eitaa logo
سداد | امیرهادی سرجوئی
4.1هزار دنبال‌کننده
161 عکس
24 ویدیو
0 فایل
از سَـداد سیرت و رشاد طریقت، رعایای آن بقعه را در ریاض امن و جنان امان بداشت. تاریخ یمینی📖 اسلام، امانت خداست🍃 ارتباط: @serjooie🪧
مشاهده در ایتا
دانلود
حضرت موسی علیه‌السلام وقتی رفت طور، ندا رسید: "فاخلع نعلیک..." کفشاتو دربیار🥾... اهل معنا گفتن: یعنی هر چی وصله دنیاس، بذار زمین. دل‌مشغولی‌هات، وابستگی‌هات، خودت رو... سبک بیا… بعدش هم شنید: "واخفض جناحک للمؤمنین" یعنی اگه بالا رفتی، نگاهت رو پایین بیار... نه برای تواضع ظاهری، برای اینکه بتونی نزدیک شی، نه از بالا، از کنار🫂. آدم اگه با دل بیاد، حتی سکوتش هم اثر داره. ولی اگه با خودش نیاد، هیچ فریادی به جایی نمی‌رسه🗣️. نمی‌دونم خودم کجای این حرفام. فقط گاهی حس می‌کنم همه‌ی این مسیر، بیشتر از اینکه تمرینی برای گفتن باشه، تمرینیه برای شنیدن. اگه نوری هم هست، از من نیست. از همون‌جاست که همه‌مون بهش محتاجیم، و هر روز، دورتر می‌شیم🚶🏻… همین. ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ پی‌نوشت🪧: شیرین ترین هدیه از این دوران تبلیغ، قطعاً رفاقت با شما بچه‌های هیئت قاسم علیه‌السلام است💯 رفاقتی که فقط «همراهی» نیست، یه فرصتِ یاد گرفتنه، بی‌هیاهو، بی‌ادعا. تو جمع شما، آدم رشد می‌کنه بی‌که خودش بفهمه. و چه نعمتیه این رفاقت‌ها…! الحمدلله🤲🏻. ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ @sadad13 ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄
هدایت شده از کربلایی حسین ستوده
کربلایی حسین ستوده4_5906759189501321944.mp3
زمان: حجم: 14.5M
🎙 ◾️ 💬 شور| نه سری مونده 🏴محرم الحرام ۱۴۴۸ (شب عاشورا) 📅پنجشنبه۴تیر ۱۴۰۵
▫️اربعین؛ بازگشت به ویرانه‌ٔ مقتل ¹ 🚩 ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ چهل روز گذشت، اما گویی از آن غروب خونین، لحظه‌ای نگذشته است. اربعین، بازگشت دوباره به همان نقطه‌ای است که زمان در آن متوقف شد؛ بازگشت به آن گودال تپنده که در آن، قلب تاریخ شکافته شد. آن‌جا که پیکر ماه، میان گرد و غبار و خون، از هم گسیخته بود؛ نه سری ماند، نه تنی، و نه حتی پاره‌ای از آن شکوه امامت که بر چهره داشت. در میانه‌ی آن هیاهوی وحشیانه، تنها یک زن ایستاده بود؛ زینب سلام‌الله‌علیها که میان تازیانه‌ٔ دشمن و سایه‌ی تنهایی، صبر را به لرزه درآورده بود. محرومیت آن لحظه، فراتر از عطش بود... وقتی زینب سلام‌الله‌علیها با چشمانی لرزان به پیکر برادر نگریست، میدید که حتی پیرهن کهنه‌ی او نیز هدف تعرض چکمه‌ها و خنجرها شده است.آنجا که شاه بی‌ردا در میانه‌ی خاک و خون، زیر ضربات بی‌رحمانه‌ی شمر، تنها و بی‌کس بود. چه فاجعه‌ای که در آن دم، خنجرها نه برای پایان دادن به حیات، که برای دریدن بودند! از پهلوهای دریده شده تا گلوهای پاره، و از انگشت‌های شکسته تا پیکری که زیر سم‌ اسبان، از هم گسیخته شد. مقتل، تنها روایت یک شهادت نیست؛ روایت تنهایی یک زن است که دیـد برادرش، پایمال شد. روایت ناله‌ی مادری است که در میانه‌ی خاک، فرزندش را در خون می‌دید. در آن لحظه‌ی تلخ، وقتی سر حسین علیه‌السلام بر نیزه بود و پهلویش دریده شده بود، ناله‌ی آسمان شنیده می‌شد... ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ @sadad13 ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄
▪️اربعین؛ تجدید پیمان با خون کربلا ² 🖐🏻 ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ اربعین، یعنی دوباره ایستادن بر لبریزه‌ٔ این اشک‌ها؛ یعنی تجدید پیمان با آن «غریب از وطن» که در میانه‌ی مقتل، تنها ماند اما هرگز شکست نخورد. امروز که به اربعین می‌رسیم، باز می‌گردیم به همان گودال؛ اما نه برای گریستن ساده، بلکه برای آنکه دوباره آن فاجعه را با تمام وجود حس کنیم. باز می‌گردیم تا با آن «پیکری که زیر پا رفت» همدردی کنیم. و اما زینب سلام‌الله‌علیها… این کوه صبر، در آن لحظه چه دید؟ زینبی که میان آن همه هلهله‌ی دشمن و خروش شمشیرها، تنها مانده بود. او را دیدیم که در میانه‌ی آن گودال بلاخیز، میان خون و خاک، پیکر بی‌جان برادر را در آغوش گرفته بود؛ در حالی که موهای پریشان حسین علیه‌السلام و چاک‌چاک شدن پیکر مطهرش، چشم‌های پُر از اشک او را می‌آزرد. زینب سلام‌الله‌علیها، میان آن هجوم وحشیانه، میان آن همه بی‌کسی، مظهر ایستادگی بود که در برابر آن همه ظلم، فرو نریخت. ای حسین علیه‌السلام ! ای که در اوجِ اضطراب برای خیمه‌ها، در میانه‌ی خون و نیزه‌ها، غریبانه از دنیا رخت بربستی. اربعین، یعنی بازگشت به همان وجود، برای آنکه دوباره با آن وجود، زندگی را معنا کنیم. السلام علی الحسین، و علی رأس الحسین، السلام علی المظلوم، السلام علی الغریب... ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ @sadad13 ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄
هدایت شده از کربلایی حسین ستوده
کربلایی حسین ستوده4_5983202031047810569.mp3
زمان: حجم: 17.9M
🎙 ◾️ 💬زمینه| بدنت سرده 🏴شب شهادت امام حسن(ع) 📅سه‌شنبه‌۳۰تیر۱۴۰۵
سلام و ارادت أعظَمَ الله اُجورنا و اُجورکم باَعظمِ المصيبات؛ مصيبة رسول الله ﷺ، و الامام الحسن علیه‌السلام، و الامام الرضا علیه‌السلام🏴 ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ وقتی به تاریخ نگاه می‌کنیم، گمان می‌کنیم با شهادت پیامبر اکرم ﷺ، آن پیوند گرم و نزدیک عصر حضور ایشان قطع شده است؛ اما حقیقت امر، فراتر از این تصور است. مقام نبوت و حضور پیامبرﷺ با شهادت، تغییر نمی‌کند، بلکه تنها «شیوه و جلوه‌ی» این حضور است که دگرگون می‌شود. یک روایت فوق العاده از امام باقر علیه‌السلام، این حقیقت عظیم را برای ما روشن می‌کند... ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ عَن ابي جعفر علیه‌السلام قال: قال رسول اللَّه ﷺ لأصحابه، حياتي خيرٌ لکم تُحَدّثون وَ نُحَدّثُ لکم و مماتي خيرٌ لکم تُعرَضُ عَلَيَّ أعمالکم فَإن رَأَيتُ حسناً جميلاً حَمِدتُ اللَّه عَلَى ذلک و إن رَأيتُ غَيرَ ذلک اِستَغفَرتُ اللَّه لکم. پیامبراکرم ﷺ به اصحابش فرمود: زندگی من برای شما خیر است؛ چرا که ـ‌در کنار من هستیدـ سخن می‌گویید و من برای شما سخن میگویم و مرگ من نیز برای شما خیر است چرا که اعمال شما بر من عرضه می‌شود. پس اگر کار زیبایی ـ‌از شماـ ببینم، خدا را بر آن سپاس می‌گویم و اگر غیر از آن ـ‌ناپسندی‌ـ ببینم، برای شما از درگاه الهی طلب آمرزش می‌کنم. بحار الانوار، جلد ۲۲، صفحه ۵۵۱📚 ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ @sadad13 ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄
عزیزانم یقین بدانیم که پیوند ما با پیامبر اکرم ﷺ، پیوندی از جنس زمان و مکان نیست که با شهادت ایشان گسسته شود. بلکه حضوری است دائمی... حضوری که در اوج دلسوزی، همواره بر اعمال ما ناظر هستند. درست همانطور که فرمودند: «مَماتی خیرٌ لکم؛ مرگ من برای شما خیر است»، زیرا اینگونه است که اعمال شما بر من عرضه می‌شود. پیامبر اکرم ﷺ در این مقام، نه تنها ناظرِ اعمالمان، بلکه نخستین دعاگوی ما در پیشگاه الهی هستند. اگر خوبی ببینند، شکرِ پروردگار را به جا می‌آورند و اگر بدی مشاهده کنند، پیش از آنکه ما اندوهگین شویم، خود برایمان طلب آمرزش می‌کنند. این اوج رحمانیت و دلسوزیِ آن حضرت است که حتی پس از شهادت، همچنان با ما هستند. ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ حال، این نگاه مشفقانه و دعای مستجاب پیامبر ﷺ، خود، بزرگترین دعوت‌نامه است برای ما تا ما نیز عهدی نو با ایشان و با خودمان ببندیم. عهدی که در آن، مراقبه‌ی دائمی بر نفس، پیش شرط صداقت ماست. عهدی که در آن، خود، حسابگر اعمال خویش باشیم، پیش از آن که در عرصه‌ی قیامت مورد محاسبه قرار گیریم و اگر لغزشی رخ داد، با درک دلسوزی پیامبرﷺ، خود را مؤاخذه کنیم و توبه کنیم تا مبادا شرمنده در محضر آن حضرت قرار گیریم. بیاییم با این عهد جانانه، نه تنها ناظر اعمال خود باشیم، بلکه دلسوزی پیامبر ﷺ را با اعمال نیک خود، پاسخی شایسته دهیم و تسلی بخش قلب نورانی ایشان باشیم چرا که نهایتِ عشق جز این نیست که دل محبوب را از خود خشنود سازیم. ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ @sadad13 ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄
سلام و اهداء تحیات الهی خدمت همراهان دغدغه‌مند سداد🖐🏻🍃 در میان دغدغه های مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام، گاه شاهد ۲ رویکرد متضاد هستیم: اصل وحدت و اصل برائت.این تضاد، ما را به این پرسش اساسی وا میدارد که سیره‌ی واقعی امامان ما علیهم‌السلام در این میان چه بوده است؟ چگونه این بزرگواران توانستند میان حفظ هویت مکتب و تعامل حکیمانه، تعادل برقرار نمایند؟ ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ قصد دارم صادقانه و برادرانه به این پرسش پاسخ دهم و با پیوند زدن میان این ۲ اصل حیاتی، سیره‌‌ی عملی ائمه‌ اطهار علیهم السلام را واکاوی نمایم. در این مسیر، با من همراه شوید🍃
۱ـ وحدت همراه با تفریط، غلط است ❌ عزیزانم! ولایت ما بدون «تبری» ناقص است. نمی‌شود مدعی محبت اهل‌بیت علیهم‌السلام بود، اما نسبت به دشمنان قسم‌خورده‌ٔ آن‌ها بی‌تفاوت ماند. تولی و تبری، دو روی یک سکه‌اند و اتفاقاً در نظام اعتقادی ما، جایگاه «تبری» مقدم بر «تولی» است. امام صادق علیه‌السلام در کلامی می‌فرمایند: «دروغ می‌گوید کسی که ادعای محبت ما را دارد اما از دشمنان ما برائت نمی‌جوید.» بحارالانوار، جلد ۲۷، صفحه ۵۸ این یعنی بیزاری از ظالمان، جوهره‌ٔ ایمان ماست؛ نه چیزی‌که بتوانیم به حاشیه برانیم. ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ @sadad13 ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄
۲ـ برائت همراه با افراط، غلط است❌ بزرگواران! بیایید با هم بیاموزیم که «برائت» از «فتنه» جداست. در مکتب تقیه، اصل بر حکمت است، نه بر هیجان. آیا هدف، رضایت اهل‌بیت علیهم‌السلام نیست؟ پس چرا راهی می‌رویم که آن‌ها را می‌آزارد؟ شیخ صدوق رحمة‌الله‌علیه در الإعتقادات جلد ۱ صفحه ۱۰۷ روایتی نقل می‌کند که به امام صادق علیه‌السلام گفتند در مسجد فردی علنی به دشمنانِ شما دشنام می‌دهد و نامشان را می‌برد. امام علیه‌السلام فرمود: «او را چه شده؟! خدا لعنتش کند؛ ما را در معرض اذیت قرار می‌دهد.» «ببینید! امامِ ما حتی از دشنام علنی به دشمنان‌شان نیز بیزارند؛ چرا که چنین رفتاری، امنیت و جانِ شیعیان را به مخاطره می‌اندازد. در ضمن، برائت ما باید معطوف به «اولیایِ ظلم» باشد، نه توده‌ی مردم؛ همانانی که با آشکارشدن حقیقت، مشتاقانه به اهل‌بیت علیهم‌السلام روی می‌آورند. از سوی دیگر، اگرچه لعن ظالمان اهل‌بیت علیهم‌السلام از اسرار مکتب ماست اما با عنایت به ضرورت تقیه، باید بدانیم که هرگونه نشر و بازنشر آن، شرعاً جایز نیست. این همان وحدت مدنظر رهبر شهید است: ایستادگی در برابر افراط در برائت برای حفظ هویت مکتب تشیع و مقابله‌ی هوشمندانه با دشمنان مشترک اسلام. ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ @sadad13 ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄
عزیزانم؛ اگر شیعه بتواند میان این دو حقیقت، توازن برقرار کند، نه تنها هویت خویش را در هیاهوی زمانه گم نمی‌کند، بلکه به قطب تراز هدایت تبدیل می‌شود. وقتی از «وحدت» سخن می‌گوییم، هدفمان فراتر از یک مصلحت سیاسی است؛ ما می‌خواهیم زیبایی‌های بی‌بدیل مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام را به جهان عرضه‌کنیم. می‌خواهیم بر مبنای اشتراکات، دوشادوش دیگر مسلمانان بایستیم تا آن‌ها نیز در سایه‌ی این تعامل سازنده به زیبایی‌های مکتب ما پی ببرند و به نور هدایت تشیع متمایل شوند؛ این همان استراتژی جذب حداکثری است. ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ @sadad13 ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄
در سوی دیگر، وقتی از برائت سخن می‌گوییم، هدفمان پالایش درونی و زنده نگه‌داشتن مسیر حق است. ما به برائت نیاز داریم تا مدام به خود یادآوری کنیم که دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام چه کسانی بودند و چه ویژگی‌های پلیدی از آنان، ایشان را به تقابل با حقیقت کشاند؛ تا مبادا ما نیز در طول تاریخ، ناخواسته هم‌مسیر آنان شویم. همان‌طور که در زیارت عاشورا زمزمه می‌کنیم: «اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک»؛ این برائت، شناسنامه‌ی اعتقادی ماست که نمی‌گذارد از مسیرِ ولایت منحرف شویم. ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄ @sadad13 ┄┅═══••✾❀☫❀✾••═══┅┄