هدایت شده از نوشتههای مهدی جمشیدی
،،،،،
کسانیکه کتابهای درسی را تهیّه میکنند، باید «صددرصد»، ایمان دینی و سیاسی و تعهّد به ارزشهای اسلام و انقلاب داشته باشند(رهبر انقلاب، ۲۷ـ۲ـ۱۴۰۴).
تعبیر «صددرصد»، مطلق است؛ از نوعی خلوصاندیشی حکایت میکند و جایی برای تکثر باقی نمیگذارد. این نگاه را نیز تندروانه و افراطی و سوپرانقلابی میخوانید؟!
https://virasty.com/Mehdi_jamshidi/1747672704548737040
هدایت شده از امیرحسین ثابتی
بیماری "اشرافیت مسئولان" از کجا آغاز شد؟
آنچه که این ایام درباره شهرام دبیری و فررانه صادق منتشر شد، یک نماد است. نماد یک بیماری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که نامش "اشرافیت" است. اما ریشه این بیماری کجاست و از چه زمانی وارد فرهنگ سیاسی کشور شد؟
پاسخش در مطالعه این قسمت از سخنان رهبر انقلاب در سال ۱۳۷۰ خطاب به دولتمردان سازندگی است. دولت هاشمی رفسنجانی مبداء و منشاء این ویروس خطرناک در بین مسئولان بود، نشان به این نشان که بیشترین هشدارهای رهبرانقلاب نسبت به خطر تغییرات سبک زندگی مسئولان، بریز و بپاش ها و... در این دوره است.
حالا با دقت این بخش از سخنان رهبرانقلاب خطاب به مسئولان وقت در ۲۳ مرداد ۱۳۷۰ را بخوانید:
"شما چگونه میخواهید محبت و اطمینان مردم را جلب کنید؟ مردم باید به من و شما اعتماد داشته باشند. اگر ما دنبال مسایل خودمان رفتیم، به فکر زندگی شخصی خودمان افتادیم، دنبال تجملات و تشریفاتمان رفتیم، در خرج کردن بیتالمال هیچ حدی برای خودمان قایل نشدیم - مگر حدی که دردسر قضایی درست بکند! - و هرچه توانستیم خرج کردیم، مگر اعتماد مردم باقی میماند؟ مگر مردم کورند؟
آقایان! مگر مردم نمیبینند که ما چگونه زندگی میکنیم؟
نمیشود ما در زندگی مادّی مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند؛ مردمی که خیلیشان از اولیات زندگی محرومند.
در این راه، از خیلی چیزها باید گذشت. نه فقط از شهوات حرام، از شهوات حلال نیز باید گذشت. نمیگویم مثل پیامبر باشیم، نمیگویم مثل امیرالمؤمنین - که شاگرد پیامبر بود - باشیم؛ که انسان آن مطالب را که میخواند، تنش میلرزد. امیرالمؤمنینی که زهدش در زندگی و دنیا مَثَل سایر است و مسلمان و غیرمسلمان آن را میدانند، دربارهی پیامبر میگوید: «قد حقّر الدّنیا و صغّرها و اهون بها و هوّنها»؛ دنیا را تحقیر کرد - یعنی همین لذایذ و بهرهمندیها و برخورداریهای دنیا را کوچک کرد - به آنها توهین کرد و سبکشان نمود.
من و شما همان طلبه یا معلم پیش از انقلابیم. یکی از شماها معلم بود، یکی دانشجو بود، یکی طلبه بود، یکی منبری بود، همهمان اینطور بودیم؛ اما حالا مثل عروسی اشراف عروسی بگیریم، مثل خانهی اشراف خانه درست کنیم، مثل حرکت اشراف در خیابانها حرکت کنیم! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ریششان تراشیده بود، ولی ما ریشمان را گذاشتهایم، همین کافی است!؟ نه، ما هم مترفین میشویم. والله در جامعهی اسلامی هم ممکن است مترف به وجود بیاید. از آیهی شریفهی «واذا اردنا ان نهلک قریة امرنا مترفیها ففسقوا فیها» بترسیم. تُرف، فسق هم دنبال خودش میآورد.
