🚦 فلسفه قدرت در قرآن و نسبت آن با مذاکره
✍ محمدصادق تقی زاده طبری
🔺فلسفه قدرت در قرآن و نسبت آن با مذاکره، از بنیادیترین مباحثی است که هم در عرصه نظری دین و هم در میدان عمل سیاسی و روابط بینالملل برای امت اسلامی اهمیت دارد. قرآن کریم در ترسیم منطق قدرت، هندسهای از مناسبات میان قدرت و عدالت را به تصویر میکشد. در این هندسه، قدرت ارزشی مطلق در ذات خویش نیست بلکه وسیلهای الهی برای اقامه حق و دفع باطل است. همین نگاه است که سبب میشود آیات قرآن، قدرت را در عین ضرورت ، در نسبت با غایت الهی معنا کند.
🔸در این میان، آیه «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» از جمله نصوصی است که نه تنها در حوزه فقه جنگ، بلکه در فلسفه سیاسی اسلام جایگاه بنیادین دارد. این آیه، بهگونهای موجز و جامع، فلسفه قدرت را در قرآن بیان میکند.آمادگی مستمر، به اندازه توانایی، برای مواجهه با دشمن. «قُوَّة» در اینجا تنها به معنای توان نظامی صرف نیست؛بلکه اعم از هر نوع قدرت است؛قدرت نظامی، اقتصادی، فرهنگی و علمی. فلسفه این آیه آن است که قدرت، در نگاه قرآنی، شرط تحقق امنیت، عزت و استقلال است. بدون قدرت، مؤمنان نه میتوانند به عدالت دست یابند و نه میتوانند از ایمان خود دفاع کنند. قدرت به این معنا، بستر گفتوگو و مذاکره نیز هست، زیرا گفتوگو تنها زمانی به ثمر میرسد که طرف مؤمن در موضع اقتدار باشد، نه در جایگاه ضعف.
🔹اما قرآن در کنار دعوت به قدرت، آیه دیگری را نیز مطرح میکند: «وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» . این آیه در ادامه همان منطق بیان شده است؛ یعنی در حالی که اصل، آمادگی قدرت و مقاومت است، اگر دشمن به صلح تمایل نشان دهد، اسلام نیز از درِ صلح وارد میشود. فلسفه این جمع میان قدرت و مذاکره در قرآن، ناظر به حقیقتی عمیق است. قدرت بهمثابه زمینه، و صلح بهمثابه نتیجهای مطلوب در صورتی که عزت مؤمنان محفوظ بماند. اینجا قرآن به هیچوجه مؤمنان را به سازش ذلیلانه دعوت نمیکند، بلکه در پرتو «وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» به آنان هشدار میدهد که حتی در صلح، اصل اعتماد بر خدا و حفظ اقتدار است، نه اتکا به دشمن.
🔸بدین ترتیب، میتوان فلسفه قدرت در قرآن را بر سه رکن دانست: نخست، ضرورت قدرت بهمثابه ابزار حفظ حق و نفی سلطه طاغوت؛ دوم، مشروعیت مذاکره و صلح در پرتو قدرت؛ و سوم، نفی هرگونه سلطهپذیری و استسلام در جریان گفتوگو. قرآن در آیه «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ» این نکته را روشنتر بیان میکند. به مؤمنان هشدار میدهد که از موضع ضعف به صلح فرا نخوانند، زیرا آنان اگر ایمان و اقتدار خویش را حفظ کنند، «الأعلون» هستند. بنابراین، فلسفه مذاکره در قرآن، مبتنی بر تقدم قدرت است و هر مذاکرهای که در بستر ضعف شکل گیرد، خروج از منطق توحیدی است.
