صبـــــــر،²
_ای ماه عشیره ...
_ به آب که رسید و دست هایش را در آب برد ، یاد سخن پدرش افتاد :«تنهایش نگذار ، او بسیار تنها است ...»
چنان سراسیمه برگشت ، که دستانش را جا گذاشت ...
_حضرت ماه
حاج محمود کریمینماهنگ اباالفضل با وفا.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
مَه هاشمی نسب ..
علمدار لشکرم ..
صبـــــــر،²
گذر تک تک ثانیه های عمرم ، به قدیمی شدن نوکریت میارزد ...
ثروت و سرمایه من ، نوکری حسیــــــــــن است ..
صبـــــــر،²
چنان گیسو رها هستم ...
تو زندگیمی ... زنده باشم تو نباشی ؟ خدا نیاره
صبـــــــر،²
چنان گیسو رها هستم ...
_حرم که رفتم گفتم که هنوز دنیا قشنگیاشو داره ...
هدایت شده از فَراری از زمونه ؛
میگفت :
+وقتی دو دستی به دنیا چسبیدی ،
خدا کدوم دستتو بگیره ؟
به قول حاج مهدی رسولی: اگه میخوای وسط میدون پاهات نلرزه ؛ نصف شبها باید شونه هات بلرزه ...