اندازه نگهدارید؛ دولت مخارجش زیاد و سنگین است. مخارج سنگین دولت منجر به این میشود که مثلاً در فلان بخش سوبسید را بردارند. این، سیاست درست و متین و منطقی هم است؛ شکی در آن نیست، باید هم انجام بگیرد، چارهیی هم نیست، روی مردم هم فشار میآید؛ اما این مخارج را منصفانه قرار بدهیم و خودمان به دست خودمان بر مخارج چیزی اضافه نکنیم..."
@Sabety_ir ✅
هدایت شده از بلد طیّب/منانِ رئیسی
سه سوت درباره زندگی در شعارهای «خانه، ماشینی برای زندگی» و «زن زندگی آزادی».
زمان لازم برای مطالعه: سه دقیقه
🔹سوت اول و شعار خانه، ماشینی برای زندگی:
لوکوربوزیه (معمار مشهور فرانسوی و پدر معماری مدرن)، حدود ۹۰ سال قبل، با طرح شعار «خانه، ماشینی برای زندگی»، سبک زندگی جدیدی را تئوریزه کرد که در آن، فضاهای شهر به چند بخش اصلی تقسیم شدند: سکونت، کار و تفریح. در نتیجه، خانه که تا قبل از آن، هم فضای کار و تولید بود و هم فضای تفریح و هم فضای سکونت و استراحت، به سرپناهی صرفاً برای خواب و استراحت تقلیل یافت. لذا همان طور که ماشین شبها در گوشه پارکینگ، پارک میشود تا فردا مجدد روشن شود و مورد استفاده قرار گیرد، کارکرد خانه نیز به پارکینگ شبانه انسانهایی بدل شد که بعد از فعالیت روزانه، صرفاً شب را در این سرپناه، پارک میکنند تا برای فعالیت فردایشان دوباره آماده شوند.
تا به حال ماشینی دیده اید که مثلا برای مهمانداری و تعاملات اجتماعی فضا داشته باشد؟! لذا چون خانه ماشین زندگی شد، به تدریج همه چیزش ازش گرفته شد؛ تربیت و تفریح کودکان به مهد کودکها واگذار شد، مهمانداری به تالارها و کافه ها، تفریح به پارکها و شهربازیها و طبخ غذا نیز به بیرون برها و رستورانها سپرده شد و به این ترتیب، از خانه، فقط سلولی ماند برای خواب شبانه. دقیقاً شبیه به همین سلولها و قفسهای پنجاه شصت متری که در کلانشهرها میسازیم و اسمش را خانه گذاشته ایم.
به این ترتیب، مفهوم خانه های نُقلی و سلولی پدیدار شد، زیرا طبیعی بود که خانه ای که دیگر نه فضای کار و تولید است و نه فضای مهمانی و نه فضای تفریح، نیازی به وسعت چندانی ندارد و به این ترتیب، سلولهایی پدیدار گشت که بایستی همچون ماشین، اقتصادی باشند؛ و طبیعی بود که در این نگاه اقتصادی، کیفیتهای خانه سنتی (نظیر حوض و درخت و ایوان و غیره) فدای مفاهیم کمّی نظیر متراژ و زیربنا و غیره شود.
🔹سوت دوم و شعار زن، زندگی، آزادی:
وقتی همه چیز خانه را از آن گرفتیم، آنگاه چه بلایی بر سر زن خانه آوردیم؟ خانه تبدیل شد به سلولی برای حبس او؛ سلولی که دیگر نه فضایی داشت برای تربیت و تفریح کودکانش و نه فضایی برای تولید خانگی و نه فضایی مناسب و وسیع برای مهمانداری. پس برای آزادی از چنین قفسی، لازم شد که زن، خانه را رها کند و آزادی را در محیط بیرون خانه و فضای شهری جستجو کند و چنین شد که فضای شهری تبدیل شد به فضایی برای تبرّجات زنانه و تامین نیازهای روحی، روانی و عاطفی او. لذا مفهوم خانه داری که تا قبل از آن و در فرهنگ سنتی، مفهومی مثبت تلقّی می شد به مفهومی منفی بدل شد و به زن چنین القا شد که حتی اگر شده، با حقوقی نصف حقوق مردان در محیط بیرون خانه کار کند ولی انگ خانه داری را تحمل نکند! پس خانه که تا قبل از مدرنیسم، برای زن هم فضای زندگی بود و هم فضای آزادی، به سلولی تبدیل شد برای حبس او و فرزندانش.