🔹از منظر فلسفی، این پیوند میان قدرت و مذاکره را میتوان در افق وسیعتر هستیشناسی قرآنی تحلیل کرد. در قرآن، هستی عرصه جدال دائمی میان حق و باطل است«بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ». حق برای اینکه بتواند بر باطل غالب شود، نیازمند ابزار و سازوکار است؛ یکی از آن ابزارها قدرت است. مذاکره در این میان، نه هدف غایی، بلکه یکی از شیوههای بهکارگیری قدرت در میدان تاریخ است. اگر مذاکره منجر به تثبیت حق شود، مطلوب و مشروع است؛ اما اگر به سلطه باطل بیانجامد، عین انحراف است. این نگاه فلسفی ـ قرآنی سبب میشود که مسلمانان در عرصه معاصر، نسبت مذاکره با قدرت را درست فهم کنند. هر گفتوگویی که بدون پشتوانه قدرت مقاومت صورت گیرد، به سازش و تسلیم ختم میشود؛ و هر گفتوگویی که بر پایه اقتدار باشد، بخشی از جهاد کبیر است.
🔸همین منطق را میتوان در سیره پیامبر اکرم ص مشاهده کرد. پیامبر با وجود دعوت دائمی به صلح و رحمت، در بدر و احد و احزاب جنگیدند و در عین حال در حدیبیه مذاکره کردند. اما نکته اینجاست که مذاکره حدیبیه نیز نه از موضع ضعف، بلکه در چارچوب قدرت نوظهور امت اسلامی بود. این نشان میدهد که منطق قرآن در نسبت میان قدرت و مذاکره، بر راهبردی حکیمانه استوار است: قدرت شرط لازم، مذاکره ابزار حکمت و نتیجه عزت مؤمنان خواهد بود.اما هرگاه قدرت نادیده گرفته شود و مذاکره به سازش بدل گردد، امت اسلامی از فلسفه توحیدی قرآن فاصله گرفته است. از «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» تا «وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا»، قرآن به ما میآموزد که قدرت و مذاکره دو سوی یک حقیقتاند. این منطق فلسفی ـ قرآنی، امروز بیش از هر زمان دیگر، چراغ راه امت اسلامی در میدان نبرد و عرصه دیپلماسی است.
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 هزینه دفاع از حق
🎙 سخنران: دکتر اسماعیل شاطری
🔰 موضوع نشست: ناترازی قدرت نرم و سخت در مواجهه با تهاجم ترکیبی دشمن
#کلیپ #مرکز_تربیت_اسلامی
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده تمدنی شهید صدر (ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦جنگ و درس هایی تربیتی برای خانواده
#بخش_اول
✍️ #دکتر_بشیر_خالقیپور
جنگ، به مثابه یک ترومای جمعی و ضربه روانی گروهی و یک فشارگاه اجتماعی حاد، میتواند درسی بزرگ برای نهاد خانواده و شیوههای تربیتی داشته باشد. این درسها لزوماً توجیهگر جنگ نیستند، بلکه «سازوکارهای بقا و انطباقی» هستند که در شرایط بحران آشکار میشوند و میتوانند در شرایط عادی نیز راهگشا باشند.
جنگ سرفصل های تربیتی مهمی برای خانواده ها در حوزهی ارتباط با فرزندان دارد که میتوان به بخشی از آن ها اشاره کرد؛
۱. تابآوری (به عنوان یک مهارت پایه):
جنگ به خانوادهها میآموزد که چگونه در برابر سختیها خم شوند، اما نشکنند. این توانایی، همان تابآوری است، چیزی که منجر به خودکارآمدی، خوشبینی و توانایی ایجاد روابط معنادار می شود. خانواده ها در مواجهه فرزندان شان با مباحث دوران جنگ با چالشهای مختلفی روبرو میشوند، متوجه مفهوم پیروزی و در عین حال شکست میشود و آن را از طریق رسانهها تجربه میکنند. این کار "مقاومسازی روانی" آن ها را به دنبال دارد.
۲. اولویتبندی ارزشها: گذار از مادیات به معنویات
در شرایط جنگی، بسیاری از داراییهای مادی از بین میروند. آنچه باقی میماند، ارزشهای انسانی و ارتباطات عاطفی است: عشق، ایثار، صداقت، و تعهد به خانواده و جامعه.
