هر موجود زندهای که میخواد مسیر رشد رو در پیش بگیره یکی از احتیاجاتش آزادیه. حالا انسان های آزاد کیان؟ کسایی که با موانعی که جلوی رشدشون رو میگیره مبارزه میکنند و به محدودیت تن نمیدن. این مفهوم آزادی بود.
حالا باید دید آزادی برای انسان چجوریه؟
اقسام آزادی به چه صورته؟
یکی از قسم های آزادی، آزادی اجتماعیه. یعنی چی؟ یعنی انسان توی اجتماع از ناحیه سایر افراد ازادی داشته باشه. دیگران اون رو استثمار نکنن، استخدام نکنن، استعباد نکنن، یعنی تمام تمرکز و قوای فکریش و در جهت منافع خودشون به کار نگیرن و بزارن اختیار داشته باشه مستقل باشه. خلاصه که سو استفاده نکنن. این میشه آزادی اجتماعی.
این وسطا هم بگم. یکی از اصلی ترین گرفتاریای بشر توی طول تاریخ هم همین بوده که افرادی که یه قدرتی داشتن سواستفاده میکردن و افراد دیگرو به خدمت خودشون میگرفتن، برده داری که الا مااشالا توی تاریخ زیاده... یه گروهی گروه دیگه و یه قومی رو استثمار میکرده، برده و آدمه خودش میکرده یا حداقل برای اینکه میدان و راه برای خودش هموار باشه، میدان رو از گروه دیگه میگرفته.
حالا میریم سراغ آزادی اجتماعی توی قرآن.
یکی از هدفایی که انبیا داشتن این بوده که به بشر آزادی اجتماعی بدن. یعنی افراد و از اسارت و بندگی و بردگی نجات بدن.
توی قرنهایی که شعار فلاسفه آزادی بشر بوده و ازادی زبانزد مردم بوده و شعار واقع شده، جایی نمیبینین زنده تر و موجدار تر از جمله های قران.
آل عمران ۶۴ /
ای پیغمبر! به این کسانی که مدعی پیروی از یک کتاب آسمانی گذشته هستند، به یهودیها، زرتشتیها مسیحیا و حتی صابئیها که اسمشون تو قران اومده و .. اینطور بگو: بیایید همهی ما جمع شویم دور یک کلمه، زیر یک پرچم. اون پرچم چیه؟ دو جمله بیشتر نداره.
در مقام پرستش، جز خدای یگانه چیزی را پرستش نکنیم
هیچکدام از ما دیگری را بنده و بردهی خودش نداند و هیچکس هم یک نفر دیگر را ارباب و آقای خودش نداند.
سبزمبهم.
توی قرنهایی که شعار فلاسفه آزادی بشر بوده و ازادی زبانزد مردم بوده و شعار واقع شده، جایی نمیبینین زن
آیات این چنینی که تعبیرهای مختلف آزادی هستند زیادن.
انشاءالله ادامه ش که میرسیم به آزادی معنوی باشه برای بعد. ببخشید سرتون و درد اوردم🎀
نوع دیگر آزادی، آزادی معنوی هست. آزادی انسان از خودش. تفاوتی که بین مکتب انبیا و مکتبهای بشری هست اینه که پیغمبران اومدن تا علاوه بر آزادی اجتماعی به بشر آزادی معنوی هم بدن. حالا سوال اصلی اینه که آزادی معنوی چیه؟!
انسان یک موجود مرکب و دارای قوا و غرایز گوناگونه. انسان شهوت داره، غضب داره حرص و طمع داره جاه طلبی داره.. ازون طرف عقل و فطرت و وجدان اخلاقی هم داره. انسان ممکنه به طور فیزیکی آزاد باشه ولی بندهی حرص خودش باشه بندهی طمع خودش باشه. و باز ممکنه از همه ی اینها آزاد باشه.
سبزمبهم.
به گفتهی شهید مطهری آزادی یکی از لوازم تکاملِ حیاتِ موجود زندهست. فرقی نمیکنه حیوون باشه گیاه باشه
اصل بحث و گم نکنیدا، بحث این بود که آزادی اصلی چیه و اصن چه نیازی به ازادی؟
حالا اگه ازادی میخوایم، چرا معنوی؟