به این ترتیب زن را از خانه به کارخانه کشاندیم و فضای خانه های باصفای سنتی را به سلولهایی قفس گونه برای زندان کردن زنان تبدیل کردیم و او را مجبور کردیم که آزادی را نه در کانون خانه و خانواده بلکه در فضاهای شهری و بیرون خانه جستجو کند. در نتیجه، به او القا کردیم که خانه داری، چیزی نیست به جز مفهوم کرختِ خانه نشینی و لذا برای رهایی و آزادی از این کرختی، دل او را از خانه میکنیم تا چرخ کارخانه ها ارزانتر بچرخد.
در چنین سبک زندگی، کودکان بایستی طعم محبت را در مهد کودکها جستجو نمایند و پیران بایستی طعم حمایت را در خانه های سالمندان گدایی نمایند و همسران نیز بایستی طعم عشق و محبت همسرانه را در فضای مجازی و فضای شهری و هر فضای دیگری به جز کانون خانه بجویند. چه نتیجه شومی! تخریب بنیان خانه و خانواده به قیمت چرخاندن هر چه ارزانتر چرخهای نظام سرمایه داری!
🔹سوت سوم برای آقایان و خانمهای مسئول:
آیا چنین خانه ای می تواند بستر تحکیم خانواده و تعالی معنوی و حقیقی انسان باشد؟ چنین خانه ای، "اُدْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِين: با سلامت و ايمنى داخل آنجا شويد" است (حجر/۴۶) و یا سلولی است جهنم گونه؟ "قِیلَ ادخُلوُا أبوابَ جَهنّم: به آنها گفته شود از درهای جهنم وارد شوید" (زمر/۷۲).
مدیرانی که دائم شعارهای انقلابی میدهند بدانند که شرط لازم برای تعالی جامعه، طراحی درست ظرف آن جامعه است و هر مظروفی، ظرف متناسب با خود را می طلبد. شهرسازی متراکم و عمودی با سلولهای پنجاه شصت متری، ظرف نظام سرمایه داری است که مظروف شعارهای اسلامی و انقلابی در آن نمی گنجد. پس لطفا یا شعارهایتان را عوض کنید و دیگر دم از اسلام و انقلاب نزنید و یا اگر بر این شعارهای اسلامی اصرار دارید، دست از تقلید از شهرسازیِ متناسب با نظام سرمایه داری بردارید و مسکن و ظرف متناسب برای زیست و زندگانی حقیقی انسانها را تدبیر نمایید.
بلد طیب/کانال رسمی دکتر منان رئیسی
https://eitaa.com/baladetayyeb
هدایت شده از تحولات جهان اسلام
#ایران #آمریکا
❓چرا مذاکره با آمریکا بی نتیجه است؟
▪️پس از عقب نشینی آمریکا از جبهه یمن و رفع ممنوعیت کشتی های آمریکایی از دریای سرخ که با مساعدت ایران انجام گرفت. آمریکایی ها در اظهارات متعددی از لزوم برقراری آتش بس در غزه سخن گفتند. این موضوع با استقبال مقاومت فلسطین مواجه شد و عیدان الکساندر، اسیر آمریکایی-اسرائیلی نیز به نشانه حسن نیت از طرف حماس آزاد شد. اما آمریکایی ها در اعمال فشار به اسرائیل کوتاهی و یا خدعه کردند و پیشنهاد مضحکی مبنی بر آتش بس ۴۵-۶۰ روزه در ازای آزادی ده اسیر اسرائیلی را مطرح کردند!