این امر به خانوادهها نشان میدهد که پایههای واقعی زندگی بر ارزشهای غیرمادی استوار است و آنچه که باید در تربیت فرزندان خصوصا در ایام جنگ دقت نمود ارزشهای اخلاقی و انسانی (مانند نوع دوستی، راستگویی، مسئولیتپذیری) است که لازم است بیش از موفقیتهای مادی و ظاهری بر آن ها تأکید کرد. در این راستا داستانگویی درباره قهرمانانی که به دلیل ایثار و شجاعتشان مورد احترام هستند نه ثروتشان، میتواند مؤثر باشد.
۳. اهمیت پیوندهای اجتماعی و همبستگی
جنگ مرزهای مصنوعی را از بین میبرد و مردم را در برابر یک سرنوشت مشترک متحد میکند. همسایهها به یکدیگر غذا میرسانند، غریبهها پناه یکدیگر میشوند و مفهوم سرمایه اجتماعی در اوج خود ظاهر میشود.
بر اساس نظرات امیل دورکیم، جنگ نوعی همبستگی مکانیکی قوی ایجاد میکند که مبتنی بر احساسات و باورهای مشترک جمعی است.
در این شرایط موقعیت هایی فراهم میشود که فرزند احساس تعلق به جمع را میآموزد. مشارکت در کارهای خیریه، کمک به همسایگان نیازمند و اهمیت دادن به دیگران به طور طبیعی بخشی از برنامه تربیتی فرزندان است.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦جنگ و درس هایی تربیتی برای خانواده
#بخش_دوم
✍️ #دکتر_بشیر_خالقیپور
۴. مهارتهای زندگی عملی و خوداتکایی
در جنگ، سیستمهای عادی زندگی از کار میافتند. خانوادهها مجبور میشوند، تعمیرات کوچک، کمکهای اولیه و مدیریت منابع را خودشان انجام دهند. افرادی که از مهارتهای خوداتکایی پایه برخوردارند، بهتر میتوانند با پیامدهای بحران کنار بیایند و اضطراب کمتری تجربه میکنند. ضمناً فرزندان می آموزند که وابستگی به ابزارهای ارتباطی، اینترنت، برخی سرگرمی های دیگر را باید از خود جدا کنند.
۵. آگاهی تاریخی و انتقال خرد بین نسلها
راویان جنگ که در میدان مبارزه بوده اند، حاملان خاطرات و درسهای تاریخی هستند. گفتوگو بین بزرگترها و کودکان درباره تجربیات زمان جنگ، باعث انتقال خرد، ایجاد حس هویت و درک عمیقتر از تاریخ میشود.
صحبت کردن درباره این تجربیات البته به صورت سازنده و با اجتناب از عوامل اضطراب زا، میتواند به جای انتقال آسیب، باعث انتقال تابآوری شود و به فرزندان هویت و قدرت میبخشد. این کار او را به گذشته پیوند میزند و برای آینده آماده میکند.
۶. مراقبت از سلامت روان
بررسیهای علمی نشان داده که شرایط جنگی عامل برخی از آسیبهای روانی (PTSD، اضطراب، افسردگی) است و افراد آسیب دیده نیاز به درمان و حمایت دارند. خانواده ها باید فضایی امن برای بیان احساسات منفی (ترس، غم، خشم) فراهم کنند.
جنگ به خانوادهها میآموزد که هدف غایی تربیت، پرورش فرزندانی نیست که فقط در شرایط ایدهآل موفق باشند، بلکه پرورش انسانهایی تابآور، معنوی، متعهد به جامعه و مجهز به مهارتهای زندگی است که میتوانند در سختترین شرایط نیز نه تنها زنده بمانند، بلکه شرافتمندانه و انسانی زندگی کنند.
