ما و اسراییل در اکنون وقایع
پس از خویشتنداری فراوان ایران در یک سال گذشته اسراییل فرصت پیدا کرد تا غزه را آماج حملات سنگین خود کرده و آنرا به ویرانهای بدل کند. به خوبی مشخص بود هدف اسراییل دور نگه داشتن ایران و مقاومت برای اتمام کار غزه بود و میتوان گفت در این سیاست موفق نیز عمل کرد.
اما این خویشتنداری موجب نشد اسراییل به غزه و جنوب لبنان بسنده کند و دیدیم تجاوز خود را روز به روز توسعه داده و پس از هدف قرار دادن ساختمان کنسولگری ایران در سوریه و بعدتر ترور مرحوم هنیه در قلب تهران رسما به خاک ایران نیز دست درازی کرد.
مواضع ما باید همان مواضع رهبری باشد، نباید حادثه را(بنا به کمرمق بودن بعد نظامی آن و جانفشانی نیروهای پدافندی) کوچکانگاری کرد. حادثه و رویدادی بزرگ رخ داده و رژیمی جعلی، تجاوزگر و خونریز به خود اجازه داده به خاک مقدس ایران تجاوز کند.
مبتنی بر قوانین بین المللی، منطق قرآنی و نظامی حرکت اسراییل چیزی غیر از اعلان رسمی جنگ تلقی نمیشود. در نتیجه ما نیز باید مهیای یک جنگ با این رژیمک جعلی شویم.
راهبرد ما باید همان راهبرد و خواست رهبری باشد، ایشان فرموده بودند: «اگر از رژیم اسراییل غلطی سر بزند جمهوری اسلامی حیفا و تلاویو را با خاک یکسان میکند».
عمری در پی بهانهای برای محو این رژیمک جعلی بودیم، قابل درک است که شاید نتوانیم به یکباره این رژیم را در جنگی نظامی محو کنیم اما هر عمل ما بایست در راستای راهبرد رهبری بوده و پاسخی درخور داده شود معادل نابودی حیفا و تلاویو.
رهبری همیشه مبتنی بر مقدورات و مشاوره مقامات عالی سیاسی و نظامی مطالبه و مواضع خود را بیان میکنند و ما نباید کاری کنیم که رهبری به اجبار از موضعی مانند نابودی حیفا و تلاویو عدول کنند.
پر واضح است وعده صادق ۱ موجب بازدارندگی نشد و وعده صادق ۲ نیز نتوانست رژیم اسراییل را از تجاوز باز دارد. مَثل امروز اسراییل مَثل کودکی دیوانه است که با اسلحه پر به همه شلیک میکند. کودکی که مستحضر به پشتیبانی پدر دیوانهتر از خودش آمریکاست. و ایران بهمانند فردی است که چند بار با جست و خیز از تیر این دیوانه جسته؛ اما این رویه قابل ادامه نیست و در نهایت چه بسا گلولهای کاری ایران را زخمی کند. چارهای نیست غیر از اینکه این کودک دیوانه را یا کشت، یا فلج کرد و یا حربه جنگ را از او گرفت؛ ولو در این کشاکش با پدر او نیز درگیری رخ دهد.
برایند آنچه گفته شد اینکه گناه اسراییل در حمله به خاک ایران (فارغ از اندازه و وسعت، تعداد شهدا و مجروحان و...) نابخشودنی است. غیرت دینی و میهنی ما نباید اجازه دهد هر کس و ناکسی به خود اجازه دهد به خاک ایران تجاوز کند. عدم پاسخ درخور به این تجاوز موجب تحریک طرفین دیگری نیز خواهد شد که در آینده به خود اجازه دست درازی به منافع و خاک ایران را بدهند.