▪️پیشنهاد ویتکاف در مذاکرات قطر توسط حماس رد شده و هیئت اسرائیلی به فلسطین اشغالی بازگشته است. یمنی ها هم برای بندر حیفا قرار محاصره صادر کردند. شرایط برای برگزاری جلسه بعدی مذاکره غیرمستقیم عراقچی و ویتکاف نیز فراهم نیست و احتمالا جلسه هفته آتی نیز با توجه به اصرار آمریکایی ها برای توقف غنی سازی در ایران بی نتیجه خواهد بود.
📌 مذاکره برای آمریکایی ها مانند ابزاری است که بتوانند طرف مقابل خود را تضعیف و یا متوقف کنند. آنها هیچ ابزار موثری جز تحریم و جنگ روانی ندارند و متأسفانه عوامل بی کفایت، ناآگاه و یا خائن در دولت ایران در برابر اندک فشاری به سرعت نور سست می شوند و افزایش قیمت ارز و... را در مناسبات حکمرانی کشور اعمال می کنند.
@iswnews
هدایت شده از حمید رسایی
♻️ آمریکا قابل اعتماد نیست؛
دلیل، علاوه بر تجربه، شاهد زنده..
"ویتکاف شخصاً قول داده بود که در ازای آزادی ادان الکساندر، محاصره غزه را لغو کند.
مقام ارشد حماس، گفت که ایالات متحده بلافاصله این توافق را نقض کرد. «آنها آن را به سطل زباله انداختند» و «هیچ» پیشرفتی در آتشبس غزه حاصل نشده"
👈 کانال حمید رسایی:
eitaa.com/rasaee
هدایت شده از حمید رسایی
♻️ توییت جالب کاربر عراقی که یک میلیون بازدید پیدا کرد:
اینها نسل ما هستند
و آنها نسل آنها ...
پس صبر میکنیم ببینیم کدام پیروز میشوند.
👈 کانال حمید رسایی:
eitaa.com/rasaee
هدایت شده از نوشتههای مهدی جمشیدی
،،،،،
مسئلهٔ معاونت پرورشی، جزو اصرارهای همیشگی ما است؛ کسانی با غفلت، در یک دورهای، آن را حذف کردند(رهبر انقلاب، ۲۷ـ۲ـ۱۴۰۴).
اصرار همیشگی یعنی از این سو گفته میشود اما از آن سو اعتنا نمیشود. بعد از حذف معاونت پرورشی در دولت اصلاحات، دیگر این ساختار هویتبخش، مانند قبل، احیا و بازتولید نگردید.
#هویت
https://virasty.com/Mehdi_jamshidi/1747753990735394114
هدایت شده از امیرحسین ثابتی
سه روز از انتشار اسناد سفر لاکچری وزیر راه و خانواده اش با هزینه بیت المال گذشت و مسئولان مربوطه هیچ توضیح قانع کننده ای ندادند چون ماجرا واقعیت داشت.
صادقانه به رئیس جمهور پیشنهاد میکنم برای اعاده حیثیت از دولت، وزیر متخلف را برکنار کند و منتظر استیضاح مجلس نباشد در غیر این صورت جلسه استیضاح خانم صادق به "جلسه محاکمه اشرافی گری" تبدیل خواهد شد و آن وقت حرفهای بیشتری مطرح میشود.
@Sabety_ir ✅
هدایت شده از حمید رسایی
♻️ فشار بر مطبوعات! چرا؟!
مطابق ماده ۳ قانون مطبوعات، رسانهها حق دارند نظرات، انتقادات سازنده، پیشنهادها، توضیحات مردم و مسئولین را با رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه درج وبه اطلاع عموم برسانند.
بر اساس ماده ۴ این قانون هم هیچ مقام دولتی و غیردولتی حق ندارد برای چاپ مطلب یا مقالهای در صدد اعمال فشار بر مطبوعات بر آید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت کند.
حالا اما شنیده میشود که پس از تصویب پیوستن ایران به کنوانسیون پالرمو و پیگیری افکار عمومی برای اطلاع از آرای اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، برخی در صدد فشار به رسانهها هستند تا از این پیگیری انصراف دهند!