این درسها را میتوان در قالب قصهگویی، الگوسازی، دادن مسئولیتهای واقعی، ایجاد فرصت برای مواجهه با چالشهای کنترلشده و برقراری گفتوگوی صادقانه درباره احساسات و تاریخ به نسل بعد منتقل کرد.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
اندیشکده شهر اسلامی-ایرانی برگزار می کند:
🔰 نشست تخصصی:
آسیب شناسی ساختار و عملکرد شورای عالی شهرسازی و معماری ایران
🎙سخنرانان:
🔹دکتر محمد سعید ایزدی
دبیر اسبق شورای عالی شهرسازی و معماری ایران و عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان
🔹دکتر محمد صالح شکوهی بیدهندی
عضو هیئت علمی گروه شهرسازی دانشگاه علم و صنعت ایران
🎙دبیر نشست:
🔸مهندس آرمین اسلامی
کارشناس گروه شهرسازی اندیشکده شهر اسلامی-ایرانی
⏰زمان: چهارشنبه 9 مهر ماه،
ساعت 15 الی 17
🏢لینک نشست: https://skyroom.online/ch/sadr/sh-eslami-irani
توجه: نشست بصورت مجازی برگزار می گردد.
#اندیشکده_شهر_اسلامی_ایرانی
#شورایعالی_شهرسازی_معماری_ایران
#شهرسازی
#معماری
#نشست
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦ملت یا امت؟ تأملی بر هویت مخاطب جنگ ۱۲ روزه
✍ #محمدحسینشاهآبادی
جنگ ۱۲ روزه فرصتی بود تا دوباره پرسش قدیمی «ملت یا امت؟» در فضای فکری و سیاسی جهان اسلام مطرح شود. برخی در این دوران تأکید کردند که باید نگاه خود را صرفاً به مرزهای ملی محدود کنیم و دغدغه امت اسلامی را کنار بگذاریم. اما تجربه نشان داد که چنین نگاهی، قدرت واقعی جوامع اسلامی را کاهش میدهد.
ملت و کشور با مرزهای جغرافیایی مستقل ارزشمندند، اما نباید جایگزین «امت» شوند. در حقیقت، ملت همچون قطرهای است که هویت خود را دارد، ولی هنگامی که در دریای امت قرار میگیرد، به قدرتی شگرف دست مییابد. جداسازی ملت از امت، همان خطایی است که قرآن نسبت به آن هشدار داده است و تاکید می کند که عربیت و حس ناسیونالیستی نباید بر این غلبه کند: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا، قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا (حجرات، ۱۴) اینجا روشن میشود که ایمان حقیقی، امری قلبی است نه صرفاً زبانی.
اما ایمان واقعی چیست؟ قرآن پاسخ می دهد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» (حجرات، ۱۵) بنابراین، امت اسلامی بر پایه ایمان و جهاد شکل میگیرد، نه بر اساس قومیت یا ملیت. اسلامِ ظاهری یا عربیتِ صرف، توان ایجاد قدرت جمعی ندارد. آنچه امت را قوام میبخشد، اتحاد مؤمنان و مقاومت در برابر دشمن است.
جنگ ۱۲ روزه نشان داد که دشمنان اسلام با تکیه بر ملیگرایی افراطی تلاش میکنند ملتها را از امت جدا کنند. جدا کردن سوریه، درگیر کردن لبنان یا حمله مستقیم به ایران، همه در راستای شکستن «جبهه مقاومت» بود. اما تجربه ثابت کرد که آنچه قدرت واقعی میآفریند، امت اسلامی است که حول محور ایمان و مقاومت شکل گرفته است.
سؤال مهم این است: آیا ملتها در دل امت محو میشوند؟ پاسخ منفی است. ملت همچنان موجودیت و استقلال خود را دارد، اما در چارچوب امت قدرتی فراتر مییابد. استقلال یک ملت، مانند استقلال یک فرد در جامعه است؛ همانگونه که فرد در جامعه هویت جدید پیدا میکند، ملت هم در امت هویت بالاتری مییابد.
