چنل رزی خیلی خوشبوئه، من عاشقشم. شمام بهش پیوند بخورید تا از دست ندادید. رزی من منتظر قصهی پرغصهات که برام قراره بخونی میمونم.🦢
ماشین پرسرعت داره میره. پنجرهرو میکشم پایینتر و پایین، باد اونقدری قدرتش زیاده که چشمام ناخودآگاه شروع بهجمع شدن و کوچیکتر شدن میکنن. سعی میکنم بهقدرت باد غلبه کنم. چشام رو باز کردم، خیلی باز. باد با بیرحمی تمامش چشمام رو اذیت کرد. من نباید با قدرتش بازی میکردم، بهبازی گرفتم. چشمام سوخت.