یاد ایام
‍ 🔴 ۱۸ شهریور، سالروز درگذشت مشکوک نویسنده زبردست، مردمی و متعهد "جلال آل احمد" 🔹 نقل قول آیت ال
💥💥به یاد جلال آل احمد؛ در سالروز درگذشتش 🔔مردی که قلمش، آهنگ بیداری نسل جوان را می نواخت ✍️جلال برای بسیاری از ما آشناست؛ اما شاید کمتر کسی بداند که پدرش آیت الله سید احمد طالقانی است. جلال اهل اورازان بود، دهکده ای که همه مردمانش از ساداتند. او مدتی برای تحصیل علوم دینی به نجف رفت، اما سری پر شور داشت و می خواست به دانشگاه آمریکایی بیروت برود که ناگهان همه چیز را کنار گذاشت و برگشت به تهران تا برود به دانشسرایعالی و معلم بشود؛ تا عضویت در حزب توده و زحمتکشان را تجربه کند، حتی سفری به اسرائیل داشته باشد و بعد از کودتای 28 مرداد، حزب و حزب بازی را ببوسد و بگذارد کنار و یکراست برود سراغ اصل مطلب ... سراغ دردی که جامعه روشنفکری را فرا گرفته و رهایی از آن، با این همه تاری که دورش تنیده، سخت است. ✍️در همین دوره است که «غربزدگی» را می‌نویسد و می‌رود به مکه و می‌شود «خسی در میقات». برخی می گویند درگذشت نابهنگام او در اسالم گیلان، کار دربار و ساواکی هاست که از قلمش می ترسیدند. اما سیمین، همسرش، نویسنده «سووشون»، می گوید که دو عشق خطرناک کار «تجلی روشنفکری مسئول معاصر» را ساخت: سیگار و کوکا! جلال در مصرف کوکاکولا زیاده روی می‌کرد؛ اصلا نمی توانست کنار بگذاردش. پزشک به او گفته بود اگر ترک نکنی این دو تا را، کارت ساخته است، اما انگار نه انگار ... این را سیمین دانشور نقل می کند و البته به واقعیت هم نزدیکتر است. این طور می شود که جلال 46 ساله، روز 18 شهریور سال 1348، ناغافل پر میکشد به جایی که از آنجا آمده بود ... 🆔 @yade_ayyam