امت اسلامی در ادبیات قرآن مفهومی فراتر از یک واحد سیاسی یا قومی است؛ امت بر پایه ایمان به خدا و رسول بنا میشود و اسلام ظاهری نمیتواند چنین پیوندی را ایجاد کند. اگر ملتها بر ملیت خود بیش از حد تکیه کنند و خود را از امت جدا سازند، مانند قطرهای خواهند بود که از دریا فاصله گرفته و بهراحتی تبخیر یا نابود میشود.
پیروزیهای جبهه مقاومت، از لبنان تا فلسطین، گواهی روشن است که ایمان و اتحاد امت میتواند در برابر قدرتهای بزرگ جهان بایستد. ملت ایران نیز قدرت خود را از همین بستر گرفته است. اگر ایران تنها بر ملیت خود تکیه میکرد، امکان ایستادگی در برابر رژیم صهیونیستی و آمریکا وجود نداشت. اما قرار گرفتن در دریای امت اسلامی و پیوند با بنمایه مقاومت و جهاد، قدرتی آفرید که دشمنان را به عقبنشینی واداشت.
پس امت اسلامی نه جایگزین ملت است و نه رقیب آن؛ بلکه افقی است که ملتها را در مسیر ایمان، مقاومت و عزت حقیقی به هم پیوند میدهد. همانگونه که قرآن فرمود: «وَإِنَّ هَذِهِۦٓ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ» (انبیاء، ۹۲)
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦نسبت دانشگاه و جنگ با تمدن سازی
✍ #امیرحسین_لویمی
- دانشمندان دانشگاه فنی ساراتوف روسیه سامانهای برای شناسایی پهپادها بر پایه اثر صوتی (آکوستیکی) توسعه دادهاند. همچنین دانشگاه خارکف در اوکراین سامانهای برای شناسایی نوع مشخصی از پهپادها طراحی کرده است.
- دانشگاههای آمریکا بر این باورند که پروژه منهتن (ساخت بمب اتم) توانست مسائل راهبردیِ جهان در جنگجهانی دوم را دگرگون سازد. دانشگاه شیکاگو در پروژه منهتن نقش مؤثری ایفا کرد؛ پروژهای که به تولید سلاحی با ویرانگری عظیم انجامید و به توقف جنگ در آن مقطع کمک کرد.
- دانشگاههای هنجاری (normal universities) در شوروی در رقابت با غرب توانستند توسعه جامعه را در حوزههایی مانند هوافضا، انرژی هستهای، کشاورزی و ... بهطور محسوسی پیش ببرند. این دانشگاهها نقش عملی در ارتقای ظرفیتهای ملی ایفا کردند.
- در دوران دفاع مقدسِ هشتساله، دانشگاه تهران بانک مصنوعی خون راهاندازی کرد. در همان دوره مقالات درباره نانوپزشکی رشد قابلتوجهی (تا ۳۰۰ درصد) را تجربه کردند و دانشگاه صنعتی شریف در سال ۱۳۶۵ ورود رسمی به تربیت مهندسین حوزه پدافند را آغاز نمود.
همانطور که از مثال های بالا مشخص است دانشگاه اگر بخواهد در تمدنسازی سهم داشته باشد، باید نقش خود را در میدان جنگ (در معنای عامِ آن: نظامی، اقتصادی، فناورانه و ...) پررنگتر کند. تجربه تاریخی نشان میدهد نهاد علم مدرن اصولاً در نسبت با همه پدیده ها از جمله جنگ واکنشی عمل کرده است؛ جنگها دانشگاه را به حرکت درآوردهاند؛ حتی شکلگیری نهاد علم مدرن در ایران واکنشی به درگیریها و جنگ با روسها بود؛ پیدایش رشتههای نخستین این دانشگاه نیز این نسبت را نشان میدهد. هنگامی هم که طب تدریس میشد، بخش قابلتوجهی از آن معطوف به طبِ جنگ بود.
