eitaa logo
کتابخانه امام صادق (علیه السلام )مشهد مقدس
424 دنبال‌کننده
519 عکس
143 ویدیو
27 فایل
این کانال جهت اطلاع رسانی به اعضای کتابخانه ایجاد شده است. این کتابخانه از ساعت ۷/۲۰ الی ۱۹ همه روزه بجز ایام تعطیل در دو سالن مجزا( برای آقایان و بانوان) در خدمت علاقمندان به کتاب و کتابخوانی می باشد. ارتباط با ادمین کانال @emamsadeqlib
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
معرفی مترجمان ✍پرویز شهدی پرویز شهدی مترجم ایرانی، متولد ۱۴ اسفند ۱۳۱۵ در مشهد است. وی تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مشهد و تحصیلات دانشگاهی را در مقطع کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه در دانشگاه تهران گذرانده و نیز دارای کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی از دانشگاه سوربن فرانسه می باشد. او پس از ۱۰ سال زندگی در فرانسه در سال ۶۳ به ایران بازگشت. وی پس از بازنشستگی (از بانک ملی) کار ترجمه را آغاز کرده است.از پرویز شهدی بیش از ۵۶ اثر ترجمه و منتشر شده است. 🖋آثار: 📝نوه ی آقای لین 📓جنایات و مکافات 📝فراموشخانه ی اشباح 📓مرگ شاه سونگور....
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به همت کتابداران بخش ترویج فرهنگ مطالعه و کتاب‌خوانی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی 📙 کتاب «کتابخانه‌های پیشرو، پویا و هوشمند» منتشر شد 🔻کتاب «کتابخانه‌های پیشرو، پویا و هوشمند»، با محوریت مروری بر تجربه‌های موفق کتابداران بخش ترویج فرهنگ مطالعه و کتاب‌خوانی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی، منتشر شد. به گزارش گنجینه رضوی، این کتاب به همت راحله شاه‌مرادی‌زاده، نسرین کمالی‌پور، مریم شایگانی و نرگس اشتهار، كارشناسان بخش ترویج فرهنگ مطالعه و کتاب‌خوانی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی تألیف و توسط انتشارات «استوار»، در ۱۱۴ صفحه، مصور و رنگي و قطع وزيري، در سال ۱۴۰۴، به زیور چاپ آراسته شده است.
☀️ صبح بخیر با کتاب ☀️ 📗 عادت‌های اتمی ✍️ جیمز کلیر گاهی برای تغییر زندگی، لازم نیست کار بزرگی انجام دهیم؛ کافی‌ست هر روز کمی بهتر از دیروز باشیم. 🌱 این کتاب به ما یاد می‌دهد که عادت‌های کوچک اما مداوم، می‌توانند نتایج بزرگ و ماندگار بسازند.📚✨ 💭 امروز را با یک تصمیم کوچک شروع کنیم…
📘 معرفی کتاب انگیزشی نام کتاب: اثر مرکب نویسنده: دارن هاردی ✨ اثر مرکب به ما یاد می‌دهد که موفقیت نتیجه کارهای بزرگ و ناگهانی نیست، بلکه حاصل تصمیم‌های کوچک اما مداوم است. این کتاب با مثال‌های ساده و کاربردی نشان می‌دهد چگونه عادت‌های روزانه می‌توانند مسیر زندگی را به‌طور اساسی تغییر دهند. 📖 اگر به دنبال ایجاد تغییر واقعی، پایدار و قدم‌به‌قدم در زندگی هستید، این کتاب می‌تواند یک همراه انگیزشی عالی باشد. 🌱 تغییرهای کوچک امروز، موفقیت‌های بزرگ فردا را می‌سازند.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌿 خلاصه ای از کتاب بادبادک باز🌿 ✍🏻 نویسنده : خالد حسینی امیر پسری از خانواده‌ای ثروتمند در کابلِ پیش از جنگ. او با پدرش، بابا، در خانه‌ای بزرگ زندگی می‌کند. بابا مردی قوی، پرنفوذ و مورد احترام جامعه است، اما از نظر عاطفی فاصله‌ی زیادی با امیر دارد. امیر پسری حساس، درون‌گرا و علاقه‌مند به داستان‌نویسی است و همیشه احساس می‌کند پدرش از او راضی نیست. در کنار امیر، حسن حضور دارد؛ پسر خدمتکار خانه که همراه پدرش علی در حیاط خانه زندگی می‌کنند. حسن از قوم هزاره و شیعه است، در حالی که امیرسنی‌مذهب است. با وجود این تفاوت‌ها، امیر و حسن از کودکی با هم بزرگ شده‌اند، با هم بازی می‌کنند و پیوندی شبیه برادری دارند. حسن پسری مهربان، شجاع و به‌شدت وفادار است. او حتی حاضر است برای امیر جان بدهد. جمله‌ی معروف او که بارها تکرار می‌شود این است: «برای تو، هزار بار هم که شده...» بادبادک‌بازی