اگر پس از ۸ سال دفاع مقدس هیچ طرفی جرات تجاوز به خاک ایران را نداشت در سایه مجاهدتهای مردم، شهدا و مجاهدین جنگ تحمیلی بود که موجب بازدارندگی چند دههای شد. آن بازدارندگی در سایه تنبیه متجاوز و مقاومت در برابر تجاوز بود. در سایه اینکه ایران نشان داد از جنگ هراسی ندارد و اگر ناچار شود به آن تن خواهد داده و تا تنبیه متجاوز نیز ادامه خواهد داد.
اکنون این بازدارندگی مورد خدشه قرار گرفته و باید بازیابی شود. هر پاسخ ما نیز باید چنین نکتهای را در نظر بگیرد.
این نکته لازم به یادآوری دارد که از هم اکنون باید مهیای ادامه نبرد و جنگ باشیم. باید آمادگی و سناریوهای بعدی در صورت پاسخ مجدد اسراییل را تدوین و تصویب کنیم. در صورت پاسخ اسراییل نباید ما مجددا تعلل کرده و درگیر جلسات، هماهنگی و آمادگی مجدد و... باشیم و پاسخ به تاخیر افتد. بلکه باید در دم هر تجاوزی پاسخ محکم، هم سطح و ده برابری(دو راهبرد پاسخ همسطح و ده ضربه به جای یک ضربه رهبری) داده شود. در چنین وضعیتی هر نوع وقتکشی و تاخیر در پاسخ برای امنیت ملی و بازدارندگی کشور سمی مهلک است.
احسان کرمی
۱۴ آبان ۱۴۰۳
#ایران
#اسراییل
https://eitaa.com/sadid_ch/263
ما و اسراییل در اکنون وقایع
یادداشت مژده خبر- پس از خویشتنداری فراوان ایران در یک سال گذشته اسراییل فرصت پیدا کرد تا غزه را آماج حملات سنگین خود کرده و آنرا به ویرانهای بدل کند. به خوبی مشخص بود هدف اسراییل دور نگه داشتن ایران و مقاومت برای اتمام کار غزه بود و میتوان گفت در این سیاست موفق نیز عمل کرد.
http://mozhdekhabar.ir/?p=38250
https://eitaa.com/sadid_ch/263
ما و اسراییل در اکنون وقایع
پس از خویشتنداری فراوان ایران در یک سال گذشته اسراییل فرصت پیدا کرد تا غزه را آماج حملات سنگین خود کرده و آنرا به ویرانهای بدل کند. به خوبی مشخص بود هدف اسراییل دور...
از اینجا بخوانید:
http://mozhdekhabar.ir/?p=38250
https://eitaa.com/sadid_ch/263
#ایران
#اسراییل
https://virasty.com/Ehsan_Karami/1730752926185800272
چند نکته درباره تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان و نقش مورد انتظار ایران
رژیم صهیونیستی چندی پیش به صورت رسمی وارد یک جنگ تمام عیار با لبنان شده است. اهداف اعلامی اسراییل نابودی حزب الله؛ ایجاد کمربند امنیتی تا رود لیتانی و عقب زدن حزب الله از این کمربند امنیتی و در نهایت ایجاد امنیت در مرزهای شمالی خود برای بازگشت آوارگان اشغالگر شمال فلسطین است.
▪️در خصوص نابودی حزب الله میتوان گفت چنانچه اسراییل در نابودی حماس در باریکه محاصره شده غزه توفیقی داشته، در نابودی حزب الله نیز توفیق خواهد یافت. حزب الله لبنان علیرقم ترور سید مقاومت و فرماندهان ارشد خود در مدتی کوتاه ساختار خود را بازسازی و اکنون نیز با قدرت به راه خود ادامه میدهد. اساسا نابودی ساختارهای ایدئولوژیک امری ممتنع است. هر چند تضعیف حزب الله ممکن است اما فعلا حتی نشانهای از تضعیف حزب الله نیز نمایان نیست.
