هیچجوره خیابونها رو خالینکنید. خیابون این شبا سنگره و شما رزمنده مطمئنباشید اگه خیابونها رو خالیکنید یعنی سنگرو خالیکردید و دشمنو شاد.
سبزمبهم.
-
لطفا اگه میتونید برید مراسم تدفین شهیدِعزیزم امیرموسوی عزیز و بهیاد منم باشید. توی حرم خآنوم حضرتمعصومه دفن میشن.
در ادامهی بحث شهید مطهری از بردگی روح انسان نسبت به انسان های دیگه صحبت میکنند که خیلی مختصر ازش میگم.
ما همه یه سری نیاز ها داریم، مثلا خوراک پوشاک.. یه سری علایق هم داریم به مادیات و .. ولی یه جایی میرسه بین دوراهی قرار میگیریم. احساس میکنیم باید شرافت و عزت و سیادت و آقایی خودمون رو حفظ کنیم ولی مثلا با فقر بسازیم، یا از عزت و آقایی خودمون صرف نظر کنیم و تن به ذلت بدیم تا نعمتهای مادی برای ما فراهم بشه.
این چه حسیه در بشر که رنج و زحمت و مشقت کار کردن و .. همهی این ها رو به اینکه دست به سینه پیش کسی مثل خودش بایسته؟! اسم این رو هم اسارت میزاره، که من حاضر نیستم بردهی دیگری بشم در حالی که بردگی مادی نیست یعنی واقعا نیروی او نمیشه، به تعبیری روحش استخدام میشه.
همونطور که در جایی امیرالمومنین میفرمایند اگر دلت میخواهد آزاد زندگی کنی، مثل بندگان و بردگان زحمت بکش کار کن رنج بکش و چشم از مال فرزندان آدم ( ولو حاتم طائی ) ببند.
دیدید بعضیا شغلی بهشون پیشنهاد شه میگن این دون شان منه؟ در ادامه میفرماید:
هرکاری، هرچه هم که تو آن را پست گمان کنی پست تر از اینکه دست طمعت پیش دیگری دراز باشد نیست.
پس نیازمندی به افراد دیگه نوعی رقیت و بردگیه اما بردگی تنی نیست، روحیه.
بعدی بردگی مال و ثروته. اینکه این همه بزرگان میگن بنده ی پول و ثروت نباش منظور خود پول و خود زمین نیست، چون اینها جامدن، مردن جانی ندارن از خودشون. و جامدات تصرفی در انسان ندارن. حقیقت مطلب اینه که انسان بردهی خصایص روحی خودش میشه. بنده حیوانیت خودش، بنده ی حرص و طمع. وگرنه پول و زمین قدرت نداره که انسان رو برده ی خودش بکنه.
و باز به همون بحث آزادی میرسیم که این خود من هستم که خودم رو بنده و برده میکنم. پس خودم رو از قید صفات نفسانی پلید آزاد میکنم.
اون وقته که مال دنیا در خدمته منه نه من در خدمت دنیا و مالش.
و اما بعد. انسان دو مقام یا درجه داره. دانی و حیوانی، عالی و انسانی. پیغمبران آمدهاند که آزادی معنوی بشر رو حفظ کنن. یعنی نزارن شرافت انسان، انسانیت انسان، عقل و وجدان انسان، اسیر شهوت یا خشم یا منفعت طلبی انسان بشه. این معنی آزادی معنویه. هر وقت شما دیدید بر خشم خودتون مسلط هستید، آزادید. هر وقت دیدید بر شهوت خودتون مسلط هستید آزادید. اما اگه دیدید تا چشمتون یک چیزی و میخواد میدوید دنبالش، شما اسیرید، بنده و برده هستید.