یکی از سنت‌های محبوب زمستانی کابل است. امیر امیدوار است با برنده شدن در مسابقه‌ی بزرگ بادبادک‌بازی، توجه و تأیید پدرش را جلب کند. حسن به امیر، کمک می‌کند تا برنده شود. حسن نقش تعیین‌کننده دارد؛ او «بادبادک‌بُر» فوق‌العاده‌ای است و بعد از بریدن بادبادک‌ها، می‌دود تا بادبادکِ آخر را برای امیر بیاورد که در کوچه‌ای خلوت، توسط آصف (پسری خشن و زورگو) و دوستانش مورد آزار شدید قرار می‌گیرد. امیر شاهد این صحنه است، اما از ترس، هیچ کاری نمی‌کند و حسن را تنها می‌گذارد. این لحظه، بزرگ‌ترین خیانت زندگی امیر است؛ خیانتی که تمام عمر او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. پس از آن حادثه، امیر دیگر نمی‌تواند به حسن نگاه کند. احساس گناه، شرم و ترس او را آزار می‌دهد. به جای اعتراف یا جبران، امیر سعی می‌کند حسن را از زندگی‌اش دور کند. او با صحنه‌سازی، حسن را متهم به دزدی می‌کند. بابا حسن را می‌بخشد، اما علی تصمیم می‌گیرد همراه حسن خانه را ترک کند. این جدایی، ضربه‌ی عاطفی بزرگی به بابا وارد می‌کند، اما امیر همچنان سکوت می‌کند. با وقوع کودتای کمونیستی و سپس حمله شوروی، وضعیت افغانستان به شدت ناپایدار می‌شود. بابا و امیر مجبور می‌شوند از کشور فرار کنند. آن‌ها پس از سفری خطرناک، به کالیفرنیا می‌رسند. در آمریکا، بابا شکوه گذشته‌اش را از دست می‌دهد و به بیماری سرطان مبتلا می‌شود. امیر در این دوران به نوشتن روی می‌آورد و کم‌کم هویت خودش را پیدا می‌کند. او با دختری افغان به نام ثریا ازدواج می‌کند. کمی بعد، بابا از دنیا می‌رود. سال‌ها می‌گذرد. امیر نویسنده‌ای موفق می‌شود، اما گذشته رهایش نمی‌کند. روزی تماس تلفنی از رحیم‌خان (دوست قدیمی بابا) دریافت می‌کند که می‌گوید: «راهی برای خوب شدن دوباره هست.» این جمله امیر را به افغانستان بازمی‌گرداند. امیر به افغانستانی بازمی‌گردد که زیر سلطه طالبان ویران شده است. رحیم‌خان حقیقتی تکان‌دهنده را فاش می‌کند: حسن در واقع برادر ناتنی امیر بوده است؛ پسر نامشروع بابا. بابا، پدر امیر، سال‌ها پیش با زنی هزاره رابطه داشته و حسن در واقع برادر ناتنی امیر است، حقیقتی که به‌دلیل ننگ اجتماعی، تعصب قومی و حفظ جایگاه اجتماعی پنهان مانده و بابا به‌جای پذیرش مسئولیت، با سکوت و حمایت مالی عذاب وجدان خود را آرام کرده است، در حالی که رفتار محبت‌آمیز و حمایتگرانه‌اش از حسن همواره نشانه‌ای از عشق سرکوب‌شده‌ی پدرانه بوده است؛ علی نیز با آگاهی از این راز، برای حفظ آبرو سکوت می‌کند و بار گناه دیگری را به دوش می‌کشد، و این پنهان‌کاری باعث می‌شود امیر سال‌ها بدون دانستن حقیقت، درگیر حسادت، رقابت پنهان برادری و در نهایت خیانتی جبران‌ناپذیر به حسن شود. حسن سال‌ها پیش کشته شده و همسرش نیز جان باخته است. تنها یادگارشان پسری به نام سهراب است که اکنون در دست طالبان گرفتار شده. امیر برای نجات سهراب وارد خطر می‌شود.نجات سهراب، فرزند حسن، تنها یک عمل انسانی نیست بلکه تلاشی برای شکستن چرخه‌ی گناه نسل‌ها، جبران خیانت به برادر، و رسیدن به رستگاری است؛ جایی که امیر با پذیرفتن رنج و مسئولیت، کاری را انجام می‌دهد که بابا هرگز جرأت انجامش را نداشت. او متوجه می‌شود که نگهدارنده‌ی سهراب کسی نیست جز آصف؛ همان پسر بی‌رحم کودکی، که حالا عضو طالبان است. امیر در نبردی دردناک با آصف به شدت کتک می‌خورد، اما برای اولین بار در زندگی‌اش از کسی دفاع می‌کند و بهای شجاعت را می‌پردازد. در نهایت، سهراب نجات پیدا می‌کند. امیر سهراب را به آمریکا می‌برد. سهراب پسری آسیب‌دیده و خاموش است، اما حضور او فرصتی برای جبران گذشته است. رابطه‌ی آن‌ها به‌تدریج شکل می‌گیرد. در پایان داستان، امیر برای سهراب بادبادک به هوا می‌فرستد و جمله‌ی حسن را تکرار می‌کند: «برای تو، هزار بار هم که شده...» «بادبادک‌باز» نشان می‌دهد که هرچقدر هم دیر، هنوز راهی برای درست کردن گذشته وجود دارد.