▪️عقب زدن حزب الله تا رود لیتانی و خلع سلاح مقاومت نیز رویای همیشگی اسراییل و اعوان و انصار لبنانی آن بوده و مسئلهای جدید نیست. اسراییل همیشه تلاش کرده است تا با جنگ یا مذاکره این هدف را محقق کند و اکنون نیز با هر دو ابزار در تلاش برای تحقق همین امر است. فرستاده ویژه رییس جمهور ایالت متحده امریکا گویی به عنوان وکیل مدافع اسراییل در حال مذاکره است و همیشه این بند را در توافقات جای میدهد.
اما باید توجه داشت که عقبنشینی حزب الله به پشت رود لیتانی تنها به معنای نابودی قاموس مقاومت در حزب الله است و به نظر نمیرسد این رویای اسراییل هم محقق شود.
▪️هدف دیگر اسراییل در این برهه -که خطر غزه برای اسراییل به طور موثری مهار شده است- بازگرداندن امنیت به مرزهای شمالی خود است. تصور اولیه اسراییل این بود که با نابودی ارکان حزب الله، سپس ایجاد یک کمربند ۲۰ کیلومتری در عمق خاک لبنان و نهایتا رفع خطر راکتهای مقاومت به واسطه سامانه پدافندی گنبدآهنین، مرزهای شمالی امن خواهد شد.
تصوری که اکنون مشخص شده به راحتی قابل دست یافتن نیست، چراکه توان آفندی حزب الله محدود به راکتهای کالیبر پایین نبوده و توان آفندی به واسطه راکتهای سنگین، پهپادهای رادارگریز و موشکهای زمین به زمین به آرامی وارد نبرد شده و توازن صحنه نبرد را به هم زدهاند. اکنون عملا هر نقطهای از اسراییل زیر آتش مقاومت قرار دارد.
▪️مهمتر از آنچه گفته شد نقش ایران در بازی قدرت در صحنه شطرنج سیاسی منطقه غرب آسیاست.
خط رسمی اسراییل دور نگه داشتن ایران از جنگ در لبنان است، همان کاری که در غزه نیز کردند و خروجی آن نابودی بیش از ۸۰ درصدی غزه و تضعیف و مهار حماس بود.
اسراییل به کمک امریکا، اروپا و محور عربی و حتی عناصر نفوذی و خودفروخته در داخل ایران به طور مداوم سیگنال مذاکره و آتشبس ارسال میکند. اما واقعیت میدانی نشان میدهد این روش تنها برای مهار دخالت ایران است تا اسراییل با فراغ بال جنوب لبنان را نیز به سرنوشت غزه دچار کند. به واقع هیچ یک از این پیغامها و مواضع واقعی نیستند.
▫️چرایی نظر نگارنده در دو نکته سیاسی و نظامی تحولات لبنان نفهته است. اسراییل در خصوص لبنان همزمان دو خط سیاسی و نظامی را توامان در حال پیشبرد است.
ابتدا اینکه با بمباران پلها وجادههای مرزی میان سوریه و لبنان تلاش دارد خط لجستیک و پشتیبانی مقاومت از سوریه به لبنان را قطع کند. از منظر نظامی چنانچه اسراییل بهواقع خواهان آتشبس بود چنین کاری منطقی و لازم نمینمود. این حملات زیرساختی اسراییل نشاندهنده برنامه مفصل و طولانی اسراییل برای جنگ در لبنان است وگرنه لزومی به تخریب زیرساخت مرزی لبنان و سوریه نبود.
خط دیگر تحرک طرفداران مسیحی، مارونی، دروزی و... اسراییل در لبنان است. این محور تلاش دارند جنگ جاری را جنگ اسراییل و حزب الله نشان داده و با مقصرنمایی حزب الله زمینه فشار افکار عمومی لبنان به مقاومت، تسلیم و خلع سلاح آنرا فراهم کنند. پشتوانه این خط سیاسی اقدام نظامی اسراییل برای نابودی زیرساخت عمومی لبنان است. همین مسئله بهانه تهاجم سیاسی به حزب الله را در داخل لبنان فراهم میکند.
