دیگر آن "حالا چرا" معنی ندارد شهریار
هرزمان برگردد او، جان را فدایش میکنم
ترک ما کردی برو هم صحبت اغیار باش....
یار ما چو نیستی با هرکه خواهـی یار باش....
رنج فهمیدن به من اموخت
فهمیدن خطاست...
روز و شب دائو سوال پرسیدن از خویش
پرسیدن خطاست...
مثل مردم بی تفاوت باش و
چشمت را ببند..
سادع دل در سرزمین کورها
دیدن خطاست...
تاکه می رنجیدم
انگ زود رنجی مزنند...
زود رنجاندن روا
و زود رنجیدن خطاست...
مثل باران بودم و
این روزها فهمیده ام...
در کویر خشک و بی حاصب
باریدن خطاست...