روشن ساختن مردم در مورد تصمیمات سرنوشتساز، حق رسانههاست و این حق نباید فدای مطامع فردی برخیها شود. رسانههایی که در خط روشنگری کنوانسیونهای FATF بودند، باید به راه خود ادامه دهند. مسئولانی که به زعم خود به پالرمو برای «شفافیت» رای دادند، چرا از پیگیری رسانهها برای شفافسازی آرایشان توسط رسانهها واهمه دارند؟
👈 کانال حمید رسایی:
eitaa.com/rasaee
هدایت شده از حمید رسایی
♻️ انحراف بررسی لوایح FATF از مسیر کارشناسی به مسیر سیاسیبازی؟
🔰حمید رسایی: فرآیند تصمیمگیری در خصوص لوایح FATF نشانگر عدم شفافیت آراء، ایجاد خفقان رسانهای و بستن مسیر برای ابراز نظرات کارشناسان مخالف است که با مولفههای مصلحتسنجی نظام در تضاد است.
🔸نظرات موافقان و مخالفان الحاق ایران به لوایح FATF در طول سالهای گذشته بیان شده و هر دو گروه مدعیاند نظراتشان به نفع مردم و امنیت ملی است. اکنون پالرمو در مجمع تشخیص تصویب شد. اگر در مفید بودن تصمیم خود یقین دارند، از شفاف کردن آراء واهمه نداشته باشند. همانطور که قائل به شفاف کردن ایران در برابر بیگانگان هستند، ابتدا نظرشان را در برابر ملت خود شفاف کنند.
🔸حداقل انتظار این است که برخی افراد که مدعی میدانداری جریان انقلابی هستند و در زمان انتخاباتها خود را متولی چیدن فهرستها میدانند، اکنون رأی خود در این خصوص را شفاف نمایند.
🔸این مخفیکاریها به این شائبه دامن میزند که موافقان لوایح FATF، به استدلالهای خود باور ندارند. پیشتر نیز آقای جهانگیری (معاون اول دولت دوازدهم) در خصوص حضور نمایندگان دولت وقت (موافقان) در جلسات، با نگارش این جمله که «...به همراه تعدادی از اعضای دولت که به موضوع مسلط هستند شرکت کنیم» به طور تلویحی از عدم تسلط موافقان گلایه داشتند.
🔸در این اثنی، شنیدهها حاکی از آن است که برخی رسانهها بواسطه عملکردشان در شفافسازی معضلات FATF، تحت فشار به سکوت کشانده شدهاند. امیدواریم که این فشارها حداقل از جانب برخی افراد موجه پیگیری و تکمیل نشود.
🔸جمیع این رفتارها نشان میدهد که تصویب لوایح از مسیر کارشناسی منحرف گشته و احتمالا وارد بده-بستان سیاسی شده که نفع و مصلحت ملی نخواهد داشت. به آقایانی که با ژست انقلابی در حال صاف کردن مسیر برای تصویب لوایح پالرمو و CFT هستند، باید یادآور شد که این کار «نخبگی سیاسی» نیست؛ زیرا از دید رهبر انقلاب، آقایان مسئول باید «ملاحظه خواسته آمریکا ... و مواضع صهیونیستها را نکنند و ملاحظه منافع کشور را بکنند.»
👈کانال حمید رسایی:
eitaa.com/rasaee
هدایت شده از نوشتههای مهدی جمشیدی
،،،،،
محمد خاتمی با حضور در منزل رضا داوریاردکانی، با او دیدار و گفتوگو کرد. خاتمی در دههٔ شصت، «سیاستمدار چپمآب» بود، و داوری نیز، «فیلسوف هایدگرمآب». اما چند دهه است که هر دو در طلب یک آرمانشهر مشترک هستند؛ «توسعۀ تجددی». آری، لیبرالیسم جهانیشده، چنین هاضمۀ هویتسوز و چرخشزایی دارد.
#همپیالهها
https://virasty.com/Mehdi_jamshidi/1747797195143262799