✍️ در آخر باید گفت ایران نباید اسیر حیله اسراییل شود و مطالبه آتشبس اسراییل را واقعی تصور کند. ایران در این شرایط حساس به هیچ وجه نباید دست از حمایت و پشتیبانی نظامی قدرتمند حزب الله کشیده و مردم لبنان را (علیرقم تنوع افکار سیاسی و مذهبی آنها) رها کند. نباید اجازه داد همان ویرانی غزه برای جنوب شیعه نشین لبنان نیز به ارمغان آید.
برای اسراییل مطلوب تضعیف به نوبت و تنهایی ارکان مقاومت منطقه غرب آسیاست، اول غزه، بعد لبنان و بعدتر و بیشک سوریه، عراق و نهایتا تهاجم گسترده با کمک آمریکا به ایران. در نتیجه باید سنگر را در لبنان و سوریه با قوت نگه داشت.
به قلم احسان کرمی
۱۴ آبان ۱۴۰۳
#لبنان
#اسراییل
https://eitaa.com/sadid_ch/266
#لبنان #اسرائیل
چند نکته درباره تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان و نقش مورد انتظار ایران
رژیم صهیونیستی چندی پیش به صورت رسمی وارد یک جنگ تمام عیار با لبنان شده است. اهداف اعلامی اسراییل نابودی حزب الله؛ ایجاد کمربند امنیتی تا رود لیتانی و عقب زدن حزب الله از این کمربند امنیتی و در نهایت ایجاد امنیت در مرزهای شمالی خود برای بازگشت آوارگان اشغالگر شمال فلسطین است.
▪️در خصوص نابودی حزب الله میتوان گفت چنانچه اسراییل در نابودی حماس در باریکه محاصره شده غزه توفیقی داشته، در نابودی حزب الله نیز توفیق خواهد یافت. حزب الله لبنان علیرقم ترور سید مقاومت و فرماندهان ارشد خود در مدتی کوتاه ساختار خود را بازسازی و اکنون نیز با قدرت به راه خود ادامه میدهد. اساسا نابودی ساختارهای ایدئولوژیک امری ممتنع است. هر چند تضعیف حزب الله ممکن است اما فعلا حتی نشانهای از تضعیف حزب الله نیز نمایان نیست.
▪️عقب زدن حزب الله تا رود لیتانی و خلع سلاح مقاومت نیز رویای همیشگی اسراییل و اعوان و انصار لبنانی آن بوده و مسئلهای جدید نیست. اسراییل همیشه تلاش کرده است تا با جنگ یا مذاکره این هدف را محقق کند و اکنون نیز با هر دو ابزار در تلاش برای تحقق همین امر است. فرستاده ویژه رییس جمهور ایالت متحده امریکا گویی به عنوان وکیل مدافع اسراییل در حال مذاکره است و همیشه این بند را در توافقات جای میدهد.
اما باید توجه داشت که عقبنشینی حزب الله به پشت رود لیتانی تنها به معنای نابودی قاموس مقاومت در حزب الله است و به نظر نمیرسد این رویای اسراییل هم محقق شود.
▪️هدف دیگر اسراییل در این برهه -که خطر غزه برای اسراییل به طور موثری مهار شده است- بازگرداندن امنیت به مرزهای شمالی خود است. تصور اولیه اسراییل این بود که با نابودی ارکان حزب الله، سپس ایجاد یک کمربند ۲۰ کیلومتری در عمق خاک لبنان و نهایتا رفع خطر راکتهای مقاومت به واسطه سامانه پدافندی گنبدآهنین، مرزهای شمالی امن خواهد شد.
