eitaa logo
کتابخانه امام صادق (علیه السلام )مشهد مقدس
425 دنبال‌کننده
519 عکس
143 ویدیو
27 فایل
این کانال جهت اطلاع رسانی به اعضای کتابخانه ایجاد شده است. این کتابخانه از ساعت ۷/۲۰ الی ۱۹ همه روزه بجز ایام تعطیل در دو سالن مجزا( برای آقایان و بانوان) در خدمت علاقمندان به کتاب و کتابخوانی می باشد. ارتباط با ادمین کانال @emamsadeqlib
مشاهده در ایتا
دانلود
جرعه ای کتاب بنوشیم☘ 📖برشی از کتاب نورالدین پسر ایران سید‌نورالدین! نامی که با شنیدنش خنده و گریه توام به سراغت می‌آید. رزمنده ی 18 ساله‌ی آذری شوخ‌طبع و خوش‌بیانی که به‌قول خودش وقتی در جبهه لب به سخن می‌گشود در همان دقایق اولیه، صدای خنده ی جمع بلند می‌شد.کسی که گاها در جایی که باید گریه کند هم می‌خندید! و همین خنده‌ها روحیه ی مقاومت رزمنده‌ها را تقویت می‌کرد. مجروحیت‌های جنگی سید نورالدین بیش از بیست بار او را به اتاق عمل کشاند! از سوختن در آتش عقبه ی آرپی‌جی خودی و بیرون ریختن روده‌ها و افتادن از کوه و قفل شدن فک بگیر تا از دست دادن سلامت یک چشم و موارد دیگری که در اینجا نمی‌گنجد و باید در خود کتاب خواند. با‌ مطالعه‌ي بعضي صفحات گمان مي‌شود نورالدین با این زخم‌هایی که دارد زنده از اتاق عمل بیرون نخواهد آمد اما کتاب هفتصد صفحه‌ای «نورالدین پسر ایران» و تصاویر میان‌سالی نورالدین شاهدیست بر زنده‌بودن این دلاور آذربایجانی. سید‌نورالدین هیچ‌وقت دوره‌ی درمانش را در بیمارستان و حتی خانه تکمیل نمی‌کرد! زخمش درمان شده نشده راهی جبهه می‌شد و معتقد بود زخم‌هایش با حضور در جبهه و جمع با‌صفای رزمندگان بهبود می‌یابد و فی الواقع هم همینطور می‌شد! البته گاهی اوقات در روز‌های سرد جبهه، فکش به خاطر اثابت ترکش - که یادگار سال های اول حضورش در جبهه بود- قفل می‌شد و مجبور می‌شد به مدت چند روز و يا حتی دو هفته،‌ فقط با مایعات تغذیه کند ولی چون کمبود نفرات جبهه را باتمام وجود لمس کرده‌بود با همان وضع هم حاضر به ترک جبهه نمی‌شد.البته بعدها برای مشکل فکش چاره‌‍ای اندیشید. دو تا از دندان‌هایش را کشید تا در دوران قفل بودن فکش بتواند غذا بخورد! موجود درکتابخانه امام صادق علیه السلام
تنها گریه کن☘ کتاب تنها گریه کن از زبان مادر شهید محمد معماریان روایت میشود. بخش عمده ی کتاب، بیان فعالیت های اشرف سادات معماران، مادر شهید محمد معماریان در زمان انقلاب و زمان جنگ است. زنی که علیرغم داشتن کودکان خردسال، در تظاهرات علیه رژیم شاهنشاهی شرکت میکرد و با شجاعتی ستودنی اعلامیه های حضرت امام خمینی ره را در شهر قم و تهران جابجا میکرد. زنی که با شروع جنگ، خانه اش را پایگاه بسیج کرد و با کمک دیگر زن ها برای جبهه های جنگ اقلام مورد نیاز را تهییه میکردند. گاهی برای رزمنده ها لباس میدوختند، گاهی مربا میپختند و گاهی آجیل بسته بندی میکردند. در بین این فعالیت ها پسر نوجوانش هم با دستکاری شناسنامه اش عازم جبهه میشود و بعد از چند مرتبه اعزام به جبهه و بازگشت، نهایتا در سن ۱۶ سالگی به شهادت میرسد. داغ شهادت محمد برای پدر و مادرش بسیار سنگین بود اما مادرش صبری زینبی در پیش میگیرد و اجازه نمیدهد چشمان اشکبار و صدای گریه اش دشمن شادشان کند. یکی از خوانندگان کتاب تنهاگریه کن پس از ۵ مرتبه خواندن کتاب، مضمون حماسی آن را در قالب شعر به نظم درمیاورد که تحسین رهبری را از آن خود میکند. این اشعار و تقریظ رهبری هم ضمیمه ی کتاب هستند.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌● شاید این خنده دار باشد که اغلب مردان فکر می کنند که این آنها هستند که با هوشمندی خود، زنان را اغوا می کنند. در حالی که اگر زنان خود نمی خواستند مردان هرگز نمی توانستند آنها را در اتاق خواب ببینند. ‌● دو جنس، عموماً همدیگر را متهم می کنند که جنس مقابل آنها، بی خرد است! مردان معتقدند که زنان، ساده اندیش، کوته فکر و احساساتی هستند. زنان نیز معتقدند که مردان، موجوداتی سرد و بی روح اند که آنها را درک نمی کنند. ‌● حقیقت این است که هر دو جنس خردمندند اما تفاوت در جنسِ این خرمندی، باعث می شود تا آنان همدیگر را به بی خردی متهم کنند. 📚 هوسهای سرخ 🖊 کوروش رستگار .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❄️مهربانی مانند برف است؛ همه آنچه را که می پوشاند، زیبا می کند...
زندگی گاه چنان در هم می‌پیچد که مرز میان واقعیت و خیال گم می‌شود. انسان، میان شک به حقیقت و یقین به آنچه می‌بیند، گام برمی‌دارد و هر تصمیم، هر لحظه، او را به آستانه‌ای می‌کشاند که جنون و عقل با هم می‌آمیزند. ایمان، روشنایی‌ای کوتاه و لرزان است که مسیر را نشان می‌دهد، و تردید، سایه‌ای همیشگی است که او را وادار می‌کند بازاندیشی کند، تردیدی که هم از جهان و هم از خودش سرچشمه می‌گیرد. در این نوسان دائم است که معنا و هراس، دو روی یک حقیقت نهفته‌اند و وجود آدمی شکل می‌گیرد. 📚 ملکوت ـــ بهرام صادقی 📚📚📚📚📚📚