مامانبزرگم بعداز اینکه فوت کرد
اختلافات بین عمو و عمههام بیشتر شدن، جمع های آخرشبی و یهویی کمتر شدن، قهرهای کوتاه مدت از بین رفتن و کینه ها به وجود اُمدن ..
خلاصه که مادر خانواده دورهم جمع میکنه؛
فاطمه وقتی از دنیا رفت
فرقسر علی رو توی کوفه زدن
حسن رو توی مدینه مسموم کردن
سر حسین روکربلا از تن جدا کردن و همه جا چرخوندن
آخرش هم زینب که شاهد همهٔ این مصائب بود، توی شام روح ِخستهشو به خدا سپرد ..
- سِدنا -
از امروز ِ[پرازآبیِغمگین] ۰۳ / ۹ / ۱۲
از امروز ِ[بهشدتدوستداشتنیُخاطرهانگیزه]
۰۳ / ۹ / ۱۵
- سِدنا -
از امروز ِ[بهشدتدوستداشتنیُخاطرهانگیزه] ۰۳ / ۹ / ۱۵
قاب بالایی سمت راست رو خیلی دوست دارم :)))))))))))
هدایت شده از دلسترِلیمو
کوتاه بخوام بگم : کوتاه کردن مو برای یه دختر میتونه اعتیاد آور باشه
- سِدنا -
تو آخرین وطنی هستی که آن زاده شدهام ؛ و در آن دفن خواهم شد 'نزارقبانی
دلم میخواهد
آنقدر کوچک بشوم که به قدر یک پرنده باشم، آنوقت پر بزنم و بیایم پیش تو 'فروغفرخزاد