بهطور کلی، دانشگاهها و نهاد علم مدرن بیشتر در مقام «تحلیلگر» رخدادهای میدانی عمل کردهاند تا «پیشبرنده» آنها. واقعیتهای عینی و کنشهای متنوع افراد و گروهها در جامعه شکل میگیرد و سپس علم به میدان آمده و با ابزارهای مفهومی خود آنها را توصیف، تبیین و تحلیل میکند؛ گاه نیز پیشنهادهایی برای اصلاح یا تغییر ارائه میدهد. از همین رو، اقتصاددانان غالباً در مقام مفسران و شارحان رفتارهای اقتصادی دیگران ظاهر شدهاند، نه بهعنوان بنیانگذاران جریانهای اقتصادی نو. همچنانکه در علوم سیاسی نیز معمولاً دانشمندان این حوزه، طراحان نظامهای سیاسی جدید نبودهاند؛ بلکه این انقلابیون، نظامیان و کنشگران میدانیاند که نظامها و تمدنهای تازه را بنا کردهاند و پس از آن، دانشمندان علوم سیاسی به مطالعه، تحلیل و روایت آنها پرداختهاند.
دانشگاهها، مولود و ابزار تمدنها به شمار میآیند؛ نهادی که وظیفه اصلیاش پاسداری، تداومبخشی و تحکیم بنیانهای تمدنی است. تاریخ گواهی روشن بر این حقیقت دارد که جنگها، علیرغم ویرانگری، بستری برای ظهور و بالندگی تمدنهای نو فراهم کردهاند. بر این اساس، اگر دانشگاه بخواهد نقشی ماندگار در دگرگونی یا تثبیت تمدن ایفا کند، ناگزیر است در عرصه جنگ نیز حضوری فعال داشته باشد؛ حضوری که نه در میدان نبرد، بلکه در عرصه تولید دانش، توسعه فناوری، سازماندهی ساختارها و بازسازی ویرانهها معنا مییابد.
در شرایط کنونی، دانشگاههای ایران بیش از حد در مدار دولت قرار دارند و همین وابستگی، ظرفیت تمدنساز آنها را محدود ساخته است. اگر غایت راهبردی کشور، تحقق تمدن نوین اسلامی باشد، حضور فعال دانشگاه در عرصه «جنگ» ــ به معنای گسترده آن: میدان تقابلهای راهبردی و پاسخگویی به نیازهای ملی ــ ضرورتی انکارناپذیر است. برای آنکه دانشگاه بتواند در این مسیر گامهای استوار بردارد، تغییر نگرش و اصلاح ریلگذاری دولت نسبت به این نهاد حیاتی اجتنابناپذیر خواهد بود. واقعیت این است که اگر دانشگاهها از ورود به این عرصه بازداشته شوند، نه «جنگ» بهتنهایی توانایی ایجاد تمدنی نوین خواهد داشت و نه دانشگاهِ منفک از میدان، کارآمدی لازم برای تمدنسازی را خواهد یافت. تمدن نوین اسلامی تنها در پیوند سازنده میان توان علمی دانشگاه و اقتضائات میدان شکل خواهد گرفت.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مقاومتِ تمدنی ایران در برابر نظم نوین آمریکایی
🎙 دکتر محمدرضا احمدی
🔰 موضوع نشست: ایران، هارتلند تئوپولوتیک موعود گرا
#کلیپ #مرکز_تربیت_اسلامی
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده تمدنی شهید صدر (ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
✅ سرمایه اجتماعی در آزمون سخت: تحلیل چگونگی تبدیل تهدید خارجی به فرصت همبستگی ملی توسط مردم ایران
🖊احمد محمدی پژوهشگر حوزه حکمرانی مردمی
#بخش اول
🧩جنگ تحمیلی ۱۲ روزه ی اسرائیل و آمریکا علیه #ملت ایران، فراتر از یک درگیری نظامی، میدانی اجتماعی برای سنجش عمق انسجام ملی و ظرفیت سرمایه اجتماعی این جامعه بود.
