات تفصیلی آن مربوط به فلسفه مطلق است و در جلسات قبل اشاره ی کوتاه به آن شد. به صورت خلاصه سه اصل در نظام فلسفی اسلام وجود دارد که اندیشه مبدا تا معاد را از دیدگاه اسلام تقریر می کند. ➖اصل اول: رئالیسم در مقابل ایده آلیسم است که نتیجه آن اثبات توحید ذاتی و مقام احدیت است. ➖اصل دوم: اصالت وجود که توحید صفاتی، افعالی و اسمائی را اثبات می کند. ➖اصل سوم: تشکیک است که نتیجه آن اثبات اصول انسانی دین مثل امامت، نبوت، ولایت مطلقه، عدل و معاد است. تشکیک دو قسم دارد: تشکیک طولی که بحث علت و معلول و وجوب و امکان در فلسفه مربوط به آن است. قسم دوم تشکیک عرضی است که مربوط به قوه و فعل، وجود ذهنی و ماهیت است. 👈(نمودار شماره 1) 🔸مطلب دوم مربوط به نظامات غربی بود که توضیح آن گذشت. ⭕️با توجه به این دو مقدمه، در این جلسه به پرسش هایی که در انتهای جلسه قبل بیان کردیم از دیدگاه اندیشه توحیدی پاسخ می دهیم. ❓پرسش اول: آیا هنر صرفا برای هنر است یا برای ارزش های غیر انسانی یا ارزش های انسانی؟ ❓پرسش دوم: هنر علت زیبایی است یا زیبایی علت هنر است؟ ❓پرسش سوم: رابطه هنر با تخیل و احساس و عقل و زیبایی چیست؟ 🔵 توضیح تفصیلی هنر در اندیشه توحیدی: در عالم دو مرحله وجود دارد. همانطور که گذشت، مرحله اول احدیت و مرحله دوم صفات است. الله و وجه الله تمام آن چیزی است که صاحب اثر و واقعی است. همه ی علوم تفسیر مرحله ی دوم یعنی صفات است. علامه طباطبایی معتقدند که این مرحله همان واقعیتی است که سایه ای دارد و آن سایه همان علم است. مقصود از علم، علوم حقیقی است. علوم حقیقی نیز سایه ای دارد که به آن علوم اعتباری می گویند. بنابراین علوم اعتباری سایة سایة واقعیت است. 👈(نمودار شماره 2) 🔸ذات و صفات در عین بساطت ظهوراتی دارند که در سه دسته کلی جای می گیرند. 🔅ظهور در معقولات که ظهور کلی است 🔅ظهور در ممثلات که ظهور جزئی است 🔅ظهور در متغیرات که ظهور مادی است. عرفا به ذات و صفات با این سه دسته از ظهورات، حضرات خمس می گویند. 💠 یکی از صفات که در هر سه ی این ظهورات جای دارد، صفت است. این صفات در عین تعدد، منجر به ترکب و تمایز نمی شوند همانند معقولات ثانی فلسفی. 👈 (نمودار شماره 3) 🔴 حقیقت زیبایی که همان صفت جمیل است، علت ایجاد هنر است. هنر در حوزه ی علوم متبلور می شود. بنابراین واقعیتی که از آن علمِ هنر متولد می شود، همان صفت جمیل است که در سه دسته از ظهورات یعنی معقول و ممثل و متغیر ظاهر می شود. علم هنری که مولود این حقیقت (صفت جمیل در سه دسته ظهورات) است دو شاخه دارد: علوم حقیقی و علوم اعتباری. پس واقعیت، علتِ تولد افکار است. ثبوت، علتِ اثبات است. 🔸 همانطور که گفتیم چون علوم سایه واقعیت است بنابراین هنر نیز سایه همان صفت جمیل است. سایه حقیقت زیبایی همان هنر در عالم ادراکات است. هنر در عالم ادرکات یا کلی است یا جزئی. ➖هنر کلی همان علوم غریبه است. ادراکاتی که سایه ی معقولات است. ➖هنر جزئی یا ثابت است یا متغیر. 🔻هنر ثابت (ممثلات) همان ریاضیات است که مثال آن علم به موج است و به آن موسیقی می گویند. توازن در امواج همان موسیقی است که البته بی صداست. 🔻هنر متغیر (متریال یا مادی) دو مرحله دارد: هنر حقیقی و هنر اعتباری. ➖هنر حقیقی همان موسیقی و هنرهای تجسمی است. منظور از موسیقی در اینجا امواج چهار بعدی است. هنرهای تجسمی هم طراحی و گرافیک و نقاشی و رنگ هاست. ➖هنر در اعتباریات دو بخش دارد: هنرهای لفظی و هنرهای کتبی. 👈 (نمودار شماره 4) قسمت اول 🔰ملاحظات و محاکمات (دستنوشته های سید مجتبی جواهری) 💠 @sm_javaheri