تصوری که اکنون مشخص شده به راحتی قابل دست یافتن نیست، چراکه توان آفندی حزب الله محدود به راکتهای کالیبر پایین نبوده و توان آفندی به واسطه راکتهای سنگین، پهپادهای رادارگریز و موشکهای زمین به زمین به آرامی وارد نبرد شده و توازن صحنه نبرد را به هم زدهاند. اکنون عملا هر نقطهای از اسراییل زیر آتش مقاومت قرار دارد.
▪️مهمتر از آنچه گفته شد نقش ایران در بازی قدرت در صحنه شطرنج سیاسی منطقه غرب آسیاست.
خط رسمی اسراییل دور نگه داشتن ایران از جنگ در لبنان است، همان کاری که در غزه نیز کردند و خروجی آن نابودی بیش از ۸۰ درصدی غزه و تضعیف و مهار حماس بود.
اسراییل به کمک امریکا، اروپا و محور عربی و حتی عناصر نفوذی و خودفروخته در داخل ایران به طور مداوم سیگنال مذاکره و آتشبس ارسال میکند. اما واقعیت میدانی نشان میدهد این روش تنها برای مهار دخالت ایران است تا اسراییل با فراغ بال جنوب لبنان را نیز به سرنوشت غزه دچار کند. به واقع هیچ یک از این پیغامها و مواضع واقعی نیستند.
▫️چرایی نظر نگارنده در دو نکته سیاسی و نظامی تحولات لبنان نفهته است. اسراییل در خصوص لبنان همزمان دو خط سیاسی و نظامی را توامان در حال پیشبرد است.
ابتدا اینکه با بمباران پلها وجادههای مرزی میان سوریه و لبنان تلاش دارد خط لجستیک و پشتیبانی مقاومت از سوریه به لبنان را قطع کند. از منظر نظامی چنانچه اسراییل بهواقع خواهان آتشبس بود چنین کاری منطقی و لازم نمینمود. این حملات زیرساختی اسراییل نشاندهنده برنامه مفصل و طولانی اسراییل برای جنگ در لبنان است وگرنه لزومی به تخریب زیرساخت مرزی لبنان و سوریه نبود.
خط دیگر تحرک طرفداران مسیحی، مارونی، دروزی و... اسراییل در لبنان است. این محور تلاش دارند جنگ جاری را جنگ اسراییل و حزب الله نشان داده و با مقصرنمایی حزب الله زمینه فشار افکار عمومی لبنان به مقاومت، تسلیم و خلع سلاح آنرا فراهم کنند. پشتوانه این خط سیاسی اقدام نظامی اسراییل برای نابودی زیرساخت عمومی لبنان است. همین مسئله بهانه تهاجم سیاسی به حزب الله را در داخل لبنان فراهم میکند.
✍️ در آخر باید گفت ایران نباید اسیر حیله اسراییل شود و مطالبه آتشبس اسراییل را واقعی تصور کند. ایران در این شرایط حساس به هیچ وجه نباید دست از حمایت و پشتیبانی نظامی قدرتمند حزب الله کشیده و مردم لبنان را (علیرقم تنوع افکار سیاسی و مذهبی آنها) رها کند. نباید اجازه داد همان ویرانی غزه برای جنوب شیعه نشین لبنان نیز به ارمغان آید.
برای اسراییل مطلوب تضعیف به نوبت و تنهایی ارکان مقاومت منطقه غرب آسیاست، اول غزه، بعد لبنان و بعدتر و بیشک سوریه، عراق و نهایتا تهاجم گسترده با کمک آمریکا به ایران. در نتیجه باید سنگر را در لبنان و سوریه با قوت نگه داشت.
به قلم احسان کرمی
۱۴ آبان ۱۴۰۳
https://eitaa.com/sadid_ch/266
https://iswnews.com/?p=123789
@iswnews
چند نکته درباره تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان و نقش مورد انتظار ایران
رژیم صهیونیستی چندی پیش به صورت رسمی وارد یک جنگ تمام عیار با لبنان شده است. اهداف اعلامی اسراییل نابودی حزب الله؛ ایجاد کمربند امنیتی تا رود...