دادههای مرکز تحلیل اجتماعی (متا) نشان میدهد که شهروندان ایرانی با واکنشهای عاطفی، شناختی و رفتاریِ هماهنگ، تهدید خارجی را به زمینهای برای تحکیم همبستگی ملی و بازتولید اعتماد اجتماعی بدل کردند. این تحلیل، با استناد به یافتههای نظرسنجی، نقش محوری مردم را در شکلگیری تابآوری جمعی، بازسازی اعتماد اجتماعی و تقویت وحدت ملی در شرایط بحرانی بررسی میکند.
۱. واکنشهای عاطفی: همدلی به مثابه سرمایه اجتماعی
در اوج بحران، احساسات عمیق و همگانی، نخستین پاسخ جامعه به تهدید خارجی بود. بر اساس یافتهها، ۷۰ درصد از شهروندان غم، ۴۰ درصد خشم و ۲۳ درصد ترس را به عنوان اصلیترین احساسات خود گزارش کردند. این پاسخهای عاطفی، بهویژه در مواجهه با فرضیه ی جانباختن شهروندان عادی، نشاندهنده ی وجود همدلی گسترده و حساسیت انسانی در بافت اجتماعی است. حتی در میان گروهی که در شرایط عادی ممکن است بیتفاوت به نظر برسند، تنها ۷ درصد نسبت به کشتهشدن هموطنان خود را بیاحساس اعلام کردند؛ رقمی که خود گواهی بر استحکام پیوندهای اجتماعی و ریشهدار بودن احساس تعلق ملی در جامعه ی ایرانی است.
۲. بازتعریف اقتدار ملی: بازیابی اعتماد جمعی
در مواجهه با تهدید نظامی، جامعه ی ایرانی نه تنها ترس و ناامیدی را تجربه نکرد، بلکه باور خود به قدرت ملی را تقویت کرد. ۷۱ درصد از شهروندان، ایران را دارای برتری راهبردی نسبت به اسرائیل ارزیابی نمودند. جالبتر اینکه این دیدگاه حتی در میان مخاطبان رسانههای برونمرزی و منتقدان داخلی نیز مشاهده شد. این اجماع نسبی، نشان میدهد که بحران، فراتر از تفاوتهای ایدئولوژیک، زمینهساز بازتعریف هویت ملی و بازیابی اعتماد جمعی شده است. در این فرآیند، اسلام سیاسی بهعنوان یک سرمایه ی نمادین، نقشی کلیدی در شکلدهی به درک جمعی از قدرت و مقاومت ملی ایفا کرده است.
۳. مطالبه ی واکنش قاطع: تابآوری به مثابه انتخاب راهبردی
بیش از دو سوم جامعه (۶۷ درصد) خواستار پاسخ نظامی قاطع به تجاوز خارجی بودند، حتی با آگاهی کامل از احتمال گسترش درگیری و پیامدهای سنگین آن. این تمایل، بهویژه در میان نسل جوان، نشاندهنده ی آمادگی روانی و اجتماعی برای دفاع از تمامیت ارضی و استقلال ملی است. این گرایش، صرفاً ناشی از احساسات لحظهای نیست، بلکه نوعی تابآوری راهبردی است که در آن جامعه، با آگاهی از ریسکها، انتخابی آگاهانه برای حفظ عزت ملی و امنیت کلان انجام میدهد.
۴. انسجام نهادی: اعتمادسازی در بحران
بحرانها معمولاً به عنوان آزمونی برای مشروعیت و کارایی نهادها عمل میکنند. در این جنگ کوتاهمدت، اعتماد عمومی به نهادهای کلیدی امنیتی و سیاسی رشد چشمگیری داشت: ۱۵ درصد افزایش اعتماد به سپاه، ۱۰ درصد به ارتش و ۱۳ درصد به حاکمیت. این روند، حتی در میان شهروندانی که پیوند ایدئولوژیک مستقیمی با گفتمان حاکم ندارند، مشهود بود. این یافته، گویای آن است که بحرانها میتوانند به عنوان فرصتی برای ایجاد همگرایی فراجناحی و تقویت سرمایه ی نهادی عمل کنند، بهگونهای که تفاوتهای سیاسی در برابر تهدید مشترک، به حاشیه رانده شوند.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/t