eitaa logo
- سِدنا
280 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
221 ویدیو
3 فایل
- و اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ‌ * /نگران چیزی نباش، طلوع آفتاب همه چیزُ درست میکنه. 'و امید است که گرانبها کرد آن [مخلُوق‌ مِن‌ صَلصالِن‌ کَل‌ فَخار] https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_j0h3tbd&btn=آلاء
مشاهده در ایتا
دانلود
- سِدنا
از امروزِ [ساده،گذرا، شیرین] ۰۴ / ۸ / ۱۷
از امشبِ [بی‌انتهای من] ۰۴ / ۹ / ۸
روزهای غمگین میگذرند امّا ردشان می‌ماند.
او یک دیوانه بود؛ در هنگام مستی می‌خندید. در هنگام اندوهگینی می‌خندید‌. در هنگام شادی می‌خندید. در هنگام خشم می‌خندید. صبح می‌خندید، ظهر می‌خندید، عصر می‌خندید، شب می‌خندید.
- دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
یک اشک کافی بود تا ریمل پخش شه، سایه پاک شه و فرم ابروهام خراب شه.
از حدود ساعت پنج درست کردن پیتزا رو شروع کردم. اول خمیر و بعد خورد کردن چیزهایی کی میخواستم استفاده کنم؛ مثل فلفل دلمه‌ای رنگی، قارچ و.. ساعت شش و نیم خمیر پیتزا رو گذاشتم توی سینی و شروع کردم به چیدن پنیر و سس و بقیه مواد. حدودای هفت و ربع بود من تازه لباسامو پوشیده و آرایش کرده آماده بودم که فر خاموش شد و من رفتم که ببینمش. راستش بچه‌ها من خیلی غذا درست میکنم، خیلی پیتزا درست میکنم اما این چیزی که میدیدم افتضاح ترین چیزی بود که درست کرده بودم =)))))))))))))) برای اولین بار خمیر جادویی پف نکرده بود🤣 پنیر پیتزا سرخ نشده بود از حرارت🤣 و یه بوی بدی مثل سوختگی میداد(نسوخته بود). همون‌جا نشستم و زار زدم (چیزی مهم نبود اما اولین بار بود (فکر کنم) برای دوستام غذا درست میکردم). ریمل پخش، رژ پاک، سایه روی کف دست🤣🤣 گریه‌مو کردم، رفتم صورتمو شستم و از اول آرایش کردم. بعد با خودم گفتم حالا که این بد شده حداقل برم سفارش بدم، تا رفتم سفارش بدم دوستم زنگ زد گفت ما دم دریم🤣🤣🤣 فقط تونستم روسری‌ و عبا مو بپوشم و بزنم بیرون. به مامانم گفتم سفارش بدین و بیارین بریم و آدرسو دارم (بماند که اونجا هم یه ساعت آدرس میخواستن و دنبال خونه میگشتن). حدود هفت پنجاه ما رسیدیم خونه دوستم. اونجا پیتزا خوردیم، کیک خوردیم و البته ساعات‌ها ایستاده بودیم که یک چالش رو بریم🤣🤣