از اینجا بخوانید:
https://eitaa.com/sadid_ch/266
https://eitaa.com/iswnews/62339
https://virasty.com/Ehsan_Karami/1730760961150846443
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"خطای محاسباتی رژیم صهیونیستی باید به هم بخورد."
https://eitaa.com/sadid_ch/269
اسراییل یک رادار در جنوب سوریه را هدف قرار داده است. پیشبینی میشود این کار جهت هموار کردن مسیر حمله مجدد به ایران باشد.
فرماندهان عالی سپاه اگر در سایه تعلل چندباره شما خاک کشور مجددا مورد حمله پیشدستانه رژیم اشغالگر قرار گرفت تعجب نکنید. وقتکشیهای شما سم مهلک امنیت ملی است.
#سپاه
#اسراییل
https://virasty.com/Ehsan_Karami/1731258637157833327
سدید
به بهانه یک تصویر:
لزوم احیاء کمیتههای انقلاب اسلامی در پاسخ به تهدیدات نوین و نیازهای کشور
آنگونه که تجربه و تحلیل نشان میدهد، دشمن خارجی و ضد انقلاب و منافقین داخلی طی یک دهه گذشته مشغول مهندسی افکار عمومی، جنگ روانی و تبلیغاتی و بحران آفرینی اجتماعی جهت خلق آشوب و اغتشاش در ایران بودهاند. این مهم به واسطه شبکههای نوین اجتماعی در فضای مجازی(خاصتا سکوی برنامکهای خارجی) فراهم شده است. دشمنلن در چند سال گذشته در حال طراحی، اجرا، رفع ایراد و اجرای مجدد برنامه بحرانآفرینی اجتماعی خود هستند. نمونه این بحرانآفرینی را در قضایای سالهای ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ بهخوبی میتوان دید.
چندی است که مجددا برخی کانالهای فضای مجازی در حال آموزش روشهای آشوب و اغتشاش اجتماعی هستند. نکته ابتدایی اینکه این تحرکات نشاندهنده آغاز دور جدیدی از تلاشها برای ایجاد بحران در فضای داخل ایران است. به خصوص با توجه به درگیر شدن اسراییل در یک جنگ گسترده، تمام تلاش دشمن عدم تمرکز ایران بر مسائل منطقه و درگیر شدن در مسائل داخلی است.
آنچه مهم است اینکه از هماکنون بتوان با شناخت کافی از راهبرد و راهکنش ضد انقلاب در جهت رفع تهدیدات و برنامههای آنها برنامهریزی متقابل و مکفی داشت.
در یکی از این شبکهها یک تصویر منتشر شده که بخشی از نقشه شهری تهران را در بر میگیرد. طراحان این نقشه با توجه به تجربیات اغتشاشات سالهای گذشته در حال بازآفرینی نوعی نوین از شورش اجتماعی گسترده، نامتمرکز و موثر هستند.
مبتنی بر این طرح هر چهارراه، میدان یا تقاطع شهری به عنوان یک گره تعریف شده است. هدف این برنامه پراکنده کردن معترضین و اغتشاشگران در سطح گستردهای از شهر و مختل کردن عبور و مرور و بند آوردن شهر در گرههای طراحی شده است. تعداد گرهها بسیار زیاد و در عین حال پراکنده هستند و واضح است ایجاد انسداد در هر گره توسط یک گروه چند نفره نیز قابلیت اجرایی دارد.
در واقع ضد انقلاب به جای تمرکز جمعیت در یک یا چند نقطه(به مانند فتنه ۸۸) سازمان آشوب خود را در تمام سطح شهر پراکنده میکند.
هدف کلی تمام گرهها ایجاد اختلال و انسداد در تمام شهر است و قابل تصور است که چنانچه در شهرهای بزرگ میادین و تقاطعهای اصلی دچار اختلال شوند در چند ساعت شهر به وضعیت بحران کامل خواهد رسید.
هدف دیگر این طرح قطع دسترسی به نقاط حساس و حیاتی شهر برای نیروهای حافظ نظم است. بدین شکل مراکز حساس اداری، امنیتی و انتظامی به اهدافی سهل برای تسخیر تبدیل خواهند شد و اعزام نیروی کمکی به آنها نیز(در صورت اختلال عبور و مرور شهری) تنها از راه هوایی ممکن است.
نیروهای انتظامی و امنیتی جهت رفع انسداد گرههای مختلف و گسترده سطح شهر به صورت تمام وقت درگیر خواهند شد و امکان تمرکز را از دست خواهند داد. در این میان روشن است جهت خنثی کردن چنین سازمان آشوبی هیچ کشوری نیروی کافی در اختیار نخواهد داشت و حتی در صورت در اختیار بودن چنین نیروی فراوانی پس از چند روز تداوم وضعیت، نیروها فرسوده خواهند گردید.
اکنون زمان طلایی برای سران سازمان آشوب است. در موقعیتی که کل نیروهای امنیتی و انتظامی درگیر رفع انسداد هستند، فرسوده گشته و احتمالا تلفاتی نیز داشتهاند و دسترسی آنها به مراکز حیاتی سخت شده است؛ سازمان آشوب با تکیه بر نیروهای موتورسوار یا پیاده و در قالب گروههای آموزش دیده توان حمله و تسخیر نقاط حساس شهری را خواهد داشت.
اگرچه ممکن است هدف تسخیر و تثبیت و ماندن در نقاط حیاتی نباشد، اما ۱۰۰ درصد برنامه تسخیر، تخریب و تخلیه در دستور کار تیمهای ماهر سازمان آشوب خواهد بود.
امید به گشودن گرهها با ساختار فعلی نیروهای انتظامی و امنیتی ما شکست خورده تلقی خواهد شد، زیرا بی شک بنا به تجربههای پیشین، عماصر آشوبگر به محض ورود نیروهای انتظامی به هر گره پراکنده و متواری شده و پس از اینکه فضا را مهیا و فراهم ببینند و حضور نیروهای انتظامی کمرنگ گردد مجددا به گره بازگشته و انسداد ایجاد خواهند کرد.
بدین شکل نیروهای درگیر در اعمال امنیت و نظم پراکنده وفرسوده شده و چه بسا اگر هدف سازمان آشوب آغاز آشوب خشن و مسلحانه باشد سازمان امنیت و انتظامی کشور آسیب جدی خواهد دید.
مبارزه با چنین طرحی با ساختار فعلی نیازمند نیروی انسانی بسیار فراوانی است که شاید در وسع هیچ کشوری نباشد. چه بسا سهل گرفتن چنین طرحی موجب آسیب جدی به کشور شود. از طرفی بیشک حتی اگر چنین نیروی فراوانی نیز در دسترس باشد بودجه مالی فراوانی صرفا برای حقوق و دستمزد آنها لازم است که خود یک چالش ملی است. هزینههای توقف فعال اقتصادی کشور در هر دوره بحران و آشوب داخلی نیز امری روشن است.
هماهنگی غناصر آشوب و اجرای این طرح نیز به صورت کامل توسط برنامههای پیامرسان اجتماعی و ترافیکی بیگانه و یا نسخههای اضطراری و کمتر شناخته شده و یا حتی داخلی ممکن است.
سدید
به نظر نمیرسد رویکرد و ساختار فعلی سازمان انتظامی و امنیتی ما پاسخگوی این نوع نوین تهدید باشد.
سال ۱۳۹۷ مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان سپاه تاکید فرمودند که باید از تجربه کمیتههای انقلاب اسلامی استفاده شود. اما مشخصا در ۶ سال گذشته برنامه خاصی در این جهت از طرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دیده نشده است.
چرایی تمرکز مطالبه نگارنده بر سپاه پاسداران علاوه بر وظایف مصرحه آن نهاد در پاسداری از انقلاب اسلامی این موضوع مهم است که سازماندهی نیروهای مردمی نیز از وظایف همین سازمان است.
سپاه پاسداران در رویکرد حاضر خود بسیج را از یک نیروی اجتماعی، مردمی، حاضر در صحنه و در عین حال پراکنده به یک نیروی نظامی و محصور در پادگانها تبدیل کرده است. افزایش تجربه و تبحر تخصصی ردههای بسیج در این رویکرد مبارک و قابل قبول است اما واقعیت امر عدم پاسخگویی این سازماندهی به نیازها و تهدیدات جدید است.
اکنون نقش بسیج در صحنه فرهنگ و اجتماع به طور کلی حذف گردیده، نقش آن به عنوان ضابط قضایی و قانونی به طور کلی متوقف شده و اثر اجتماعی آن رو به افول وانحطاط نهاده است. گویی بسیج اکنون تنها در چند راهپیمایی مناسبتی وجود خارجی دارد نه در سطح جامعه.
به نظر بهترین کار برای تقابل جدی با تهدیدات نوین آینده به کار گرفتن نظر رهبری به عنوان یک راهبرد اساسی در خصوص نیروهای مردمی، استفاده از تجربه موفق کمیتههای انقلاب اسلامی و احیاء مجدد کمیتهها با کمک نیروهای دلسوز و دغدغهمند مردمی داوطلب و بسیجی و در قالب کمیتههای محلات است.
تنها با واگزار کردن امر اجتماعی به خود مردم میتوان با تهدیدات جدید به تقابل موثر و در عین حال کم هزینه پرداخت. تجربه ۵ دهه گذشته انقلاب اسلامی هم نشان داده است هر گاه مردم تکیهگاه بوده، مورد اعتماد قرار گرفته و امور به خود آنها واگزار شده موفقیتها نیز چشمگیر بوده است.
تنها با تکیه بر نیروهای مردمی، محلی و بومی است که میتوان چنین طرح آشوب داخلی را خنثی و مهار کرد.
صد البته کمیتهها تنها در خنثیسازی سازمان آشوب موثر نیستند و میتوانند در کشف و مبارزه با مفاسد اقتصادی و اداری، جرائم سازمان یافته، مفاسد اجتماعی و... نیز موفق عمل کنند.
امیدوارم فرماندهان عالی سپاه پاسداران و مسئولان عالی سیاسی و تقنینی کشور شرایط لازم را در اسرع وقت برای احیاء کمیتهها فراهم کنند.
احسان کرمی
۲۱ آبان ۱۴۰۳
https://eitaa.com/sadid_ch/272
به بهانه یک تصویر:
لزوم احیاء کمیتههای انقلاب اسلامی در پاسخ به تهدیدات نویت و نیازهای کشور
آنگونه که تجربه و تحلیل نشان میدهد، دشمن خارجی و ضد انقلاب و منافقین داخلی طی یک دهه گذشته مشغول مهندسی افکار عمومی، جنگ روانی و تبلیغاتی و بحران آفرینی اجتماعی جهت خلق آشوب و اغتشاش در ایران بودهاند. این مهم به واسطه شبکههای نوین اجتماعی در فضای مجازی(خاصتا سکوی برنامکهای خارجی) فراهم شده است. دشمنلن در چند سال گذشته در حال طراحی، اجرا، رفع ایراد و اجرای مجدد برنامه بحرانآفرینی اجتماعی خود هستند. نمونه این بحرانآفرینی را در قضایای سالهای ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ بهخوبی میتوان دید.
از اینجا بخوانید:
http://mozhdekhabar.ir/?p=38427
https://eitaa.com/sadid_ch/272